eitaa logo
آینده سازان انقلاب
155 دنبال‌کننده
5.7هزار عکس
5.7هزار ویدیو
101 فایل
نوجوانان و جوانان مسجد امام حسین علیه السلام پایگاه بسیج شهید شیخ فضل الله نوری(ره) آیدی ادمین: @Nazeriyan
مشاهده در ایتا
دانلود
💔 حسین خرازی نشست ترک موتورم بین راه، به یک نفربر برخوردیم که در آتش می‌سوخت. فهمیدیم یک بسیجی داخل نفربر گرفتار شده و دارد زنده زنده می‌سوزد من و حسین آقا هم برای نجات آن بنده‌خدا با بقیه همراه شدیم گونی سنگرها را برمی‌داشتیم و از همان دو سه متری، روی آتش می‌پاشیدیم آن عزیزِ گرفتار شده،با این که داشت می‌سوخت،اصلاً ضجه و ناله نمی‌زد و همین موضوع پدر همه‌ی ما را درآورده بود! بلند بلند فریاد می‌زد: خدایا الان پاهام داره می‌سوزه! می خوام اون ور ثابت قدمم کنی خدایا! الان سینه‌ام داره می‌سوزه این سوزش به سوزش سینه‌ی حضرت زهرا(س) نمی‌رسه خدایا الان دست‌هام سوخت می خوام تو اون دنیا دست‌هام رو طرف تو دراز کنم، نمی‌خوام دست‌هام گناهکار باشه! خدایا صورتم داره می‌سوزه! این سوزش برای امام زمانه برای ولایته اولین بار حضرت زهرا(س)اینطوری برای ولایت سوخت! آتش که به سرش رسید،گفت: خدایا! دیگه طاقت ندارم، دیگه نمی‌تونم دارم تموم می‌کنم. خدایا خودت شاهد باش! خودت شهادت بده آخ نگفتم آن لحظه که جمجمه‌اش ترکید من دوست داشتم خاک گونی‌ها را روی سرم بریزم! حال حسین آقا خیلی بد بود. دو زانویش را بغل کرده بود و های های گریه می‌کرد و می‌گفت: ما جواب اینا را چه جوری بدیم ما فرمانده ایناییم؟ اینا کجا و ما کجا؟اون دنیا خدا ما رو نگه نمی‌داره بگه جواب اینا رو چی می‌دی؟زیر بغلش را گرفتم و بلند کردم و هر طوری بود راه افتادیم. تمام مسیر پشت موتور،سرش را گذاشت روی شانه‌ من و آن قدر گریه کرد که پیراهن و حتی زیر پوشم خیس شد. انتشار به مناسبت ایام 🆔 کانال شهیـב مصطـ؋ـے صـבرزاבه👇 ╔━━━━━━━━━━━━━━━━━━━╗ @shahidmostafasadrzadeh1394 ╚━━━━━━━━━━━━━━━━━━━╝ 🌸الّلهُــــــمَّ عَجِّــــلْ لِوَلِیِّکَــــــ الْفَــــــرَجْ🌸
🍉🍉 ؟! ما امسال، شب‌های طولانی‌‌مان یکی و دو تا نبود... انگار، دل آدم بی‌قرار باشد، حال و هوای زمین و زمان به سامان نباشد، روز‌ها از تقویم قِل می‌خورند و بی‌ خانه و کاشانه می‌شوند طولانی‌ترین شب سال ما، شب ۳۱ اردیبشهت بود؛ همان وقتی که خودمان گوشه خانه بودیم دل‌هایمان جنگل ارسباران، لا‌به‌لای درخت‌ها، دنبال می‌گشت طولانی‌ترین شب سال شب ۷ام و ۱۵ام تیر بود وقتی نفر به نفر چشم انتظار برگه‌های سفید بودیم تا به وصیت پیر جماران عمل کنیم؛ "نگذاریم کشور به دست نااهلان بیوفتد" طولانی‌ترین شب سال، شب ۶ مهر بود زمانی که آن‌وری ها هروله می‌کردند و ما چشم انتظار بودیم تا 💔دوباره بیاید، خطبه بخواند،✌️ روح بدمد در جان پر التهاب ما طولانی‌ترین شب سال شب ۱۰ مهر بود زمانی که یک به یک موشک‌ها را نگاه می‌کردیم🚀 تا ببینیم عوض جان عزیزان ما بر سر کدام غاصب فرود می‌آید القصه؛ ما شب‌های طولانی زیاد داشتیم. الان فقط قرار است یک دقیقه بیشتر، دلمان برای پاره‌های جانمان تنگ شود ... همین‌❤️‍🩹 🤲 أللَّھُمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْفَـــرَج 🤲 برای سلامتی و خوشنودی آقا امام زمان و شادی روح شهدا صلوات 🙏