eitaa logo
مجله میدان آزادی
163 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
84 ویدیو
2 فایل
هنر، میدان آزادی است. www.azadisq.com ارتباط با ادمین 👤 @Azadi_sqart www.AzadiSq.com
مشاهده در ایتا
دانلود
بهترین کتاب‌های افسانه شعبان‌نژاد برای کودکان و نوجوانان 👤 سال‌هاست با واژه‌هایش کنار بچه‌ها ایستاده و از کودکانه‌هایی که گفتنش برای بزرگ‌ترها آسان نیست، و قصه ساخته. او با آثارش دریچه‌ای رو به مهربانی و دوستی به روی مخاطبان خود باز می‌کند. 📚 به همین بهانه، نگاهی به ۱۰ پرمخاطب و خاطره‌ساز او داشته‌ایم؛ کتاب‌هایی که برای گروه‌های سنی مختلف نوشته شده‌اند؛ از سرودهای کوتاه و آهنگین کودکانه تا شعر و داستان‌های بلند نوجوان. هر کتاب، با زبان و تصاویری ویژه، دنیای تازه‌ای را پیش روی مخاطبان قرار می‎دهد؛ از شب و ابر و باد تا خواب‌هایی که بوی درخت صنوبر می‌دهند. 📝 این فهرست، دعوتی به خواندن، سرودن، اندیشیدن و قدم زدن در جهان کودکانۀ افسانه شعبان‌نژاد است. بنابراین تقدیم می‌شود به بچه‌ها، پدر و مادرها، معلمان و همه‌ی کسانی که دلبستۀ ادبیات هستند. 🔗 متن کامل فهرست ۱۰ کتاب شعر و داستان از بهترین کتاب‌های افسانه شعبان‌نژاد را در پرونده‌پرتره این هنرمند بخوانید. 8⃣0⃣3⃣ @azadisqart
◽️ده سریال ایرانی با درون‌مایه ایستادگی در برابر بیگانگان 🇮🇷 ایران، این سرزمین دیرینه و کهن همواره در طول تاریخ مورد طمع دشمنانش قرار گرفته؛ به طمع مادی و غیرمادی، از موقعیت جغرافیایی‌ تا رشک و حسدهای ددمنشانه. در همه‌ی این حوادث، صفحه‌هایی به تاریخ مقاومت و پایداری بی‌مثال ایرانی افزوده شده که ایرانیان حکایت این دلاوری‌ها را سینه‌به‌سینه با شعر و قصه و آواز و موسیقی نسل‌به‌نسل منتقل کرده‌اند. بنابراین می‌توان گفت موضوع مقاومت و پایداری، یکی از کهن‌ترین موضوعات انواع هنرهای ایرانی است که در دوره‌ی معاصر هم مورد توجه قرار گرفته است و در متجددترین و متأخرترین هنرها، یعنی فیلم و سریال هم تجلی کرده است. 📺 شاید مهمترین سریال تاریخی دهه‌های اخیر تلویزیون سریال «در چشم باد» باشد که در قالب یک درام حماسی ‌عاشقانه، زندگی خانواده‌ی میرزا حسن ایرانی و پسرش بیژن ایرانی را در سه مقطع تاریخی نشان می‌دهد. از قیام میرزا کوچک‌خان آغاز می‌کند، به وقایع و تحولاتی مثل جنگ جهانی و حضور نظامی ارتش متفقین در ایران در دوره‌ی پهلوی می‌پردازد و تا جنگ تحمیلی و آزادسازی خرمشهر پیش می‌رود. این سریال روایت مبارزه‌ی سه نسل از ایرانیان را با تهاجم دشمن و استبداد نشان می‌دهد. 🔗 متن کامل فهرست ده سریال ایرانی با درون‌مایه ایستادگی در برابر بیگانگان را در پرونده «ای ایران» بخوانید. 8⃣0⃣4⃣ @azadisqart
یک شعر بی‌طاقت؛ قلب تپنده‌ی طبیعت ✒️ یک پل بالای یک درّه معلّق بود از گام‌های عابران گوشش پر از آواز تق تق بود یک روز این پل بی‌تحمل شد هنگام طوفان، دست او شل شد با یک تکان ساده زود افتاد در عمق درّه توی رود افتاد پل رفت و تصویرش به جا مانده در ذهن روباهی که در آن سو از توله‌های خود جدا مانده 🔍 کلمه‌ی «یک» گویی بیانگر تنهایی هر کدام از این اشیا، گیاهان و حیوانات است. گویی شاعر می‌خواهد ذهن نوجوان را به تنهایی این عناصر و جبری که در آن محبوس شده‌اند، جلب کند و حس حمایت گری و همدلی او نسبت به طبیعت را به جوشش درآورد. شاید در همین راستا باشد که نوعی از اندوه در ابتدا و میانه‌ی این شعرها نهفته است که هوشمندانه در پایان‌بندی هر کدام، به امید بدل می‌شود. 🌱 به گفته‌ی :«سوژه‌ی اصلی اشعار این مجموعه خود نوجوان است. نوجوان باید بیاموزد که زندگی سرشار از شادی و در کنارش سرشار از غم‌هاست و شایسته است برای به شادی رسیدن از بعضی غم‌ها درس گرفت تا به آن تجربه‌ی زندگی برسیم.» 🔗 متن کامل ریویوی کتاب یک شعر بی‌طاقت را بخوانید. 8⃣0⃣5⃣ @azadisqart
تماشای درخت، وسط بزرگراه 📙مجموعه‌شعر «بزرگراه» سروده یکی از مجموعه‌شعرهای متاخر است که شهر را با نگاه شاعرانه روایت می‌کند. همانطور که از نام کتاب برمی‌آید، تمام شعرها حول مفهوم بزرگراه سروده‌شده‌اند. بزرگراه مسیری است که منطقا در روستا و چه‌بسا شهرهای کوچک امکان تحقق ندارد. مسیر بزرگی که مخصوص شهرهای بزرگ است و حجم عظیمی از تردد و زیست مردمان شهر روزانه و به‌ناچار در آن اتفاق می‌افتد. 🛣️ شعبان‌نژاد سعی می‌کند در این مجموعه، در میانۀ خطوط صاف و یکسان و خاکستری بزرگراه، جادوی تماشا را به‌کارگیرد. او در حالیکه بسته‌شده به صندلی با کمربندی ایمنی پشت فرمان است و نباید هنگام رانندگی یک‌لحظه هوشیاری را کنار بگذارد، سعی می‌کند پرنده را ببیند، سعی می‌کند تک و توک درخت‌هایی که هستند را ببیند، سعی می‌کند حتی انبوه درخت‌هایی که نیستند را هم ببیند! ✨ شعرهای شعبان‌نژاد در این دفتر خود گواه این است که هرجا انسان هست شعر هم هست، حتی در میانۀ «دود و ماشین»، حتی وسط بزرگراه! 🔗 متن کامل ریویوی نقد و بررسی کتاب بزرگراه را بخوانید. 8⃣0⃣6⃣ @azadisqart
ده شعر عاشورایی از ده شاعر بزرگ ادبیات کهن 📜 تاریخ ادبیات فارسی و شعر ایرانی، به‌نوعی تاریخ ادبیات اسلامی و عرفانی و مدایح و معارف پیامبر خاتم و خاندان شریف است. مخصوصا از دوران اوج‌گرفتن و آغاز عصر طلایی شعر فارسی از حوالی قرن پنجم، شعر فارسی در اکثریت چهره‌های درخشانش از معارف دینی دور نبوده است و مدح پیامبر و خاندان یا سخن‌گفتن از آموزه‌های ایشان مخصوصا در شعر شاعرانی که غرق در دربار و شعر درباری نبودند و شخصیتی مستقل و اندیشمند نیز داشتند دیده می‌شود. مدح و محبت خاندان پیامبر و امامان را حتی در شعر بسیاری از شاعران سنی‌مذهب ایرانی و فارسی‌سرا می‌توانیم ببینیم. به طور مثال در مورد امام حسین علیه السلام و ماجرای کربلا و عاشورا نیز همین داستان برقرار است. حال چه با اشاره و تلمیح و استفاده از مضامین عاشورایی، چه با پرداختن صریح به سوگ امام حسین و واقعه کربلا که موضوع این یادداشت و فهرست شعر است. در این فهرست سعی کردیم ده شعر زیبا و کمتر شنیده‌شده از ده شاعر بزرگ تاریخ ادبیات فارسی و شعر ایرانی انتخاب کنیم که نه مانند شعر مولوی و حافظ با کنایه بلکه با تصریح در موضوع کربلا سروده شده باشند. ✍️ ابن حسام خوسفی شاعر قرن هشتم، در یکی از رباعی‌های لطیفش می‌گوید: ای صبح ندانم که چه در یافته‌ای مشکین قصب از بهر که بشکافته‌ای خورشید عفاک الله از آن‌روز که گرم بر تشنه‌لبان کربلا تافته‌ای 🔗 به مناسبت فرارسیدن ماه محرم، متن کامل فهرست ده شعر عاشورایی از ده شاعر بزرگ ادبیات کهن را در مجله میدان آزادی بخوانید. 8⃣0⃣7⃣ @azadisqart
📜 شعر صائب تبریزی در سوگ امام حسین 📆 به مناسبت دهم تیرماه روز بزرگداشت قصیده‌ای در سوگ امام حسین بخوانید از این شاعر بزرگ ادبیات فارسی: چون آسمان کند کمر کینه استوار کشتی نوح بشکند از موجۀ بحار خون شفق ز پنجۀ خورشید می‌چکد از بس گلوی تشنه‌لبان را دهد فشار در چاه سرنگون فکند ماه مصر را یعقوب را سفید کند چشم انتظار پورِ ابوتراب، جگرگوشۀ رسول طفلی که بود گیسوی پیغمبرش مهار روزی که پا به دایرۀ کربلا نهاد بشنو چه‌ها کشید ز چرخِ ستم‌شعار از زخم تیر بر بدن نازنین او صد روزن از بهشت برین گشت آشکار اول لبی که بوسه‌گه جبرئیل بود بی‌آب شد ز سنگدلی‌های روزگار رنگین ز خون شده‌ست ز بی‌رویی سپهر رویی که می‌گذاشت برو مصطفی عذار طفلی که ناقـة الله او بود مصطفی خصم سیاه‌دل شده بر سینه‌اش سوار عیسی در آسمان چهارم گرفت گوش پیچید بس که نوحه در این نیلگون حصار نتوان سپهر را به سر انگشت برگرفت چون نیزه بر گرفت سر آن بزرگوار از بس که طائران هوا خون گریستند از ماتم تو روی زمین گشت لاله‌زار خضر و مسیح را به نفس زنده می‌کنند آن‌ها که در رکاب تو کردند جان نثار چون خاک کربلا نشود سجده‌گاه عرش؟ خون حسین ریخت بر آن خاک مشکبار 🔗 متن کامل فهرست ده شعر عاشورایی از ده شاعر بزرگ ادبیات کهن را بخوانید. 8⃣0⃣8⃣ @azadisqart
◽️ نمادشناسی و تاریخچه نقوش و نمادهای عاشورایی در هنر ایرانی 🌴 هیئت‌های عزاداری با نخل‌های عظیم‌الجثه و علامت‌های فلزی بر دوش علمدارها، همچنین کتیبه‌ها با نقوش عاشورایی و سقاخانه‌ها با شکل و شمایل منحصربه‌فرد خود، از تصاویر خاطره‌انگیز و همیشگی عزاداری‌های محرم هستند که مانند دنیایی از نقش و رنگ و نشانه، سوگواران محرم را در بر می‌گیرند. اما به کارگیری نمادها و نقوش عاشورایی در بین ما ایرانیان از چه زمانی آغاز شد و این نمادها چه مفاهیمی را با خود حمل می‌کنند؟ بعضی هیئت‌های محرم در ایران را به دوران حکومت محلی آل بویه در قرن چهارم نسبت می‌دهند که خانواده‌ای شیعه و اصالتاً ایرانی بودند. در این دوره، ایران شاهد اولین نمود رسمی عزاداری‌های محرمی بوده است و بعد از آن این آیین با روی کار آمدن سلجوقی‌ها و حکومت‌های بعدی با شیوه‌های متفاوت برگزار می‌شده است. بعد از آل بویه، صفویان به‌عنوان دومین خاندان ایرانی شیعه، زمامداری عزاداری‌های رسمی محرم را به دست می‌گیرند. 🦚 نقش‌مایه‌ی طاووس از نمادهای مهم برگفته از فرهنگ شرق در هنر ماست که در فرش‌ها، سفالینه‌ها، ظروف، معماری و کاشی‌کاری‌های سردر بسیاری از مساجد به کار رفته است. این نقش، نماد بهشت و جاودانگی محسوب می‌شود. نقوش روی پر طاووس، همچون خورشیدی‌ در نهایت دقت، توازن و زیبایی بروز می‌کند. نقش طاووس چه به‌علت ظاهر خورشید مانند پرهایش و چه به‌دلیل بار معنایی اسطوره‌ای‌اش، با فرهنگ ایرانی گره خورده است. 🔗 متن کامل یادداشت نمادشناسی و تاریخچه نقوش و نمادهای عاشورایی در هنر ایرانی را بخوانید. 8⃣0⃣9⃣ @azadisqart
◽️ روایت ایستادگی در کتاب شانزده سال نوشته منیژه آرمین 👤 یکی از مهمترین نویسندگان زن معاصر است که در دهه‌های گذشته با اثری چون «ای کاش گل سرخ نبود» توجه‌ها را به خود جلب کرد. او در رمان «شانزده سال» به هنرمندانی که در برابر استبداد رضاخان سر خم نکردند پرداخت و صحنه‌های درخشانی را به تصویر کشیده است. 📚 از پشت در استاد را دید که تار را در بغل گرفته و سرش به روی ساز خم شده بود. همه می‌دانستند که او و تار دو یار جدانشدنی هستند. کلنل فقط سالی یک بار دست از نواختن تار می‌کشید آن روز با حالی آشفته. کاسه تار می‌کوبید و با صدایی محزون می‌خواند شاخسین واحسین و با این کار خود شاگردان و اطرافیان را به گریه می‌انداخت. کلنل آن قدر سرگرم بود که متوجه آمدن او نشد. تنها هنگامی که سایه‌ای را بالای سر خود دید دست از کار کشید و با دقت به او نگاه کرد و با حالتی کنایه‌آمیز گفت خوب بالاخره آمدی مجرم را جلب کنی؟ گفت:« بگو، می‌دانم که مأموری و معذور. بگو شاه دیگر چه خوابی دیده است؟» مختاری دو پیشنهاد اصلی شاه را گفت و تأکید کرد که اگر به خواست شاه تن در دهد چقدر برای پیشرفت موسیقی مؤثر خواهد بود؟ کلنل هیچ نگفت و این سکوتش از صد تا فحش بدتر بود. کفیل نظمیه با عجله پله‌ها را طی کرد تا خود را به اتومبیل برساند. در راه صدای ضربه‌هایی را شنید که بر تار فرود می‌آمد، انگار که روز روز عاشورا بود و او در صف اشقیا ایستاده بود. راهی که در سالیان بعد تا انتهایش را پیمود. 🔗متن کامل روایت ایستادگی در کتاب شانزده‌سال را بخوانید. 8⃣1⃣0⃣ @azadisqart
◽️ یک صفحه داستان: روایت ایستادگی در کتاب نگهبان تاریکی، نوشته مجید قیصری 📚 «ما وقتی رسیدیم جلوی دهنه که سیاوش از سبزی چشمه و آن تخته‌سنگ سیاه گذشته بود. آن طرفی‌ها انگار دیرتر متوجه سیاوش شده بودند. تا جمع شوند پشت خاکریز کمی طول کشید. شاید آمده بودند و ما نمی‌دیدیم‌شان. چند سر سیاه از دور پیدا بودند. تا سیاوش نزدیک‌شان شد بیشتر شدند. هجوم آورده بودند لب خاکریز. شاید باور نمی‌کردند یکی دستی‌دستی خودش را اسیر می‌کند. انگار سیاوش نمی‌خواست برود بالای خاکریز. همان پایین چند لحظه ایستاده بود به حرف زدن. تکان دادن دستش را می‌دیدیم. گاه به ما و گاه به چشمه اشاره می‌کرد. چه داشت به آن‌ها بگوید، کسی نمی‌داند. عربی هم درست نمی‌دانست، در حد چند کلمه. چند بار گفته بود «خودم درستش می‌کنم رسم ما این است.» نگفته بود کدام رسم. گفته بود «ما خون را با خون نمی‌شوییم. تاوانش را می‌دهیم.» چه جور تاوانی نگفته بود. شاید اگر می‌گفت، جلوش را می‌گرفتیم. شاید ملافه‌ی سفید و دست خالی رسمش بود که می‌گفت، شاید هم تاوانش. ما فقط نگاهش کردیم تا این‌که دیدیم رفت بالای خاکریز و رفت آن طرف. هجوم بردن آن‌ها را به طرفش دیدیم. نمی‌شود گفت با خشم بود ولی هجوم بود. شاید ریختند روی سرش. تنها. رسم آن‌ها را که دیگر می‌دانیم. تنها که گیرت بیاورند معلوم است. حالا با سیاوش چه کردند، نمی‌دانیم. دیگر برنگشت. مهم این بود که گفت می‌رود و رفت. بعد از رفتنش آوردن آب عادی شد. ما که از خوردن آب خاطره‌ی خوشی نداشتیم. همین رفتن سیاوش بدترش کرد. مگر می‌شد آب خورد و یادش نیفتاد.» 8⃣1⃣1⃣ @azadisqart
◽️ ده آهنگ برتر از بهترین تصنیف‌ها و ترانه‌های محمد اصفهانی 👤 «محمدمهدی واعظی» مشهور به ، پزشک، آهنگساز و خواننده سنتی و پاپ موسیقی ایرانی، در چهاردهم تیرماه ۱۳۴۵ در تهران به دنیا آمد. خانواده او اصالتا اهل اصفهان بودند. او ابتدا موسیقی ایرانی را در مکتب «محمدرضا شجریان» و «علی جهاندار» آموخت. سپس نزد اساتیدی چون «همایون خرم»، «بابک بیات» و «فریدون شهبازیان»، تصنیف‌خوانی و زیبایی‌شناسی در الحان موسیقی ایرانی را فرا گرفت. 🎵 وسعت صدای کم‌نظیر، رنگ صدای زیبا و متمایز، تکنیک‌های آوازخوانی و خوانندگی در ژانرهای مختلف موسیقی و نیز همکاری با جمعی از بهترین آهنگسازان ایرانی از اصفهانی یک چهره متمایز و تحسین‌شده در تاریخ موسیقی معاصر ایران ساخت. می‌توان گفت محمد اصفهانی دستکم از میانه دهه هفتاد تا میانه دهه هشتاد محبوب‌ترین و شنیده‌شده‌ترین خواننده موسیقی ایران در حوزه موسیقی پاپ بود و خاطرات ایرانیان زیادی در دهه‌های هفتاد و هشتاد به صدای او گره خورده است. 🏆 در سی‌ویکمین دوره جشنواره فجر(۱۳۹۱)، اصفهانی جایزه بهترین خواننده موسیقی پاپ را به دست آورد. همچنین در سال ۱۴۰۰، نشان درجه یک هنری در رشته خوانندگی به او اعطا شد. 🔗 به مناسبت زادروز این هنرمند، متن کامل و آهنگ‌های فهرست ۱۰ آهنگ برتر از بهترین تصنیف‌ها و ترانه‌های محمد اصفهانی در سایت مجله میدان آزادی بخوانید و بشنوید. 8⃣1⃣2⃣ @azadisqart
Mohammad Esfahani-1309974176859349245_469167646287579.mp3
زمان: حجم: 16.9M
🎵 «فرصت بدرود» شاعر: و آهنگساز: خواننده: آلبوم: «گلچین» فرصت شمار صحبت، کز این دو راه منزل چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن کجا رفتی ای آبروی دو عالم؟ نگین سلیمان به حلقهٔ خاتم؟ پس از تو خدا را چه چاره کنم؟ 🔗 دیگر آهنگ‌ها و مطلب کامل ده ترانه و تصنیف برتر محمد اصفهانی را در سایت مجله میدان آزادی بشنوید و بخوانید. 8⃣1⃣3⃣ @azadisqart
هدایت شده از مجله میدان آزادی
▪️تصویرگری حماسهٔ عباس بن علی علیه‌السلام با اقتباسی مدرن از سنت نقاشی قهوه‌خانه‌ای به روایت هاجر سلیمی نمین ده تصویرگری برتر عاشورایی را اینجا ببینید 2⃣5️⃣7️⃣ @azadisqart