eitaa logo
مجله میدان آزادی
162 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
83 ویدیو
2 فایل
هنر، میدان آزادی است. www.azadisq.com ارتباط با ادمین 👤 @Azadi_sqart www.AzadiSq.com
مشاهده در ایتا
دانلود
◽️ روایت ایستادگی در کتاب شانزده سال نوشته منیژه آرمین 👤 یکی از مهمترین نویسندگان زن معاصر است که در دهه‌های گذشته با اثری چون «ای کاش گل سرخ نبود» توجه‌ها را به خود جلب کرد. او در رمان «شانزده سال» به هنرمندانی که در برابر استبداد رضاخان سر خم نکردند پرداخت و صحنه‌های درخشانی را به تصویر کشیده است. 📚 از پشت در استاد را دید که تار را در بغل گرفته و سرش به روی ساز خم شده بود. همه می‌دانستند که او و تار دو یار جدانشدنی هستند. کلنل فقط سالی یک بار دست از نواختن تار می‌کشید آن روز با حالی آشفته. کاسه تار می‌کوبید و با صدایی محزون می‌خواند شاخسین واحسین و با این کار خود شاگردان و اطرافیان را به گریه می‌انداخت. کلنل آن قدر سرگرم بود که متوجه آمدن او نشد. تنها هنگامی که سایه‌ای را بالای سر خود دید دست از کار کشید و با دقت به او نگاه کرد و با حالتی کنایه‌آمیز گفت خوب بالاخره آمدی مجرم را جلب کنی؟ گفت:« بگو، می‌دانم که مأموری و معذور. بگو شاه دیگر چه خوابی دیده است؟» مختاری دو پیشنهاد اصلی شاه را گفت و تأکید کرد که اگر به خواست شاه تن در دهد چقدر برای پیشرفت موسیقی مؤثر خواهد بود؟ کلنل هیچ نگفت و این سکوتش از صد تا فحش بدتر بود. کفیل نظمیه با عجله پله‌ها را طی کرد تا خود را به اتومبیل برساند. در راه صدای ضربه‌هایی را شنید که بر تار فرود می‌آمد، انگار که روز روز عاشورا بود و او در صف اشقیا ایستاده بود. راهی که در سالیان بعد تا انتهایش را پیمود. 🔗متن کامل روایت ایستادگی در کتاب شانزده‌سال را بخوانید. 8⃣1⃣0⃣ @azadisqart
◽️ یک صفحه داستان: روایت ایستادگی در کتاب نگهبان تاریکی، نوشته مجید قیصری 📚 «ما وقتی رسیدیم جلوی دهنه که سیاوش از سبزی چشمه و آن تخته‌سنگ سیاه گذشته بود. آن طرفی‌ها انگار دیرتر متوجه سیاوش شده بودند. تا جمع شوند پشت خاکریز کمی طول کشید. شاید آمده بودند و ما نمی‌دیدیم‌شان. چند سر سیاه از دور پیدا بودند. تا سیاوش نزدیک‌شان شد بیشتر شدند. هجوم آورده بودند لب خاکریز. شاید باور نمی‌کردند یکی دستی‌دستی خودش را اسیر می‌کند. انگار سیاوش نمی‌خواست برود بالای خاکریز. همان پایین چند لحظه ایستاده بود به حرف زدن. تکان دادن دستش را می‌دیدیم. گاه به ما و گاه به چشمه اشاره می‌کرد. چه داشت به آن‌ها بگوید، کسی نمی‌داند. عربی هم درست نمی‌دانست، در حد چند کلمه. چند بار گفته بود «خودم درستش می‌کنم رسم ما این است.» نگفته بود کدام رسم. گفته بود «ما خون را با خون نمی‌شوییم. تاوانش را می‌دهیم.» چه جور تاوانی نگفته بود. شاید اگر می‌گفت، جلوش را می‌گرفتیم. شاید ملافه‌ی سفید و دست خالی رسمش بود که می‌گفت، شاید هم تاوانش. ما فقط نگاهش کردیم تا این‌که دیدیم رفت بالای خاکریز و رفت آن طرف. هجوم بردن آن‌ها را به طرفش دیدیم. نمی‌شود گفت با خشم بود ولی هجوم بود. شاید ریختند روی سرش. تنها. رسم آن‌ها را که دیگر می‌دانیم. تنها که گیرت بیاورند معلوم است. حالا با سیاوش چه کردند، نمی‌دانیم. دیگر برنگشت. مهم این بود که گفت می‌رود و رفت. بعد از رفتنش آوردن آب عادی شد. ما که از خوردن آب خاطره‌ی خوشی نداشتیم. همین رفتن سیاوش بدترش کرد. مگر می‌شد آب خورد و یادش نیفتاد.» 8⃣1⃣1⃣ @azadisqart
◽️ ده آهنگ برتر از بهترین تصنیف‌ها و ترانه‌های محمد اصفهانی 👤 «محمدمهدی واعظی» مشهور به ، پزشک، آهنگساز و خواننده سنتی و پاپ موسیقی ایرانی، در چهاردهم تیرماه ۱۳۴۵ در تهران به دنیا آمد. خانواده او اصالتا اهل اصفهان بودند. او ابتدا موسیقی ایرانی را در مکتب «محمدرضا شجریان» و «علی جهاندار» آموخت. سپس نزد اساتیدی چون «همایون خرم»، «بابک بیات» و «فریدون شهبازیان»، تصنیف‌خوانی و زیبایی‌شناسی در الحان موسیقی ایرانی را فرا گرفت. 🎵 وسعت صدای کم‌نظیر، رنگ صدای زیبا و متمایز، تکنیک‌های آوازخوانی و خوانندگی در ژانرهای مختلف موسیقی و نیز همکاری با جمعی از بهترین آهنگسازان ایرانی از اصفهانی یک چهره متمایز و تحسین‌شده در تاریخ موسیقی معاصر ایران ساخت. می‌توان گفت محمد اصفهانی دستکم از میانه دهه هفتاد تا میانه دهه هشتاد محبوب‌ترین و شنیده‌شده‌ترین خواننده موسیقی ایران در حوزه موسیقی پاپ بود و خاطرات ایرانیان زیادی در دهه‌های هفتاد و هشتاد به صدای او گره خورده است. 🏆 در سی‌ویکمین دوره جشنواره فجر(۱۳۹۱)، اصفهانی جایزه بهترین خواننده موسیقی پاپ را به دست آورد. همچنین در سال ۱۴۰۰، نشان درجه یک هنری در رشته خوانندگی به او اعطا شد. 🔗 به مناسبت زادروز این هنرمند، متن کامل و آهنگ‌های فهرست ۱۰ آهنگ برتر از بهترین تصنیف‌ها و ترانه‌های محمد اصفهانی در سایت مجله میدان آزادی بخوانید و بشنوید. 8⃣1⃣2⃣ @azadisqart
Mohammad Esfahani-1309974176859349245_469167646287579.mp3
زمان: حجم: 16.9M
🎵 «فرصت بدرود» شاعر: و آهنگساز: خواننده: آلبوم: «گلچین» فرصت شمار صحبت، کز این دو راه منزل چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن کجا رفتی ای آبروی دو عالم؟ نگین سلیمان به حلقهٔ خاتم؟ پس از تو خدا را چه چاره کنم؟ 🔗 دیگر آهنگ‌ها و مطلب کامل ده ترانه و تصنیف برتر محمد اصفهانی را در سایت مجله میدان آزادی بشنوید و بخوانید. 8⃣1⃣3⃣ @azadisqart
هدایت شده از مجله میدان آزادی
▪️تصویرگری حماسهٔ عباس بن علی علیه‌السلام با اقتباسی مدرن از سنت نقاشی قهوه‌خانه‌ای به روایت هاجر سلیمی نمین ده تصویرگری برتر عاشورایی را اینجا ببینید 2⃣5️⃣7️⃣ @azadisqart
مجله میدان آزادی
◽️ یک صفحه داستان: روایت ایستادگی در کتاب اندکی سایه، نوشته احمد بیگدلی 👤 را می‌توان یکی از نقطه‌های پیوند بین «مکتب داستان جنوب» و «مکتب داستان اصفهان» دانست. در بریده‌ای که به مناسبت ایام عزاداری اباعبدالله الحسین از رمان برگزیده‌ایم، یکی از فرازهای عاشورایی این رمان ضداستعماری را با هم می‌خوانیم: 📚 «عکس از وسط تا خورده است. از همان جا شکسته که هادی زیر درخت نشسته است. نمی‌دانم چه کسی این عکس را گرفته. به نظر می‌رسد اتفاقی انگشتش را گذاشته روی شاتر. خیلی دور از آدم‌های عکس ایستاده است؛ جایی در سرفصل سایه‌ی درخت و روشنی صبح. نه. این عکس اصلاً یادگاری نیست: کابوس است. نگاه کن حالت دل‌آشفتگی و پریشانی این چند نفر را به خوبی می‌توانی احساس کنی. مادرم می‌گفت که از دهان نازبَگُم شنیده است که مادربزرگ خواب مرگ نوه‌اش را دیده بود _درست همان شب فاجعه. گویا خود هادی هم در خواب دیده، خواب خودش را، با سری که شکافته بوده و خون می‌ریخته روی پیراهنش. اما اهمیت نداده. گفته:« بی‌بی، روز، روز عاشور است، روز قیامت است. من بمانم خانه؟ ذوالجناح را به دست کی بسپارم که سالم برگرداند؟» پدرم گفت:« آن سال، سال اعتصاب، همه‌ی کارگرها سیاه پوشیده بودند و یک گل سرخ محمدی گل‌دوزی کرده بودند، سمت راست پیراهن‌شان. شاید مادر بزرگ به همین خاطر دل‌واپس نوه‌اش بوده است.» هادی می‌گوید:« من اهل سیاست نیستم. می‌خواهم حسین‌اللهی باشم. «این نوایت داده با قدسی نفس» بگذار که فرق مرا هم بشکافند. آخر این خون سرخ باید خاصیتی داشته باشد. باید بریزد روی خاک و پر سیاوشانی شود برای درمان تن تب‌دار خیلی‌ها که بعد از ما می‌آیند. «آتنا فی دار عقبانا حسن» مادرم می‌گفت:« بی‌بی در جواب گفته من علیل چه بکنم؟ من که زمین‌گیرم و حسرت به دل تماشای مراسم عاشورا.» هادی می‌گوید که نمی‌تواند بماند، فقط برای این که خواب آشفته‌ای دیده‌اند. آن وقت بی‌بی، سر به دیرک ایوان می‌گذارد و می‌گوید:« پس اقلاً برای خاطر من روضه‌ای بخوان و برو به امان خدا.» هادی می‌رود ذوالجناح را می‌آورد تا دور بگرداند. دست بکشد به آن یال بلند شانه‌کرده، به آن پیشانی سفید. معطل می‌ماند تا نازبَگم سیاوش را از ننو بردارد و ببندد پشتش، برود رخت ذوالجناح را از بیرون بیاورد؛ پارچه‌ی بلند سبزی که با یک عالمه گل سرخ تزیینش کرده بود. نازبگُم رخت را می‌پوشاند به اسب و آن پیشانی را می‌بوسد و لحظه‌ای خیره در چشم‌های اسب نگاه می‌کند. انگار می‌خواسته بگوید «مواظب این مرد باش. روز روز عاشورا است. نکند بلایی سرش بیاورند. همان طور که در خواب گفته بـود.» بی‌بی پا کشان می‌خزد و می‌آید کنار باغچه تا اشک‌هایش را بریزد پای بوته‌ی نسترن. هادی سر در گوش اسب می‌گذارد و شروع می‌کند به خواندن: چون خون ز حلق تشنه‌ی او بر زمین رسید جوش از زمین به ذُروه‌ی عرش برین رسید نزدیک شد که خانه‌ی ایمان شود خراب از بس شکست‌ها که به ارکان دین رسید» 🔗 متن کامل روایت ایستادگی در کتاب اندکی سایه را در سایت بخوانید. 8⃣1⃣4⃣ @azadisqart
بازی مرکب۳؛ سرطان دنباله‌سازی 🎬 دنباله‌سازی به خودی‌خود، حادثه‌ی بدی نیست. وقتی می‌توانیم شخصیت‌های محبوب و قصه‌ی جذاب را باز هم ببینیم، چرا که نه؟ خوب است که «پدرخوانده» ادامه داشته و خوب است که ما امروز چند قسمت «داستان اسباب‌بازی‌ها» داریم اما دنباله‌سازیِ امروز سریال‌های محبوب، دیگر ادامه‌ی قصه نیستند. گمان می‌کنم حتی سازندگان، تلاشی برای نوشتن یک فیلمنامه‌ی تازه نمی‌کنند، به نظر می‌رسد این کار نه از سر اهمال‌کاری که در راستای سیاست‌گذاری‌های مالی است. وقتی یک داستان جواب داده، چرا ریسک کنیم و داستان جدیدی بسازیم که ممکن است جواب ندهد؟ و اینجاست که دنباله‌سازی تبدیل به یک سرطان می‌شود. 🎞 اگر بخواهیم مثال بزنیم، و بسیاری دیگر از فیلم و سریال‌های محبوب این روزها، شبیه به یک قاچ پرتقال‌اند و این و قاچ پرتقال باید تا جایی که امکان دارد چلانده شود. برای بهره‌وری بیشتر هم، از همه‌ی ظرفیت صنعت سرگرمی کره‌ی جنوبی استفاده شد. 🔍 هر چه که بود، این تلاش دسته‌جمعی نتیجه داد، فصل سوم هم مثل باقی فصل‌های رکورد زد و توانست توجه مخاطبان زیادی را جلب کند و کارگردان را به نان‌ونوایی برساند، ولی آیا بازی مرکب یک اثر ماندگار است؟ سرنوشت باقی سریال‌های مشهور نشان می‌دهد که احتمالاً این طور نیست و در نهایت داستان‌های واقعی هستند که باقی می‌مانند. 🔗 متن کامل ریویوی نقد و بررسی سریال بازی مرکب۳، ساخته هوانگ دونگ هیوک را در پرونده هزار و یک سریال بخوانید‌. 8⃣1⃣5⃣ @azadisqart
◽️ یک صفحه داستان: روایت ایستادگی در داستان آن‌ها چه‌جوری می‌گریند، نوشته حافظ خیاوی 👤 با انتشار مجموعه‌داستان «مردی که گورش گم شد» در دهه‌ی ۸۰ جامعه‌ی ادبی ایران را شوکه کرد. برشی از این کتاب را بخوانیم: 📖 «محمد و رضا بلند می‌شوند. نوبت جنگ‌شان رسیده است. ایستاده‌اند کنار هم. منتظرند شمر هَل من مبارزش را بگوید تا میکروفون را برای این‌ها بیاورند... نوبت جنگ من نشده است. من آخرین نفرم. دیشب شبیه گردان گفت: «عبدالله وقتی به میدان می‌رود که کسی برای حسین نمانده است.» و گریه کرد، آه کشید و گفت: «پدر و مادرم فدای تو باد، ای غریب بی‌کس!» صبح کمی نگران بودم. می‌ترسیدم تا وقت جنگ من، جماعت پراکنده شوند. حوصله‌ی خیلی‌ها سر برود و بگذارند بروند ولی نرفته‌اند و شاید بیشتر هم شده‌اند. شبیه گردان به دو می‌آید پیش من می‌گوید آماده شوم. صدایش گرفته و نفس‌نفس می‌زند. قلبم تندتر می‌زند. کاغذ تعزیه در دستم می‌لرزد، بلند می‌شوم. پاهایم خواب رفته است. شبیه گردان گفته بود، وقتی امام افتاد یادت باشد امام به شمشیرش تکیه داده عبا را درآورده و کفن پوشیده است. کفن قرمز قرمز است قشون دورش حلقه زده و می‌چرخد. اسد به من می‌گوید: «خودت را بینداز و می‌کشدم کنار جنازهٔ حسین و می‌افتم کنار حسین بر خاک می‌افتم قشون دوباره شادی می‌کند. طبل‌زن‌ها هم می‌زنند روی طبل‌ها دیم دیم دیم دیم... بوی دود بلند می‌شود. صدای سوختن می‌آید.» 🔗 متن کامل روایت ایستادگی در داستان آن‌ها چه جوری می‌گریند، نوشته‌ی حافظ خیاوی را بخوانید. 8⃣1⃣6⃣ @azadisqart
فهرست: ده آلبوم برتر موسیقی عاشورایی 🔹بیشتر آثار تولید شده در زمینه موسیقی عاشورایی از جنس بازخوانی و بازآفرینی‌اند و سهم آثار تالیفی و خلاقانه بسیار اندک است. تقریبا هرسال ایام محرم یک یا چند آلبوم عاشورایی با همان فضای بازخوانی منتشر می‌شود که فارغ از کیفیت تنظیم و اجرا، متاسفانه عموما ارجاعی به آبشخور اصلی هم ندارند و به این بهانه که نسخه‌های اصلی جزو فرهنگ عمومی شنیداری عاشورایند، اسمی از مولفان اثر در اطلاعات مندرج در ین آلبوم‌ها آورده نمی‌شود؛. 🔹در تدوین این فهرست ضمن اهتمام بر تنوع در ژانر و فرم، سعی کردیم بیشتر سراغ تعدادی از بهترین آثار «تالیفی» و «خلاقانه» در موسیقی عاشورایی برویم. همچنین سعی کردیم سراغ آلبوم‌هایی برویم که بیشتر به نظر می‌رسد خلقشان از دل هنرمند یا هنرمندانی جوشیده باشد نه از سفارش ارگان‌ها. متن کامل فهرست ده آلبوم موسیقی عاشورایی را بخوانید. 8⃣1⃣7⃣ @Azadisqart
Ahmad Pejman4_6014701428570856200.mp3
زمان: حجم: 3.5M
🎵 «مرد سرنوشت» آهنگساز: خواننده: گروه کر آلبوم: «تک‌سوار عشق» 🚩 مختار! ای مردسرنوشت! پوشیده‌ای زره ز ره انتقام دوست 🔗 دیگر آهنگ‌ها و مطلب کامل فهرست ده آلبوم برتر موسیقی عاشورایی را در سایت مجله میدان آزادی بشنوید و بخوانید. 8⃣1⃣8⃣ @azadisqart
تاریخچه انتقادی «نشانِ نیوبری»، اولین جایزه ادبیات كودكان در جهان 🥇 بیش از ۱۰۰ سال است که از اولین اهدای می‌گذرد و هنوز که هنوز است، این جایزه از جایگاه ویژه‌ای در جهان برخوردار است. اما هر مدال و نشان براقی اگر مورد غفلت قرار بگیرد و هر چند وقت یک بار گردگیری نشود، از درخشش گذشته می‌افتد و حتی با گذر زمان، گرد زنگار کهنگی و ضعف بر آن خواهد نشست. 📚 هدفی که بر سردر این جایزه‌ی شناخته شده حک شده، شناساندن بهترین آثار در حوزه‌ی شعر، رمان و نمایشنامه و فراهم کردن فرصتی است برای کتابداران. فرصتی برای ‌کسانی که زندگی خود را صرف خدمت به شوق خواندن می‌کنند تا بتوانند نوشته‌های ارزنده را تشویق و برای کودکان و نوجوانان ترویج کنند. نشان نیوبری به همین واسطه می‌تواند جایزه‌ای در خدمت مروجان کتابخوانی و به ویژه نویسندگان باشد. 🔗 در روز ادبیات کودک و نوجوان، متن کامل یادداشت تاریخچه انتقادی نشان نیوبری را بخوانید. 8⃣1⃣9⃣ @azadisqart