eitaa logo
دانیال عبدی (تحلیلگر)
3.7هزار دنبال‌کننده
380 عکس
84 ویدیو
2 فایل
بدون تعارف انتقاد؛ پیشنهاد؛ ارتباط
مشاهده در ایتا
دانلود
دعوای انقلابیا در فضای مجازی بر خلاف نظر رهبری است که اکیدا توصیه به وحدت نمودند، همچنین شبیه به دعوای عروس ها و مادر شوهرها! همینقدر احمقانع
دعوای انقلابیا در فضای مجازی بر خلاف نظر رهبری است که اکیدا توصیه به وحدت نمودند، همچنین شبیه به دعوای عروس ها و مادر شوهرها! همینقدر احمقانه
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اسراییل مشغول تخریب پنل‌های خورشیدی که برق روستایی در لبنان رو تامین می‌کرد. کلا می‌رن دنبال مدرسه، دانشگاه، بیمارستان، مهدکودک، برق، آب، گاز، پسته، زیتون، گاو و گوسفند، حتی الاغ، لباس زیر نوامیس مردم، خیابان آسفالت، پاکیزگی و نظافت. بشر همچنین جنایتکارانی به روی خودش ندیده! با این شرایط تبعا من اعتقاد دارم مقابل همچنین وحوشی که بچه‌ها را تکه تکه می کنند و از قضا سلاح کشتار جمعی و اتمی دارند باید تا دندان مسلح بود و امیدوارم روزی رو ببینم که ایران هم مجهز به بازدارندگی اتمی شده باشه @Azofmedia
شاهکار خلبان ایرانی! گزارش‌ها حاکی از آن‌اند که این انفجارها خسارات قابل‌توجهی به‌جا گذاشته‌اند. پس از انجام حمله، هواپیما بار دیگر به ارتفاع پایین بازگشته و منطقه را ترک کرده است. در این میان، چشم‌گیرترین بخش ماجرا، تقابل نابرابر میان یک جنگنده قدیمی با پیشرفته‌ترین دارایی‌های نظامی جهان باشد؛ جایی که F-5 دهه‌ شصت میلادی، در برابر شبکه‌ای متشکل از F-35 و F-22، رادارهای مدرن و سامانه‌های هشدار زودهنگام قرار می‌گیرد. در چنین صحنه‌ای، آنچه معادله را برهم می‌زند نه فناوری، بلکه عامل انسانی است: خلبانی که با مهارت بالا در پرواز کم‌ارتفاع، درک دقیق از زمان و فضا، و جسارتی کنترل‌شده، موفق می‌شود از دل یک چتر دفاعی پیچیده عبور کند. اینجا برتری نه از دل تجهیزات، بلکه از دل تسلط، تجربه و تصمیم‌گیری در لحظه بیرون می‌آید. نمونه‌های تاریخی مشابه: چنین الگوی عملیاتی پیش‌تر نیز در تاریخ نظامی دیده شده است. در جنگ فالکلند (۱۹۸۲)، خلبانان آرژانتینی با A-4 Skyhawk در ارتفاع بسیار پایین به ناوهای بریتانیایی حمله کردند و از دید رادارها گریختند. در جنگ یوم‌کیپور (۱۹۷۳) نیز MiG-21های مصر و سوریه با پرواز کم‌ارتفاع به مواضع اسرائیلی نزدیک شدند. حتی در حمله آمریکا به لیبی در سال ۱۹۸۶، جنگنده‌های F-111 با بهره‌گیری از پرواز کم‌ارتفاع و هماهنگی زمانی حملات، از همین منطق استفاده کردند. در تمام این موارد، ترکیب جسارت خلبان و زمان‌بندی @Azofmedia
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لحظه اصابت مولتی روتور FPV حزب الله به تیم امدادی ارتش اسرائیل که در تلاش برای تخلیه سربازان زخمی شده در نبردی دیگر به وسیله بالگرد بودند. @BisimchiMedia
دانیال عبدی (تحلیلگر)
لحظه اصابت مولتی روتور FPV حزب الله به تیم امدادی ارتش اسرائیل که در تلاش برای تخلیه سربازان زخمی ش
بسم الله سید حسن نصرالله (رضوان الله تعالی علیه و احشرنا معه إن شاء الله) در یکی از سخنرانی‌های خود به این نکته اشاره می‌کنند که جغرافیای جنوب لبنان به گونه‌ای است که اشغالگران قادر به تداوم حضور در آن نیستند. پوشش جنگلی این منطقه، بستری طبیعی برای استتار فراهم می‌کند و بخش‌های کوهستانی آن نیز عملیات نظامی دشمن را با دشواری جدی مواجه می‌سازد. با این حال، روش صحیح اعمال ضربه به دشمن، اهمیتی راهبردی دارد. امروز ظهر در تأملی به این نتیجه رسیدم که برای وارد کردن خسارت مؤثر به دشمن و در عین حال کاهش چشمگیر ریسک تلفات انسانی، می‌توان از انبوه پهپادهای FPV مجهز به فیبر نوری با برد حدود ۶۰ کیلومتر استفاده کرد. این شیوه قابلیت آن را دارد که هم به هواگردهای دشمن آسیب وارد کند و هم پیاده‌نظام آن‌ها را زمین‌گیر نماید. اجرای این عملیات از درون یک اتاقک زیرزمینی یا پناهگاه با حداکثر استتار ممکن، کاملاً شدنی است. این دقیقاً همان روشی است که حزب‌الله در جنگ اخیر به وفور از آن بهره برد. نبرد‌های امروزی، از سطح زمین تا عرصه هوایی، تفاوت بنیادینی با جنگ‌های پیشین دارند. اکنون با حداقل امکانات می‌توان معادلات ارتش‌های کلاسیک و مدرن دنیا را دگرگون ساخت. ✍دانیال عبدی @Azofmedia
✋ ماجرای محل دفن شهید علی لاریجانی ✍️فائضه غفار حدادی 🔹چند روز پیش با دو نفر از دوستان برای عرض تسلیت خدمت خانواده شهید لاریجانی رسیدیم. همسر و دو دختر و دو عروسش به استقبال مان آمدند. تواضع و مهمان نوازی شان شرمنده مان کرد. بعد از تسلیت و تعارفات معمول خواستیم کمی هم خاطره بشنویم. مخصوصا از خانم مطهری که سه نشان افتخار دارد:‌ دختر شهید و همسر شهید و مادر شهید! در خلال خاطرات شیرین و درس آموزی که می گفت، پرسیدم:‌ «راستی چرا آقای لاریجانی و آقامرتضی قم دفن شدند؟» قصه ای که برایم گفتند شنیدنی بود. از زبان خودشان بخوانید: 🔹از جنگ دوازده روزه دیگر هر لحظه منتظر شهادت آقای آملی بودم. اصلا مرتضی برای همین کار و شرکتش را رها کرد و رفت پیش او. می ترسید اتفاقی برای پدرش بیفتد و بعدا پشیمان شود که می توانسته خطری را از او دور کند و نکرده. خانه که نمی آمدند. دیر به دیر می دیدیمشان. آن هم کوتاه و ناگهان. 🔹یک بار از همین دیدارهای گاه به گاه پرسیدم: «علی اگه شهید بشی، تکلیف چیه؟» آقای آملی هیچ وقت دوست نداشت بار باشد. هیچ چیز را به آدم اجبار و الزام نمی کرد. این بار هم از آن لبخندهای متفکرش زد و گفت:‌ «هرجا برای شما راحت تر باشه خاکم کنید.» 🔹اصرار که کردم گفت: «همیشه آرزو داشتم در صحن امیرالمومنین دفن شوم.» نجف به دنیا آمده بود و ارادتش به امیرالمومنین فوق تصور بود. 🔹بعد ادامه داد: «اگه نشد مشهد، اگه نشد قم و اگه نشد هر جای تهران.» آقای آملی که شهید شد وسط جنگ بودیم. امکان بردنش به نجف که منتفی بود. برای مشهد برنامه ریزی کردیم و قرار شد روز چهارشنبه تشییع در تهران باشد و روز پنج شنبه در قم و روز شنبه در مشهد. مردم تهران و قم سنگ تمام گذاشتند. 🔹بعد از مراسم تشییع قم تولیت آستان حضرت معصومه و بزرگان شهر قم اصرار کردند که شهدایتان را همین جا دفن کنید و مشهد نبرید. می گفتند:‌ آقای لاریجانی دوازده سال نماینده مردم قم بوده در مجلس و باید همین جا دفن شود. مستاصل شده بودم. نمی دانستم چه کار کنم. همیشه در تصمیمات مهم یا به آقای آملی مراجعه می کردم و یا به مرتضی. حالا هر دویشان توی تابوت بودند و من باید برای محل قبرشان تصمیم می گرفتم. 🔹تولیت آستان گفتند: هر جای حرم که شما بگویید ما آمادگی تدفین داریم. حتی نزدیکترین جا به ضریح. گفتم: «نه آقای آملی که با ویژه بودن مخالف بود. مگر اینکه مثلا جایی کنار مزار پدرم و پدر خودش باشد.» بهم گفتند: «آن قبرها مال خیلی وقت پیشند و عموما یک طبقه بوده اند و نقشه اش هم دستمان نیست. نمی دانیم جای خالی دارد یا نه. ولی تا صبح به شما خبر می دهیم.» 🔹بعد از صحبت ها حضرت معصومه را زیارت کردم. به دلم بود که اگر قسمتشان قم باشد خودشان یک نشانه ای چیزی می فرستند. داشتیم از حرم خارج می شدیم که آمدند دنبالمان. «حاج خانم برگردید. برگردید.» پشت سر نمایندگان آستان رفتیم همان قسمتی که مزار پدر و پدرشوهرم بود. با تعجب اشاره کردند به سنگ مرمری که برداشته بودند. 🔹درست بین مزار شهید مطهری و آیت الله آملی لاریجانی یک قبر دو طبقه خالی و سیمان شده تمیز و آماده وجود داشته که کسی از آن خبر نداشت! فهمیدم که پدرها دوست دارند پسرها را در آغوش خودشان نگه دارند. پدرم خیلی آقای آملی را دوست داشت و عشق آقای آملی هم به او تا آخر عمرش پابرجا بود. مرتضی هم خیلی به هر دو پدربزرگش ارادت داشت. من هم تسلیم شدم و رضایت دادم. تازه بعد از دفن بود که یاد خواب تکرار شونده ام افتادم. در طول پانزده سال گذشته چندین و چندبار این خواب را دیده بودم. که وارد محوطه مزار پدرم می شوم و می بینم که قبر شکافته. با عجله می دوم که چهره پدرم را در قبر ببینم و تا می رسم می بینم مرتضی است! یعنی گاهی مرتضی بود و گاهی هم آقای آملی. و حالا هر دوی آنها آنجا بودند. درست همانجا که من چهل و هفت سال می نشستم و برای پدرم و بعدها پدر همسرم فاتحه می خواندم. آن نقطه دردآشناترین نقطه ی کره زمین بود. جایی که همه درددل های من را شنیده و اشک هایم را دیده بود. و حالا شده آغوش عزیزترین هایم. انگار که هر خاکی خودش انتخاب می کند میزبان چه باشد. خاک قم هم علی و مرتضی را انتخاب کرد. حالا همه اشک هایم را یک کاسه می کنم و همان جا می ریزم. برای پدر و همسر و پسرم که هر سه فدای راه حق شدند. @Azofmedia
کبابه کباب