eitaa logo
برادرانه
219 دنبال‌کننده
26.8هزار عکس
10.9هزار ویدیو
323 فایل
حسین برادران پرسش سوالات دینی @Hossein_baradaranh
مشاهده در ایتا
دانلود
💢روشنفکران ایرانی ببینند ✳️اینجا آمریکاست ، نذری و معرفی امام حسین(ع) ✔️مردم فقیرند، اما فقر فقط به گرسنگی نیست برخی فقیر تفکرند.
💢قاتلان حسین(ع) چرا مهم است؟ ✅در تاریخ صدر اسلام، با دو گروه مواجه هستیم که بیشتر از آنها شنیده ایم: و (اهل شام) این هر دو گروه، در تغییر و تحریف مسیر اسلام اثرگذار بوده اند و هنوز هم آنها حیات فکری دارد (داعش). ✅اما علی(ع) فرمود بعد از من را زیرا آنها حق طلبانی احمقند و در دین شناسی دچار حماقت شده اند، از سوی دیگر حضرت، توصیه و سفارش به دفع خطر میکنند، و دشمن اصلی آنها را اهل شام میدانند نه خوارج. ✅علت چیست؟ باوجود خشک مغز بودن و جمود شدید چرا امیرالمومنین، معاویه را خطرناکتر میداند؟ پاسخ این پرسش مهم را در باید جست، معاویه و عمر وعاص، برخلاف خوارج به شدت و زیرکانه اهل سیاست ورزی بودند و از عدم اطلاع مردم بیشترین سود را میبردند. ✅اگر تاریخ سیاسی و عملکرد را مورد مطالعه قرار دهید، به این نتیجه خواهید رسید که اگر در عرصه سیاست خام و بی بصیرت باشند، چگونه مورد بهره برداری قرار میگیرند و به قاتلان حسین(ع) تبدیل میشوند‌ ✅کسانی که دین را بدون آگاهی سیاسی به مردم معرفی میکنند، متوجه این خطر بزرگ نیستند که در نهایت به گودال قتلگاه ختم میشود. مردمی که سیاست ندانند مورد بهره برداری قرار میگیرند.
◼️ بسم الله الرحمن الرحیم 🖋 ✍ هیچکس مخالف شور خوانی و نو آوری در سبک نیست. اینکه در طول این سالها مداحی ها سبک های خود را تغییر دادند درست است. اما محتوای سبک و ‌شعر هم مهم است قدیم الایام چای ریز هیئت و مستمعین اشعار بلند و پرمحتوای عمان سامانی ، پروانه ، چایچی و... بلد بودند و مادحین و اشعاری سنگین و زیبا در منقبت و مصیبت اهل بیت علیهم السلام میخواندند و می سرایدند. 👈 اما امروز محتوای شعرها عوض شده است تمام اشعار در این چند جمله خلاصه میشود. 👈 من به شور و شینم، من دارم پرواز میکنم دور گنبد ، چه چشای خوشگلی داری ، قربون چشمای نازت برم 😳، 👈 میخواهید شور بخوانید بخوانید اما اشعار پر محتوا و سنگین بخوانید👉 . مستمعین هم سطح توقعشان پایین آمده هر آنچه بخوانند میگویند قشنگ است 😢 👈 چون اشعار قدیمی را گوش نداده. اشعاری که حاج اکبر ناظم میسرود. اشعاری سنگین و زیبا مانند: فنادُ عباس یا ایها الناس /انی انابن المرتضی حیدر کرار / مولای یا حسین سید کونین / پروانه شمع سر ولی اله ابرار 👈 سلام ما سلام ما به کربلای اطهرت سلام ما سلام ما به اشک گرم دخترت بود صاحب همتی در نشاتین / همقدم عباس را بعد از حسین بود اندر خیمه فخر انام / کودکی شش ماهه اما تشنه کام / شیر دل بود و لبی پر نوش داشت / در رگش خون حسینی جوش داشت / 🔸قدیم نام ابی عبدالله علیه السلام را با قداست میبردن شور هم میگرفتند و میگفتند حسین الان میگویند دیسین بیسن اوسین 😱😱😱😱😱😱😱😱😱 🔸 اشعار و سبکهای در شان اهل بیت علیهم السلام را از مادحین و شعرا بخواهیم ... 👈 این تمام حرف ما بود و هست و خواهد بود...
✔️امام خمینی رحمت الله علیه : 💠ماه محرم، ماه شکست قدرت های یزیدی و حیله های شیطانی است. مجالس بزرگداشت سید مظلومان و سرور آزادگان که مجالس غلبه سپاه عقل بر جهل و عدل بر ظلم و امانت بر خیانت و حکومت اسلامی بر حکومت طاغوت است، هر چه باشکوهتر و فشرده تر بر پا شود و بیرق های خونین عاشورا به علامت حلول روز انتقام مظلوم از ظالم، هر چه بیشتر افراشته شود. ✍صحیفه امام؛ جلد 5؛ صفحه 76
15.05M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ببینید : پاسخ به شبهات دینی ❓ به جای این همه خرج برای عزاداری ها ، به فقرا و مریض ها کمک کنید...!؟ https://t.me/joinchat/AAAAAEAbLRT9deqJ4v5sMQ
🌴معرفی ابوثمامه صائدی، شهید کربلا ✔️او از شخصیت هاى برجسته شیعه و از یاران امیرالمؤمنین على(علیه السلام) بود و در جنگ ها با آن حضرت شرکت مى کرد، پس از آن حضرت از یاران امام حسن مجتبى(علیه السلام) گردید، وى پس از مرگ معاویه، از جمله دعوت کنندگان امام حسین(علیه السلام) به کوفه بود. و چون مسلم بن عقیل وارد کوفه شد او به دلیل آنکه در شناخت سلاح خبره بود، مسئول خرید و جمع آورى اسلحه شد؛ هنگامى که ابن زیاد، هانى بن عروة را دستگیر نمود، او با سپاه تحت فرمانش، دارالاماره را محاصره کرد. پس از تسلط ابن زیاد بر اوضاع و شهادت مسلم بن عقیل(علیه السلام) وى مدتى مخفى شد و سرانجام به اتفاق «نافع بن هلال» در اثناى راه به امام حسین(علیه السلام) ملحق شد. ایشان در ظهر روز عاشورا به محضر امام(علیه السلام) آمد و عرض کرد: اى اباعبدالله! جانم به فدایت، مى بینم این گروه به تو نزدیک شده اند. به خدا سوگند! پیش از تو، من باید کشته شوم! ولى دوست دارم چون خداوند را ملاقات مى کنم، این آخرین نماز را ـ که وقتش رسیده است ـ با تو خوانده باشم. امام(علیه السلام) سر به سوى آسمان برداشت و فرمود: «ذَکَّرْتَ الصَّلاةَ، جَعَلَکَ اللّهُ مِنَ الْمُصَلِّینَ الذّاکِرینَ! نَعَمْ، هذا أَوَّلُ وَقْتِها»؛ (نماز را به یادآوردى، خداوند تو را از نمازگزاران قرار دهد. آرى، اکنون وقت فضیلت نماز است). ابوثمامه صائدى آخرین نمازش را پشت سر امام شهیدان بجا آورد، به آن حضرت عرض کرد: «یا اباعبدالله! من تصمیم گرفته ام که به یارانم ملحق شوم و خوش ندارم که زنده باشم و شما را تنها و کشته ببینم». امام اجازه داد و فرمود: «ما نیز به زودى به شما ملحق خواهیم شد». او پس از این به میدان شتافت و سخت به کارزار مشغول شد تا آنکه در اثر جراحات زیاد به زمین درغلطید و پسر عمویش «قیس بن عبدالله صائدى» که با وى عداوتى دیرینه داشت و در سپاه ابن سعد بود، او را به شهادت رساند.(۱)، (۲) ✍پی نوشت : (۱). ابصارالعین، ص ۶۹-۷۰ و رجوع شود به: تاریخ طبرى، ج ۴، ص ۳۳۶ و کامل ابن اثیر، ج ۴، ص ۷۰. (۲). گردآوری از کتاب: «عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها»، سعید داودی و مهدی رستم نژاد، (زیر نظر آیت الله العظمى ناصر مکارم شیرازى)، امام على بن ابى طالب(علیه السلام)، قم، ۱۳۸۸ هـ.ش، ص ۴۷۱.
( قسمت پنجم ) ✍ و می گویند حضرت فرمود من در همین جا می‌خواهم دخترم را برای پسر برادرم عقد بکنم و یک شکل از عروسی هم که شده است من در اینجا راه بیاندازم. ✍ یکی از چیزهایی که از تعزیه خوانی های قدیم ما هرگز جدا نمی‌شد، عروسی قاسم نو کدخدا؛ یعنی نو داماد بود، در صورتی که این در هیچ کتابی از کتاب های تاریخی معتبر وجود ندارد. 👈ادامه دارد........ 📚 منبع حماسه حسینی؛ استاد شهید مطهری
📚 بخوانید : سه شنبه ها . پای درس لقمان حکیم ✔️ نقش اعمال در سرنوشت انسان.... https://t.me/joinchat/AAAAAEAbLRT9deqJ4v5sMQ 👇👇👇
💠يَا بُنَيَّ إِنَّهَا إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَكُن فِي صَخْرَةٍ أَوْ فِي السَّمَاوَاتِ أَوْ فِي الْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا اللَّهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ پسرم! اگر به اندازه سنگینى دانه خردلى (کار نیک یا بد) باشد، و در دل سنگى یا در (گوشه اى از) آسمانها و زمین قرار گیرد، خداوند آن را (در قیامت براى حساب) مى آورد. خداوند از اسرار دقیق باخبر و آگاه است. (لقمان/16) 🌺لقمان گفت: «همان را درو مى كنيد كه مى كاريد». الدر المنثور: ج 6 ص 517. 🌸لقمان به پسرش گفت: «اى پسرم! همانا تو همان را درو مى كنى كه مى كارى، و همانى را به دست مى آورى كه عمل مى كنى». الاختصاص: ص 337. 🌹لقمان به پسرش گفت: «اى پسرم! كارهاى كوچك را دست كم نگير؛ زيرا فردا [ى قيامت] آنها بزرگ مى گردند». عرائس المجالس: ص 314، 🌷لقمان به پسرش گفت: «اى پسرم! خداوند متعال مردم را در گرو عملهايشان قرار داده است؛ پس واى بر آنان، نسبت به آنچه دست و دلشان به دست مى آورَد!». بحار الأنوار: ج 13 ص 336 💐لقمان عليه السلام به پسرش گفت: «اى پسرم! همانا تو [سرانجام] در كفنت پيچيده مى شوى و در قبرت جا مى گيرى و همه عملت را مى بينى». بحار الأنوار: ج 13 ص 431 🌼 لقمان عليه السلام به پسرش: اى پسرم! روز قيامت، زمانى است كه آسمانْ شكافته مى شود و در هم مى پيچد و فرشتگان در صفهايى، بيمناك [از خدا] و در برگيرنده [ى بندگان] و با مهربانى نازل مى گردند و تو موظّف مى شوى كه از صراط، گذر كنى. در اين هنگام، عملت را مشاهده مى كنى و ترازوها [ى سنجش عمل] برپا مى گردند و ديوانها گشوده مى شوند. بحار الأنوار: ج 13 ص 431
✔️عبدالله بن عمیر کلبی، شهید کربلاء 📜«عبدالله بن عمیر کلبى» از جوانان شجاع و دلاور کوفه بود. روزى در نُخَیله ـ لشکرگاه کوفه ـ سپاه عظیمى را که عازم کربلا بود مشاهده کرد، با خود گفت: به خدا سوگند من مشتاق جهاد با مشرکان هستم و امیدوارم که جنگ با این سپاه که با پسر پیامبرشان عزم جنگ دارند، کمتر از جهاد با مشرکان نباشد، تصمیمش را با همسرش «امّ وهب» در میان گذاشت. وى نیز نظرش را تأیید کرد و به اتفاق همسرش شبانه به سوى کربلا شتافت. در روز عاشورا چون یسار (غلام زیاد بن ابیه) و سالم (غلام عبیدالله بن زیاد) به میدان آمدند و مبارز طلبیدند، ابتدا حبیب بن مظاهر و بریر بن خضیر عزم میدان کردند ولى امام حسین(علیه السلام) مانع شد، آنگاه عبدالله بن عمیر برخاست و از امام اذن طلبید، امام(علیه السلام) اجازه داد و فرمود: «گمان دارم که حریفان خود را از پاى درآورى، اگر مى خواهى به جانب آنها برو». وى به میدان شتافت و با آن دو جنگید و آنها را از پاى درآورد و در حالى که انگشتان دست چپش قطع شده بود به سوى امام برگشت و این رجز را خواند: «إنْ تُنْکِرونِی فَأَنَا بْنُ کَلْبِ * حَسْبِی بِبَیْتِی فِی عُلَیْم حَسْبی إنّی امْرَءٌ ذُو مِرَّة وَعَصْب * وَلَسْتُ بِالْخوّارِ عَنْدَ الْحَرْبِ إنّی زَعِیمٌ لَکِ أُمَّ وَهْب *** بِالطَّعْنِ فِیهِمْ مَقْدَماً وَالضَّرْبِ».(۱) امّ وهب (همسر عبدالله بن عمیر) که شاهد ماجرا بود، عمود خیمه را گرفت و به سوى همسرش رفت و گفت: پدر و مادرم به فدایت، در برابر این ذریه رسول خدا مبارزه کن. امام حسین(علیه السلام) جلو آمد و فرمود: «جُزیتُمْ مِن أَهْلِ بَیْتِی خَیْراً، إرْجِعِی إلَى النِّساءِ رَحِمَکِ اللهُ فَقَدْ وُضِعَ عَنْکِ الْجِهادُ»؛ (خدا به شما در برابر دفاع از اهل بیتم خیر دهد، به سوى زنان برگرد، خدا تو را رحمت کند، جهاد از تو برداشته شد).(۲) سپاه دشمن به راست و چپ حمله برد و جنگ سختى درگرفت و عبدالله بن عمیر همانند شیر مى جنگید تا آنکه به شرف شهادت نایل آمد.(۳) ✍پی نوشت : (۱). اگر مرا نمى شناسید پس من فرزند قبیله کلب هستم، این افتخار مرا کافى است که من از قبیله بنى عُلَیم هستم، من مردى نیرومند و قوى پنجه ام و در میدان جنگ ناتوان نیستم، اى ام وهب (همسرم) من تعهد مى کنم که با نیزه و شمشیر زدن رو به سوى دشمن کنم. (۲). رجوع کنید به: انساب الاشراف، ج ۳، ص ۳۹۸؛ مقتل الحسین خوارزمى، ج ۲، ص ۲۲ و بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۲۷ . (۳) . گردآوری از کتاب: «عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها»، سعید داودی و مهدی رستم نژاد، (زیر نظر آیت الله العظمى ناصر مکارم شیرازى)، انتشارات امام على بن ابى طالب(علیه السلام)، قم، ۱۳۸۸ هـ.ش، ص ۴۳۵.