📚 بخوانید : شنبه ها . احادیث پزشکی
🌸تأثير برخى از ذكرها در بهداشت پوست
https://eitaa.com/BARADARANH1_IR
👇👇
💠تأثير برخى از ذكرها در بهداشت پوست
🌸 امام صادق عليه السلام:
هر كس پس از نماز صبح و پيش از آن كه با كسى سخن بگويد، هفت بار بگويد: «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ الّا بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ» ، خداوند ، هفتاد گونه بلا را از او دفع كند؛ و هر كس اين [ذكر] را پس از نماز مغرب و پيش از آن كه با كسى سخن بگويد، بر زبان آورد، خداوند، هفتاد گونه بلا را كه كمترين آنها جذام و پيسى است، از او دور كند.
✍بحار الأنوار، ج 86، ص 95
✔️عدم امکان فرار از مرگ
☑️خداى متعال در آیات ۲۵ ـ ۲۹ سوره «حاقه» مى فرماید: (اما کسى که نامه عملش به دست چپش داده شده، مى گوید: اى کاش! هرگز نامه اعمالم به من داده نمى شد!)؛ «وَ أَمّا مَنْ أُوتِیَ کِتابَهُ بِشِمالِهِ فَیَقُولُ یا لَیْتَنِی لَمْ أُوتَ کِتابِیَهْ».
(و اى کاش از حساب خود هرگز خبردار نمى شدم!)؛ «وَ لَمْ أَدْرِ ما حِسابِیَهْ».
(و اى کاش مرگ من فرا مى رسید و به این زندگى حسرت بار پایان مى داد!)؛ «یا لَیْتَها کانَتِ الْقاضِیَةَ».
آرى، در آن دادگاه بزرگ، در آن «یوم البروز» و «یوم الظهور»، هنگامى که تمام قبایح اعمال خود را برملا مى بیند، فریادش بلند مى شود و پى درپى آه سوزان از دل مى کشد، آهى حسرت بار، و ناله اى شرربار دارد، آرزو مى کند: با گذشته اش به کلى قطع رابطه کند، آرزوى مرگ از خدا و نابودى و نجات از آن رسوائى بزرگ مى نماید، همان گونه که در آیه ۴۰ سوره «نبأ» نیز آمده است: «وَ یَقُولُ الْکافِرُ یا لَیْتَنِى کُنْتُ تُراباً»؛ (کافر در آن روز مى گوید: اى کاش خاک بودم و هرگز انسان نمى شدم).
سپس مى افزاید: این مجرم گنهکار، زبان به اعتراف گشوده، مى گوید: (مال و ثروتم هرگز مرا بى نیاز نکرد و به درد امروز که روز بیچارگى من است نخورد)؛ «ما أَغْنى عَنِّی مالِیَهْ».
نه تنها اموالم مرا بى نیاز نکرد و حل مشکلى از من ننمود (که قدرت و سلطه من نیز نابود شد و از دست رفت!)؛ «هَلَکَ عَنِّی سُلْطانِیَهْ».
خلاصه، نه مال به کار آمد و نه مقام، و امروز با دست تهى و در نهایت ذلت و شرمسارى، در دادگاه عدل الهى حاضرم. همه اسباب نجات قطع شده، قدرتم بر باد رفته و امیدم از همه جا بریده است.
در این جا سرگذشت هارون الرشید که تأکیدى است بر محتواى آیات فوق، و درس عبرتى است براى آنها که تکیه بر مال و مقام کرده، سر تا پا آلوده غرور و غفلت و گناهند را، در خاتمه بحث مى آوریم:
در «سفینة البحار» از کتاب «نصائح» چنین نقل شده: «هنگامى که بیمارى هارون الرشید در خراسان شدید شد، دستور داد: طبیبى از طوس حاضر کنند و سفارش کرد: ادرار او را با ادرار جمع دیگرى از بیماران و از افراد سالم، بر طبیب عرضه کنند، طبیب، شیشه ها را یکى بعد از دیگرى وارسى مى کرد تا به شیشه هارون رسید، و بى آن که بداند مال کیست، گفت: به صاحب این شیشه بگوئید: وصیّتش را بکند؛ چرا که نیرویش مضمحل شده و بنیه اش فرو ریخته است!
هارون از شنیدن این سخن از حیات خود مأیوس شده و شروع به خواندن این اشعار کرد:
إِنَّ الطَّبیبَ بِطِبِّهِ وَدَوائِه * لا یَسْتَطیعُ دِفاعَ نَحب قَدْ أتى
ما لِلْطَّبیْبِ یَمُوتُ بِالدّاءِ الَّذى * قَدْ کَانَ یَبْرَءُ مِثْلُهُ فیما مَضى
«طبیب با طبابت و داروى خود قدرت ندارد در برابر مرگى که فرا رسیده دفاع کند»
«اگر قدرت دارد پس چرا خودش با همان بیمارى مى میرد که سابقاً آن را درمان مى کرد»؟!
در این هنگام، به او خبر دادند: مردم شایعه مرگ او را پخش کرده اند، براى این که این شایعه برچیده شود، دستور داد: چهار پایى آوردند، گفت: مرا بر آن سوار کنید، ناگهان زانوى حیوان سست شد.
گفت: مرا پیاده کنید که شایعه پراکنان راست مى گویند! سپس سفارش کرد: کفن هائى براى او بیاورند، از میان آنها یکى را پسندید و انتخاب کرد و گفت: در کنار همین بسترم قبرى براى من آماده کنید.
سپس نگاهى در قبر کرد و این آیات را تلاوت نمود: (ما أَغْنى عَنّى مالِیَه * هَلَکَ عَنّى سُلْطانِیَهْ) و در همان روز از دنیا رفت».(۱)، (۲)
✍پی نوشت :
(۱). «سفینة البحار»، جلد اول، صفحه ۵۲۳، ماده «رشد».
(۲). گرد آوری از کتاب: تفسیر نمونه، آیت الله العظمی مکارم شیرازی، دار الکتب الإسلامیه، چاپ بیست و ششم، ج ۲۴، ص ۴۶۶.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 ببینید :
😂 وقتی دشمن احمق به اراجیف گویی می افتد...!؟
😄چون قافیه تنگ آمد شاعر به جفنگ آید
https://eitaa.com/BARADARANH1_IR
💠امام خمینی رحمت الله علیه :
🔺روحانیون وابسته و مقدس نما و تحجرگرا هم کم نبودند و نیستند. در حوزه های علمیه هستند افرادی که علیه انقلاب و اسلام ناب محمدی فعالیت دارند.
🔺امروز عده ای با ژست تقدس مابی چنان تیشه به ریشه دین و انقلاب و نظام می زنند که گویی وظیفه ای غیر از این ندارند.خطر تحجرگرایان و مقدس نمایان احمق در حوزه های علمیه کم نیست.
🔺طلاب عزیز لحظه ای از فکر این مارهای خوش خط و خال کوتاهی نکنند، اینها مروج اسلام آمریکایی اند و دشمن رسول الله.
✍صحیفه نور ، جلد ۲۱ ، صفحه ۹۱
📢 #احمدی_نژاد در آخرین گفتگوی جدیدش که یک ساعت ونیم زمان برد همه چیز گفت از ولایت فقیه؛رفراندوم و....
🎽 بخشی از سخنانش میگوید الزامی نیست حتما #ولایت_فقیه وجود داشته باشد❗️
😳 احمدی نژاد به کجا میرود !!!؟؟؟
🎯 این یعنی پازل #فتنه 98 داره تکمیل میشه ...
💠تلاش حضرت نوح(علیه السلام) برای هدایت فرزندش، در آخرین لحظات
✔️این مسأله ممکن است به خاطر آن باشد که، او وظیفه دعوت عمومى اش حتى درباره فرزندش را انجام داده بود، ولى درباره فرزند وظیفه سنگین ترى داشت، و آن وظیفه «اُبُوّت» علاوه بر «نُبُوّت» بود، به همین دلیل براى اداى این وظیفه در آخرین لحظه، روى فرزندش تأکید بیشتر مى کرد.
احتمال دیگرى، با توجه به گفته بعضى از مفسران نیز وجود دارد که فرزند نوح(علیه السلام) در آن موقع، نه در صف کفار قرار داشت و نه در صف مؤمنان و جمله: وَ کانَ فی مَعْزِل «او در گوشه تنهائى قرار گرفته بود»(۱) را دلیل بر آن دانسته اند، گر چه به حکم قرار نگرفتن در صف مؤمنان مستحق مجازات بود، ولى کناره گیرى اش از صف کفار ایجاب مى کرد، مورد محبت و لطف بیشترى از طریق تبلیغ قرار گیرد.
به علاوه، جدائى از صف کفار، این فکر را براى نوح(علیه السلام) به وجود آورده بود که شاید از کار خود پشیمان شده باشد.
این احتمال نیز وجود دارد که، پسر «نوح» با صراحت مخالفت با پدر نمى کرد، بلکه به صورت «منافقان» بود، و در برابر او گاه اظهار موافقت مى نمود، به همین دلیل «نوح» درباره او تقاضاى نجات از خدا کرد.(۲)
✍پی نوشت :
(۱). سوره هود، آیه ۴۲.
(۲). گرد آوری از کتاب: تفسیر نمونه، آیت الله العظمی مکارم شیرازی، دار الکتب الإسلامیه، چاپ سی و سوم، ج ۹، ص ۱۳۱.
✔️امام خمینی رحمت الله علیه :
💠این خیانت بزرگی است که به ما کردند، و به ملت ما کردند. مادرها را منصرف کردند از بچه داری،بچه داری را یک چیز منحطی حساب کردند؛ در صورتی که از دامن همین مادرها مالک اشتر پیدا میشود. از دامن همین مادرها حسین بن علی پیدا میشود.از دامن همین مادرها اشخاص بزرگ پیدا میشوند که یک ملت را نجات میدهند. اینها این را منحطش کردند . شما را به یک صورتی میخواهند حفظ کنند. مادرها را [اگر] بتوانند به صورت عروسک در آورند. عروسک! که هیچ کار نداشته باشد به سرنوشت ملت خودش.هیچ کاری به این نداشته باشد که سرنوشت این ملت باید چه بشود،و من چه نقشی دارم در سرنوشت این ملت.
✍صحیفه امام، جلد 7،صفحه 447