eitaa logo
برادرانه
219 دنبال‌کننده
26.8هزار عکس
10.9هزار ویدیو
323 فایل
حسین برادران پرسش سوالات دینی @Hossein_baradaranh
مشاهده در ایتا
دانلود
💢روزگار ما دو   یکی  در جهت ساختن و پرداختن و صادر کردن ماشین، و دیگری درجهت مصرف کردن و کردن و وارد کردن آن.یکی سازنده و دیگری . حرف این است که ما نتوانسته ایم شخصیت " فرهنگی- تاریخی " خودمان را در قبال ماشین وهجوم جبری اش حفظ کنیم. بلکه مضمحل شده ایم. حرف دراین است که ما نتوانسته ایم موقعیت و حساب شده ای در قبال این هیولای قرن جدید  بگیریم. تا وقتی ماهیت و اساس و فلسفه تمدن غرب را در نیافته ایم همچون آن خریم که در پوست شیر رفت. و دیدیم که چه به آمد. اینکه ما تا وقتی مصرف کننده ایم.- تا وقتی ما ماشین را نساخته ایم- غربزده ایم. غربزدگی مشخصه دورانی از است که به مقدمات ماشین یعنی به علم جدید و تکنولوژی آشنا نشده ایم.
💢ما شبیه به قومی از خود بیگانه‌ایم؛ در لباس و خانه و خوراک و ادب و مطبوعاتمان و خطرناک‌تر از همه در فرهنگمان.
💢غرب زدگی می گویم همچون وبازدگی. و اگر به مذاق خوش نیست بگویم همچون گرمازدگی یا سرمازدگی. اما نه، دست کم چیزی است در حدود سن زدگی. دیده اید که گندم را چطور می پوساند؟ از درون پوسته ی سالم برجاست. امّا فقط پوست است. عین همان پوستی که از پروانه ای بر درختی مانده. به هر صورت سخن از یک بیماری است. 📚 غرب زدگی جلال آل احمد ص۵
⭕️ و فهم ! یادداشتی از دکتر جمال یزدانی در سال 1344ف به دعوت یک نهاد بین‌المللی امریکایی به یک سفر علمی به نیویورک می‌رود. نکات فنی مردم شناختی ای نسبت به فرهنگ مردم امریکا و سیاست حکومت را بیان می کند، از جمله اینکه: «ما(امریکایی ها) چنان عاشق و شیفته مالکیت هستیم که در دیدن تمالک دیگران، به حد آدمی وسواسی کم تحمل هستیم... روشنفکر امریکایی خشن است و دنبال خشونت و نه دنبال پیزری مآبی، و این خشونت را در ورزش و جنگ و سکس و هرجای دیگری می جوید...» «به هر صورت، این تظاهر به خشونت، که ناشی از رسیدن به تن و بدن است، خود عکس‌العمل قدرت اقتصاد و سیاست امریکا هم هست، که حالا برای خودش در دنیا کوس لِمَنِ‌المُلکی می‌زند. یادم است ترز بلازیس می‌گفت(در جواب من که پرسیدم چرا جنگ در ویتنام؟) که: «ما ملت استحصال کننده ای هستیم و باید مصرف کنیم.» و به همین وقاحت. به هر صورت، پس خشونت مرد امریکایی، ناشی از دو امر است: 1)توسعه قدرت اقتصاد و سیاست امریکا، و برگردانش روی افراد. 2) فرار از سلطه زن‌ها به ورزش و جنگ...والخ. یعنی چون در خانه زیردست‌اند، در خارج خانه اُلدُرم می‌کنند. در خانه باید ظرف بشویند و الخ، ولی در خارج، دنیا را زیر مهمیز خود می‌گذارند. با پولی که در جیب دارند.» با درایت حاصل از فهم دقیق مناسبات و تاریخ جهان، و فهم اسلام نابی‌اش به شناخت دقیقی از ماهیت رسیده بود و بر همین اساس سیاست کلی تقابل با امریکا را از سال 1341 تا پایان عمرش تنظیم کرده بود...اما برای طراحی کنش در حوزه دیپلماسی، نیاز به جزئیات و ریشه های فرهنگی این پدیده داریم. فهم و اخیر ظرافت هایی بیش از رویکردهای سیاسی مرسوم را می طلبد. کاش مردم شناسی های دقیق تری مانند کار فوق العاده ، در این سال ها داشتیم...
⭕️ و فهم ! یادداشتی از دکتر جمال یزدانی در سال 1344ف به دعوت یک نهاد بین‌المللی امریکایی به یک سفر علمی به نیویورک می‌رود. نکات فنی مردم شناختی ای نسبت به فرهنگ مردم امریکا و سیاست حکومت را بیان می کند، از جمله اینکه: «ما(امریکایی ها) چنان عاشق و شیفته مالکیت هستیم که در دیدن تمالک دیگران، به حد آدمی وسواسی کم تحمل هستیم... روشنفکر امریکایی خشن است و دنبال خشونت و نه دنبال پیزری مآبی، و این خشونت را در ورزش و جنگ و سکس و هرجای دیگری می جوید...» «به هر صورت، این تظاهر به خشونت، که ناشی از رسیدن به تن و بدن است، خود عکس‌العمل قدرت اقتصاد و سیاست امریکا هم هست، که حالا برای خودش در دنیا کوس لِمَنِ‌المُلکی می‌زند. یادم است ترز بلازیس می‌گفت(در جواب من که پرسیدم چرا جنگ در ویتنام؟) که: «ما ملت استحصال کننده ای هستیم و باید مصرف کنیم.» و به همین وقاحت. به هر صورت، پس خشونت مرد امریکایی، ناشی از دو امر است: 1)توسعه قدرت اقتصاد و سیاست امریکا، و برگردانش روی افراد. 2) فرار از سلطه زن‌ها به ورزش و جنگ...والخ. یعنی چون در خانه زیردست‌اند، در خارج خانه اُلدُرم می‌کنند. در خانه باید ظرف بشویند و الخ، ولی در خارج، دنیا را زیر مهمیز خود می‌گذارند. با پولی که در جیب دارند.» با درایت حاصل از فهم دقیق مناسبات و تاریخ جهان، و فهم اسلام نابی‌اش به شناخت دقیقی از ماهیت رسیده بود و بر همین اساس سیاست کلی تقابل با امریکا را از سال 1341 تا پایان عمرش تنظیم کرده بود...اما برای طراحی کنش در حوزه دیپلماسی، نیاز به جزئیات و ریشه های فرهنگی این پدیده داریم. فهم و اخیر ظرافت هایی بیش از رویکردهای سیاسی مرسوم را می طلبد. کاش مردم شناسی های دقیق تری مانند کار فوق العاده ، در این سال ها داشتیم...