هیزمشکن و مردِ کاهل 🪓
مردی کنارِ هیزمشکنی نشسته بود و با هر ضربهی تبر، او هم صدایی از گلو در میآورد (اِه!). وقتی هیزمها فروخته شد، مرد گفت: نصف پول را بده که من هم با تو زحمت کشیدم! هیزمشکن سکهها را روی سنگ ریخت و گفت: صدای سکهها مالِ تو، خودِ سکهها مالِ من!
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
باران | پند و حکایت 📚
حکایتِ مردی که تکیهگاه بود...
کوه که میگن، یعنی پدر... مدد ز غیر تو ننگ است یا علی! 💚
«میگن از یه پهلوون پرسیدن: "مردونگی رو از کی یاد گرفتی؟"
یه آهی کشید و گفت: "از اون بابایی که دستاش مثلِ سنگِ بیابون زبر بود، اما آغوشش گرمترین جایِ دنیا؛ اونی که سفرهاش کوچیک بود اما دلش یه دریا معرفت داشت."
رفیق! امروز فقط تقویم ورق نخورده، امروز روزِ اوناییه که یادمون دادن میشه خسته بود ولی کم نیاورد. میشه دستایِ خالی داشت ولی تکیهگاهِ یه خونواده بود.
ذکرِ لبمون امروز نامِ کسیه که تهِ مردونگی و مَرام بود؛ همونی که یتیمنواز بود و خیبرشکن.
ولادتِ با سعادت حضرتِ شاهِ نجف، علی (ع) و روزِ پدر رو به همهی اونایی که با غیرتشون چراغِ یه خونه رو روشن نگه میدارن، تبریک میگم.
دمِ همهی پدرایِ با عشق گرم، روحِ اونایی هم که جاشون بینمون خالیه شاد. 🌹✨
یا علی بگو و دست بوس بابات باش، که دعاش معجزه میکنه!»
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
11.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
علی یعنی تکیهگاه... 💚
«بزرگترین حکایتِ مردونگی، پینههای دستِ پدره.
میلاد شاهِ نجف و روزِ پدر مبارکِ همهی بامرامها.
یا علی مدد!»
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
لقمان و مردِ کنجکاو 🤫
شخصی دید لقمان به تماشایِ آهنگری ایستاده که آهن را گداخته میکند و هیچ نمیگوید. مرد پرسید: چرا چیزی نمیپرسی؟ لقمان گفت: «حکمت، اولش سکوت است و آخرش عمل.» صبر کن تا ببینی چه میسازد، پیش از آنکه بپرسی چه میکند.
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
پایانِ آدینه و سکوتِ ستارهها ⭐🕯️
دفترِ هفته بسته شد. امیدوارم سیاهیِ شب، تمامِ غصههای هفتهای که گذشت رو با خودش ببره و سپیدهی فردا، شروعِ زیباترین حکایتِ زندگیت باشه.
شب بخیر و در پناهِ امنِ الهی. ✨
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
الهی...
در این سپیدهدم،
چشم ما را به جمالِ حقیقت روشن کن
و دلمان را از غبارِ غم بشوی.🙏🏼
بزرگی میگفت: هر صبح که برمیخیزی، گویی دوباره زاده شدهای؛ پس چنان زی که گویی اول بار است دنیا را میبینی و آخر بار است که فرصتِ نیکی داری.»
سلام. صبحتان به نورِ آگاهی روشن. 🌿
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
ملاقات در تاریکی
پادشاهی شبانه با لباس مبدل در شهر میگشت تا از حال مردم باخبر شود. در کوچهای تاریک به سه دزد برخورد کرد که قصد سرقت داشتند. پادشاه خودش را دزد معرفی کرد و با آنها همراه شد.
دزدها گفتند: «هر کدام از ما هنری داریم؛ بیا تا هنر خود را بگوییم.»
اولی گفت: «من از صدای سگ میفهمم که صاحبخانه کجاست.»
دومی گفت: «من با نوک انگشتانم هر قفلی را در تاریکی باز میکنم.»
سومی گفت: «من هنری دارم که اگر کسی را در شب ببینم، در روز او را در میان هزار نفر خواهم شناخت!»
پادشاه گفت: «هنر من هم در ریش من است؛ اگر گناهکاری را به اعدام ببرند، ریش بجنبانم، او را از مرگ نجات میدهند!»
آن شب به قصر پادشاه دستبرد زدند و اموال زیادی بردند. فردای آن روز، پادشاه دستور داد هر سه دزد را دستگیر کنند و به دربار بیاورند...
⚠️ وقتی دزدها به کاهندان میزنند!
پادشاه با دزدها همدست شد، اما دزد سوم یک ویژگی خاص داشت که همه چیز را عوض کرد...
به نظر شما وقتی دزدها چشمشان به پادشاه افتاد، چه اتفاقی افتاد؟
ادامه داستان در پست بعدی (فردا)... ⏳
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
34.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پول شاید از بین بره، ولی مهارت پول ساختن باقی میمونه✅
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
«قصر یا گورستان؟»
روزی هارونالرشید به بهلول گفت: «ای بهلول! تو که ادعای عقل میکنی، بگو ببینم بزرگترین احمقِ دنیا کیست؟»
بهلول گفت: «اجازه بده فردا پاسخت را بدهم.»
فردا صبح، بهلول به بیابان رفت و در میان گورستان قدیمی شهر نشست. هارون با ملازمانش از آنجا میگذشت، بهلول را دید و پرسید: «جواب سؤال من چه شد؟»
بهلول تکهای چوب برداشت و شروع کرد به خط کشیدن روی زمین و ساختنِ دیوارهای کوچک.
هارون پرسید: «چه میکنی؟»
بهلول گفت: «دارم برای خودم قصر میسازم!»
هارون خندید و گفت: «در گورستان قصر میسازی؟ اینجا که جای مردگان است!»
بهلول بلند شد، نگاهی عمیق به قصرِ باشکوه هارون که از دور پیدا بود انداخت و گفت:
«احمق کسی است که برای جایی که "چند روز" در آن میماند (دنیا)، قصرهای محکم میسازد؛ اما برای جایی که "همیشه" در آن خواهد ماند (آخرت)، حتی خشتی روی خشت نمیگذارد...»
مخاطبِ خاصِ بهلول!
بهلول با کسی شوخی نداشت؛ حتی با پادشاه! 👑
این حکایت، تلنگری است برای همهی ما که گاهی چنان غرق در ساختنِ دنیای فانی میشویم که یادمان میرود مسافریم.
نکته: عاقل آن است که در میان هیاهوی دنیا، مقصد اصلی را گم نکند.
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
زمان:
حجم:
247.8K
🔞 فایل صوتی لو رفته از پدیده و سعید!
😱
https://eitaa.com/BARAN_PAND/41326
🌦️ به ایستگاه مرکزی «خانواده بزرگ باران» خوش آمدید!
«ببار ای ابرِ رحمت، بر کویرِ خلوتِ دلها...
که باران، مژدهی عشق است و لبخندِ تمناها»
📍 نقشه راه دسترسی به شعبات دهگانه:
(برای ورود به هر بخش، روی نام کانال کلیک کنید)
📚 پند و حکایت (شعبه اصلی):
✨ خرد و آرامش در میان داستانها
👉 [عضویت در باران پند]
💎 آراستگی و استایل (شعبه جدید):
✨ هنرِ خوشپوشی و ظرافتهای بانو
👉 @Baran_Style
🍏 سلامتی و طب:
✨ تندرستی به روش طبیعت
👉 @BARAN_TEB
🍳 آشپزی و هنر:
✨ لذت طعمهای خانگی و میزبانی
👉 @BARAN_TAAM
🚀 انگیزه و انرژی:
✨ سوختی برای رسیدن به اهداف
👉 @BARAN_ANGIZESHI
🛋️ نظم و دکوراسیون:
✨ چیدمانِ آرامش و زیبایی در خانه
👉 @BARAN_CHID
🔭 عجایب و شگفتی:
✨ سفر به دنیای ناشناختهها
👉 @BARAN_SHGEFTI
✍️ جملات ناب:
✨ حرفهایی که باید با طلا نوشت
👉 @BARAN_JOMLE
🌱 گل و طبیعت:
✨ نفسِ تازه و شادابی با گیاهان
👉 @BARAN_SABZ
💓 عشق و تپش:
✨ زمزمههای دلنشین برای حال خوب دل
👉 @BARAN_TAPESH
👤 ارتباط با مدیریت و ارسال نظرات:
🆔 @Baran_HQ