eitaa logo
باران | پند و حکایت 📚
23.2هزار دنبال‌کننده
927 عکس
615 ویدیو
2 فایل
پند و حکایت: 📚 خِرد، میراثی است که به شما می‌رسد. ✨ واکاوی حکمت در آینه‌ی داستان. 🛑کپی نکن مومن فوروارد بزن راضی نیستم 🛑 🌐 کلوب هلدینگ باران: 🆔 https://eitaa.com/Baran_Holding/7 با ما همراه باشید🙏🏼
مشاهده در ایتا
دانلود
داستان عاشقانه: نامه‌هایی در دل دریا در شهری ساحلی و دورافتاده، جوانی به نام سهراب زندگی می‌کرد که کارش ساختن و تعمیر قایق‌های چوبی بود. او دل در گرو عشق پروانه، دختر ناخدای قدیمی شهر، داشت. سهراب مردی کم‌حرف و حیاپیشه‌ بود و هرگز جرئت نمی‌کرد احساسش را علنی بیان کند. در عوض، هر بار که قایقی می‌ساخت، نامه‌ای عاشقانه و پر از احساس می‌نوشت، آن را داخل بطری شیشه‌ای می‌گذاشت و به آب‌های آرام دریا می‌سپرد تا راز دلش را فقط امواج دریا بدانند. با گذشت زمان، بیمار سختی گریبانگیر پروانه شد و او دیگر نتوانست از خانه بیرون بیاید. سهراب که شب و روزش غرق در نگرانی بود، تمام توانش را گذاشت تا زیباترین قایقی را که تا به حال ساخته بود برای او آماده کند. وقتی قایق آماده شد، سهراب آخرین و سوزناک‌ترین نامه‌اش را نوشت و روی بدنه داخلی قایق، زیر کنده‌کاری‌های ظریف، حک کرد و قایق را به عنوان هدیه سلامتی به خانواده ناخدا داد. سال‌ها گذشت و پروانه به لطف پروردگار سلامتی‌اش را بازیافت. روزی که او برای اولین بار سوار بر آن قایق شد، متوجه نقش و نگارهای دلنشین روی بدنه شد. وقتی دست روی چوب تراشیده کشید، متوجه حکاکی نامه‌ای شد که سهراب سال‌ها پیش برای او نوشته بود: «عشق واقعی نیاز به جار زدن ندارد؛ مثل اقیانوس است، آرام اما بی‌کران.» پروانه متوجه شد تمام بطری‌هایی که در این سال‌ها دریا به ساحل می‌آورد و او پیدا می‌کرد، از طرف سهراب بوده است. عشق صبورانه و بی‌ادعای سهراب، زیباترین فصل زندگی آن‌ها را رقم زد؛ عشقی که بدون هیچ ثروتی، تنها با صداقت و وفاداری جاودانه شد. پند باران: عشق واقعی در وسعت ادعاها سنجیده نمی‌شود، بلکه در عمق صداقت و صبوری آن جاری است. گاهی آرام‌ترین احساسات، ماندگارترین نقش‌ها را بر قلب انسان می‌نگارند؛ چرا که صداقت نیاز به فریاد ندارد. 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی ظاهرِ عبادت، حقیقتِ دل را پنهان می‌کند… بهلول با یک جمله، چیزی را به قاری قرآن آموخت که شاید سال‌ها از آن غافل بود: قرآن فقط برای خواندن نیست؛ برای فهمیدن و زندگی کردن است. گاهی یک کلمه می‌تواند آینه‌ای باشد برای دیدن حقیقت خودمان… 🌿 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
حکایت درخت و باد (درباره انعطاف‌پذیری) در جنگلی، بلوطی بزرگ و صلب در کنار بویی نازک و منعطف ایستاده بود. بلوط با غرور می‌گفت: «من در برابر هر طوفانی ایستادگی می‌کنم و خم نمی‌شوم.» یک شب طوفانی وحشتناک برخاست. بلوط با تمام توان ایستادگی کرد اما از شدت سختی شکست و ریشه‌هایش از زمین کنده شد. اما بوی نازک در برابر باد خم شد و با هر وزش، همراه با آن حرکت کرد. وقتی صبح شد، بلوط از پا افتاده بود، اما بوی هنوز سرپا و سبز بود. (درس: گاهی انعطاف، نشانه ضعف نیست، بلکه عینِ هوش و بقاست.) 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
🌿 لقمان حکیم و درس زندگی روزی از لقمان حکیم پرسیدند: «حکمت را از چه کسی آموختی؟» گفت: «از نادانان.» پرسیدند: «چگونه؟» گفت: «هرگاه از کسی رفتار نادرستی دیدم، به جای سرزنش او، با خود گفتم: من چنین نکنم. از آدم خسیس آموختم بخشنده باشم، از آدم خشمگین آموختم بر خشمم مسلط باشم و از آدم مغرور آموختم فروتن بمانم.» سپس گفت: «آدم عاقل، حتی از اشتباه دیگران هم برای بهتر شدن خودش درس می‌گیرد.» 🌱 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️😍 🌙پـــرودگـــارا ✨امشب از تو میخواهم 🌙دلهایمان راچون آب روشن ✨زندگیمان را چون 🌙گرمای آتش دلچسب ✨وجودمان را چون 🌙ماه آسمان آرام و روزگارمان را ✨چون نگاهت زیبا کن 🌙شبتون پر از نگاه خـدا ✨ ‌🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_ANGIZESHI | 🚀 باران انگیزشی ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
از بزرگی پرسیدند: مردم در چه حالاتی شناخته میشوند؟ پاسخ داد: ▪️اقوام در هنگام غربت ▫️مرد در بیماری همسرش ▪️دوست در سختی ▫️کمک جهیزیه برای دختر بی‌پدر ▪️زن در فقر شوهرش ▫️مؤمن در بلا و امتحان الهی ▪️فرزندان در پیری پدر و مادر ▫️برادر و خواهر در تقسیم ارث 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👌تجربه یک عمر یه پیرمرد که خوبه گوش کنیم... ‌‌🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
🌳 درختی برای آینده پیرمردی مشغول کاشتن نهالی بود. همسایه‌اش گفت: «این درخت سال‌ها طول می‌کشد تا بزرگ شود؛ شاید خودت هیچ‌وقت سایه‌اش را نبینی!» پیرمرد لبخند زد و گفت: «درختانی که امروز زیر سایه‌شان می‌نشینم را دیگران کاشته‌اند؛ من هم باید چیزی برای آیندگان باقی بگذارم.» همسایه با شنیدن این حرف، سکوت کرد و به نهال کوچک نگاه کرد. 🌱 بعضی کارهای خوب را نباید فقط برای خودمان انجام دهیم؛ خوبی واقعی چیزی است که حتی نسل‌های بعد هم از آن بهره ببرند. 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
🌱 پند | خوبی را فراموش نکن مردی در راه، پیرمردی را دید که بار سنگینی بر دوش داشت. جلو رفت و بخشی از بار او را برداشت و تا مقصد همراهش رفت. پیرمرد تشکر کرد و گفت: «روزی اگر توانستی، تو هم باری از دوش کسی بردار.» مرد سال‌ها بعد، در روزی سخت و پرمشکل، خودش گرفتار شد. درست در همان روز، غریبه‌ای به کمکش آمد و مشکلش را حل کرد. مرد فهمید خوبی‌ای که سال‌ها پیش انجام داده بود، بی‌نتیجه نمانده است. هیچ خوبی‌ای گم نمی‌شود؛ شاید امروز به کسی کمک کنی و سال‌ها بعد، همان خوبی از جایی که انتظارش را نداری به زندگی خودت برگردد. 🌿✨ 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
حکایت سنگ سنگ‌ریزه‌ها (درباره ارزش‌های زندگی) مردی از یک فیلسوف پرسید: «ارزش زندگی در چیست؟» فیلسوف کیسه‌ای از سنگ‌ریزه‌های رنگی را به او داد و گفت: «هر بار که اتفاقی خوش در زندگی‌ات می‌افتد، یک سنگ بردار.» سال‌ها گذشت و مرد با کیسه‌ای پر از سنگ برگشت. فیلسوف لبخندی زد و گفت: «حالا هر بار که با سختی یا غم روبرو شدی، یکی از این سنگ‌ها را بردار و با آن یک اثر هنری بساز. یاد بگیر که غم‌ها هم می‌توانند ابزاری برای ساختن زیبایی باشند.» ‌ 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
📖 حکایت | باغبان و درخت خشک پادشاهی پیرمردی را دید که در گوشه‌ای از شهر، نهالی می‌کاشت. پادشاه گفت: «پیرمرد، تو که می‌دانی این درخت سال‌ها بعد میوه می‌دهد، چرا برای چیزی که شاید خودت هرگز ثمره‌اش را نبینی، زحمت می‌کشی؟» پیرمرد بیل را کنار گذاشت و گفت: «وقتی من کودک بودم، درختانی بودند که دیگران کاشته بودند و من از سایه و میوه‌شان استفاده کردم. حالا نوبت من است چیزی برای کسانی بکارم که شاید هرگز مرا نبینند.» پادشاه از جواب او خوشش آمد و کیسه‌ای سکه به او داد. پیرمرد خندید و گفت: «دیدی؟ این درخت هنوز میوه نداده، اما همین امروز هم ثمره‌ای به من داد!» پادشاه خندید و کیسه‌ی دیگری به او بخشید. پیرمرد گفت: «اگر قرار باشد هر درخت این‌قدر زود ثمر بدهد، باید تمام شهر را درخت بکارم!» پادشاه از شوخ‌طبعی پیرمرد خوشش آمد و دستور داد در آن شهر باغ‌های بیشتری ساخته شود. نتیجه: کارهای خوب همیشه برای خودمان نتیجه‌ی فوری ندارند، اما دنیا را برای کسانی که بعد از ما می‌آیند، جای بهتری می‌کنند. 🌳 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💫خدایا... 🌸درانتهای شب 💫قلبهای مهربان دوستانم 🌸را به تو می سپارم 💫باشد که با یاد تو 🌸به آرامش رسیده 💫و فارغ از دردها و رنجها 🌸طلوع صبحی 💫زیبا را به نظاره بنشینند شبتون سرشار از آرامش💫🌸 ‌‌🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ