eitaa logo
باران | پند و حکایت 📚
23هزار دنبال‌کننده
859 عکس
604 ویدیو
2 فایل
پند و حکایت: 📚 خِرد، میراثی است که به شما می‌رسد. ✨ واکاوی حکمت در آینه‌ی داستان. 🛑کپی نکن مومن فوروارد بزن راضی نیستم 🛑 🌐 کلوب هلدینگ باران: 🆔 https://eitaa.com/Baran_Holding/7 با ما همراه باشید🙏🏼
مشاهده در ایتا
دانلود
🌱 صبح بخیر هر صبح، یک فرصت تازه‌ست؛ برای شروع دوباره، برای مهربانی، و برای ساختن روزی که آخرش از خودمون راضی باشیم. ☕️🤍 امیدوارم امروز دلتون آروم و قدم‌هاتون پر از خیر باشه. 🌿 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
حکایت سرمای زمستان ❄️ زمستان سختی بود و برف تمام کوچه‌های شهر را پوشانده بود. پیرمردی هر صبح کنار بخاری می‌نشست و از سرمای هوا شکایت می‌کرد. روزی پسرکی را دید که با کفش‌های پاره، هیزم جمع می‌کرد تا برای مادر بیمارش آتش روشن کند. پیرمرد صدایش زد و پرسید: «پسرجان، در این سرما چرا بیرونی؟» پسر گفت: «اگر هیزم نبرم، مادرم امشب از سرما می‌لرزد.» پیرمرد او را به خانه برد، لباس گرمی به او داد و سبدی پر از هیزم برایش آماده کرد. پسر هنگام رفتن گفت: «کاش زمستان زودتر تمام شود.» پیرمرد لبخند زد و پاسخ داد: «زمستان برای همه سرد است، اما برای بعضی‌ها فقط هوا سرد نیست؛ زندگی هم سرد شده.» آن شب پیرمرد برای نخستین بار فهمید گرمای خانه فقط از بخاری نمی‌آید. گاهی گرم کردن دل یک انسان، از گرم کردن هزار خانه ارزشمندتر است. 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
حکایت دختر گوشواره صورتی 🎀 در روستایی دختری زندگی می‌کرد که همیشه گوشواره‌های صورتی کوچکی به گوش داشت. مادرش آن‌ها را پیش از مرگش به او هدیه داده بود و گفته بود: «هر وقت دلت گرفت، به این‌ها نگاه کن و یادت بیاید که عشق هیچ‌وقت از بین نمی‌رود.» سال‌ها گذشت و دختر بزرگ شد. روزی در مدرسه، هم‌کلاسی‌هایش گوشواره‌های او را مسخره کردند و گفتند: «این‌ها دیگر به سن تو نمی‌خورند!» دختر ناراحت شد و تصمیم گرفت دیگر آن‌ها را نپوشد. پدرش وقتی متوجه شد، پرسید: «چرا گوشواره‌هایت را کنار گذاشتی؟» دختر ماجرا را تعریف کرد. پدر لبخندی زد و گفت: «دخترم، اگر قرار باشد برای خوشایند دیگران، یادگار عزیزترین آدم زندگی‌ات را کنار بگذاری، فردا باید خودت را هم فراموش کنی.» دختر گوشواره‌ها را دوباره به گوشش زد. گاهی چیزی که دیگران ساده می‌بینند، برای ما تمام خاطرات یک عشق است. 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
حکایت مدیر مدرسه و پدر دانش‌آموز روزی پدری را به دفتر مدیر مدرسه دعوت کردند. پسرش چند روزی بود که تکالیفش را انجام نمی‌داد و در کلاس هم حواس‌پرت بود. مدیر با ناراحتی گفت: «آقای محترم، اگر به درس فرزندتان اهمیت ندهید، آینده‌اش را خراب می‌کنید.» پدر سرش را پایین انداخت و گفت: «حق با شماست، اما اجازه بدهید چیزی بگویم.» او ادامه داد: «پسرم هر شب تا نیمه‌شب کنار من بیدار می‌ماند تا وقتی از کار برمی‌گردم، تنها غذا نخورم. صبح‌ها هم خودش صبحانه‌اش را آماده می‌کند، چون مادرش بیمار است.» مدیر سکوت کرد. پدر گفت: «من از شما نمره کامل نمی‌خواهم؛ فقط می‌خواهم قبل از قضاوت درباره فرزندم، کمی هم زندگی‌اش را ببینید.» مدیر دفتر را بست و با شرمندگی به دانش‌آموز نگاه کرد. آن روز فهمید گاهی پشت یک دانش‌آموز بی‌نظم، کودکی ایستاده که زودتر از سنش بزرگ شده است. همیشه همه حقیقت را از روی رفتار آدم‌ها نمی‌توان فهمید؛ گاهی باید قصه زندگی‌شان را هم شنید. 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
سخن بزرگان | آلبرت انیشتین 💡 آلبرت انیشتین، فیزیک‌دان نامدار، باور داشت که ارزش واقعی انسان تنها به دانسته‌هایش نیست، بلکه به پرسش‌هایی است که جرئت مطرح کردنشان را دارد. او می‌گفت: «مهم این است که هرگز از پرسیدن دست نکشید. کنجکاوی دلیل وجودی خود را دارد.» انیشتین معتقد بود ذهنی که از سؤال کردن دست می‌کشد، به‌تدریج فرصت کشف حقیقت را از دست می‌دهد. انسان نباید از ندانستن شرمنده باشد؛ زیرا ندانستن آغاز یادگیری است. گاهی یک سؤال ساده می‌تواند دریچه‌ای به دنیایی تازه باز کند. پند: دانایی از جایی آغاز می‌شود که انسان به جای ادعای دانستن همه‌چیز، با فروتنی به دنبال فهمیدن می‌رود. این عبارت، ترجمه‌ای رایج از سخن منسوب به انیشتین است. 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
​☕ صبحِ پاییزی‌تون به‌خیر و شادی. هر روز، فرصتی تازه برای نوشتنِ داستانی بهتر است. بیایید امروز را با دلی روشن و امیدی تازه آغاز کنیم. عاقبت‌بخیر باشید.🌿 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
🪶 ضرب‌المثل: «از این ستون به آن ستون فرج است» معنی: یعنی گاهی وقتی آدم در شرایط سخت و ناامیدکننده‌ای قرار می‌گیرد، بهتر است عجله نکند و کمی زمان بخرد؛ چون ممکن است در فاصله‌ای کوتاه، شرایط تغییر کند و راهی برای حل مشکل پیدا شود. داستان ضرب‌المثل: قدیم‌ها اگر کسی گرفتار مشکلی بزرگ می‌شد و احساس می‌کرد دیگر هیچ راهی برای نجات ندارد، بزرگان به او توصیه می‌کردند که عجله نکند و برای مدتی دست نگه دارد. می‌گفتند شاید امروز راهی به نظر نرسد، اما فردا شرایط عوض شود. در روایت‌های قدیمی، گاهی فردی گرفتار حکم سختی می‌شد و از او خواسته بودند تا اجرای حکم را همان لحظه انجام دهند. او درخواست کرد اجرای کار کمی به تأخیر بیفتد و از جایی به جای دیگر منتقل شود. همین فاصله باعث شد اتفاقی تازه رخ دهد و شرایط به نفع او تغییر کند. از آن زمان، مردم برای بیان امید به تغییر شرایط می‌گفتند: «از این ستون به آن ستون، فرج است.» 🌱 پند ضرب‌المثل: همیشه قرار نیست مشکلات همان‌طور که امروز به نظر می‌رسند، فردا هم باقی بمانند. گاهی کمی صبر، یک تصمیم عجولانه را به فرصتی برای نجات تبدیل می‌کند. 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
حکایت دختر گوشواره صورتی 🎀 در روستایی دختری زندگی می‌کرد که همیشه گوشواره‌های صورتی کوچکی به گوش داشت. مادرش آن‌ها را پیش از مرگش به او هدیه داده بود و گفته بود: «هر وقت دلت گرفت، به این‌ها نگاه کن و یادت بیاید که عشق هیچ‌وقت از بین نمی‌رود.» سال‌ها گذشت و دختر بزرگ شد. روزی در مدرسه، هم‌کلاسی‌هایش گوشواره‌های او را مسخره کردند و گفتند: «این‌ها دیگر به سن تو نمی‌خورند!» دختر ناراحت شد و تصمیم گرفت دیگر آن‌ها را نپوشد. پدرش وقتی متوجه شد، پرسید: «چرا گوشواره‌هایت را کنار گذاشتی؟» دختر ماجرا را تعریف کرد. پدر لبخندی زد و گفت: «دخترم، اگر قرار باشد برای خوشایند دیگران، یادگار عزیزترین آدم زندگی‌ات را کنار بگذاری، فردا باید خودت را هم فراموش کنی.» دختر گوشواره‌ها را دوباره به گوشش زد. گاهی چیزی که دیگران ساده می‌بینند، برای ما تمام خاطرات یک عشق است. 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
عذر بدتر از گناه👨‍🦯 ​روزی مادری پسر جوانش را صدا زد و گفت: «فرزندم، امروز همسایه نزد من آمد و گلایه کرد که درختی در حیاط ماست که شاخه‌هایش به حیاط او رفته و مانع نور خورشید شده است؛ لطفاً این شاخه‌ها را هرس کن.» پسر که جوانی مغرور و بی‌حوصله بود، با تندی پاسخ داد: «به او بگو خانه خودشان را جابجا کند یا درخت را از ریشه قطع کند! به من چه ربطی دارد؟» مادر با ناراحتی گفت: «فرزندم، این ادب نیست. پاسخ همسایه را با مهربانی بده.» پسر بی‌توجه به راه مادر، نامه‌ای تند و توهین‌آمیز به همسایه نوشت و روی میز گذاشت. فردا صبح، وقتی به حیاط رفت، با کمال تعجب دید که همسایه نه تنها عصبانی نشده، بلکه سبدی از میوه‌های تازه به همراه یادداشتی فرستاده است که در آن نوشته بود: «از پاسخ دیشبت فهمیدم دلت پر از خشم است، این میوه‌ها هدیه برای آرامش دلت.» پسر شرمنده شد و فهمید تندی، پاسخش عشق بود. 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
​🌟 آرامشِ شب، سهمِ دلِ مهربانتان. چه حکایتِ تلخ و چه شیرینی که امروز گذشت، درسِ خود را به یادگار گذاشت. بیایید با سپاسگزاری به استقبالِ آرامشِ شب برویم. خواب‌های خوب ببینید.🌛 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
💔آغوش سرد بعد از طلاق 🖤 برگه طلاق را امضا کردیم و طلاق انجام شد دیگه تحمل زندگی با یک زن سرطانی رو نداشتم. وقتی خواستیم از دفتر طلاق خارج بشیم نسرین یهو اومد جلو بدون مقدمه گفت منو در آغوش بگیر… من گیج شده بودم! نمیدونم هدفش چی بود چون از هم جدا شده بودیم دیگه محرم نبودیم ولی رفتم جلو ازش علت درخواستش رو پرسیدم! گفت تحملشو داری؟ گفتم آره بگو... ⛔️ ادامه داستان بزن رو لینک ... https://eitaa.com/joinchat/2243691384C24a55434dd
​☀️ صبح بخیر ​یک روز جدید، یک فرصت تازه و یک شروع دوباره؛ بگذارید گذشته در همان‌جا بماند و با دلی روشن، به استقبال زیبایی‌های امروز بروید. 🤍 ​امروزتون رو با یاد خدا آغاز کنید و با قلبی پر از امید و آرامش نفس بکشید. 🌿 ​🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ