eitaa logo
اخبار بدون سانسور (باتونیوز)
9.5هزار دنبال‌کننده
27.5هزار عکس
14هزار ویدیو
23 فایل
اولین نفر از اخبار با خبر شوید اخبارموثق |جذاب | بدون سانسور👇 https://eitaa.com/joinchat/1641480253Cf543114bad
مشاهده در ایتا
دانلود
‼️فیش حقوقی لو رفته از خدمتکار بانک گردشگری حقوق: ۸۲ میلیون تومان 🔴اولین نفر از اخبار باخبر شوید.🔴 💢اخبار موثق |جذاب | بدون سانسور پایگاه خبری تحلیلی«باتونیوز» https://eitaa.com/BDONSANSORR Https://batonews.ir
♦️کارشناس صداوسیما: قرارگاه خاتم الانبیاء برای عملیات‌ وعده صادق ۵ آماده است و حملات صهیونیست‌ها را بی پاسخ نمی‌گذارد. 🔴اولین نفر از اخبار باخبر شوید.🔴 💢اخبار موثق |جذاب | بدون سانسور پایگاه خبری تحلیلی«باتونیوز» https://eitaa.com/BDONSANSORR Https://batonews.ir
🖼 پیام فرماندۀ هوافضای سپاه: الوعده وفا! 🔴اولین نفر از اخبار باخبر شوید.🔴 💢اخبار موثق |جذاب | بدون سانسور پایگاه خبری تحلیلی«باتونیوز» https://eitaa.com/BDONSANSORR Https://batonews.ir
📷 آژیرها در سرزمین‌های اشغالی یک بار دیگر به صدا درآمد. 🔴اولین نفر از اخبار باخبر شوید.🔴 💢اخبار موثق |جذاب | بدون سانسور پایگاه خبری تحلیلی«باتونیوز» https://eitaa.com/BDONSANSORR Https://batonews.ir
هدایت شده از رفیق صمیمی
داستانکی برادر شهید«اکبر سهم دینی»وغیرتی که در رگ های انقلاب طنین انداز است. به روایت: دکتر محمود سهم دینی به قلم: 🌹 صبحی سرد از روزهای پرالتهاب سال‌های آخر حکومت پهلوی بود. جاده ورامین به تهران زیر آسمانی خاکستری کش می‌آمد و مینی‌بوسی فرسوده، با صدای ناله‌گونه موتور خود، مسافران را به سوی پایتخت می‌برد. داخل مینی‌بوس بوی گازوئیل، گرد و خاک جاده و لباس‌های نم‌خورده زمستانی در هم آمیخته بود. هرکس در گوشه‌ای فرو رفته بود؛ بعضی به فکر نان شب، بعضی نگران فرزندانشان و بعضی نیز در اندیشه روزهای پرآشوبی که کشور را در آستانه انفجاری بزرگ قرار داده بود. محمودکودکی بیش نبودوکنار برادرش، اکبر، نشسته بود. همان اکبری که نامش در ورامین با مبارزه علیه رژیم ستم‌شاهی گره خورده بود. جوانی که آرامش چهره‌اش هیچ‌گاه نمی‌توانست آتشی را که در دل داشت پنهان کند. مینی‌بوس در پیچ و خم جاده پیش می‌رفت که ناگهان نگاه اکبر به انتهای خودرو گره خورد. شاگرد راننده، با رفتاری زننده و گستاخانه، زنی را که در سکوت روی صندلی نشسته بود، آزار می‌داد. زن سرش را پایین انداخته بود و از ترس چیزی نمی‌گفت. اکبر لحظه‌ای سکوت کرد. نگاهش تیز شد. بعد با صدایی محکم گفت:«حواست به رفتارت هست؟ خجالت نمی‌کشی؟» همه سرها برگشت. سکوتی سنگین فضای مینی‌بوس را فرا گرفت. جوان گستاخ نه‌تنها شرمنده نشد، بلکه با عصبانیت جواب داد. راننده نیز به جای دفاع از آن زن، جانب شاگردش را گرفت. دو نفر از آشنایان آنان که در مینی‌بوس بودند نیز وارد ماجرا شدند. اکبر تنها بود.اما آن روز محمودفهمید بعضی آدم‌ها وقتی پای دفاع از حق به میان می‌آید، هرگز تنها نیستند. چشمانش برق می‌زد. همان برق آشنایی که بعدها در خیابان‌های ورامین، مقابل مأموران شاه، دیده شد. بحث بالا گرفت.ناگهان اکبر از جا برخاست.مینی‌بوس که روی دست‌اندازهای جاده می‌لرزید، به میدان نبردی کوچک تبدیل شد. محمود، هراسانی کنار صندلی چسبیده بودوفقط نگاه می‌کرد. اکبر مانند شیری خشمگین به میان آنان رفت. مشت‌هایش یکی پس از دیگری فرود می‌آمد. کسانی که چند لحظه قبل با تکیه بر تعدادشان گردن‌کشی می‌کردند، حالا در برابر غیرت وشجاعت او عقب می‌نشستند. فریادها در فضای بسته مینی‌بوس پیچیده بود. سپس اکبر مستقیم به سراغ راننده رفت. با دستانی نیرومند یقه او را گرفت، گردنش را کشید و محکم به فرمان کوبید.مینی‌بوس از حرکت ایستاد. مسافران هراسان میانجی شدند. چند نفر خود را میان آنان انداختند و با التماس خواستند ماجرا پایان یابد. اکبر راننده را رها کرد؛ اما نگاهش هنوز آتش داشت.زن مسافر در سکوت نشسته بود؛ اما این بار سکوتش از ترس نبود، از آرامشی بود که پس از دفاع یک مرد باایمان به دست آمده بود. سال‌ها از آن روز گذشته است ومحمود هرگاه این صحنه را به یاد می‌آورد، هنوز صدای غرش موتور مینی‌بوس، لرزش جاده ورامین و فریادهای آن درگیری در گوشش زنده می‌شود. آن روز اکبر فقط از یک زن دفاع نکرد؛ او در برابر ظلم ایستاد، هرچند آن ظلم در گوشه یک مینی‌بوس رخ داده باشد. شاید همین روحیه بود که او را به یکی از مبارزان اصلی ورامین تبدیل کرد؛ مردی که در روزهای خفقان و اختناق رژیم ستم‌شاهی، سکوت در برابر بی‌عدالتی را نمی‌شناخت. و سرانجام، همان مرد غیرتمند و مبارز، یازدهم دی‌ماه ۱۳۵۷ در زادگاهش ، هنگام حضور در تظاهرات علیه رژیم شاهنشاهی، هدف گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید. اما برای محمود، اکبر تنها شهید میدان تظاهرات نبود.او سال‌ها پیش از شهادتش، در همان مینی‌بوس ساده ورامین ـ تهران نیز نشان داده بود که چگونه می‌توان در برابر ظلم ایستاد؛ حتی اگر همه در سکوت باشند و تو تنها یک نفر باشی. 🔴💢 رفیق صمیمی آثار قلمی دکتر حسین زکریائی عزیزی؛نویسنده و روزنامه نگار ودبیرکل مجمع خبرنگاران ونویسندگان دفاع مقدس ومقاومت https://eitaa.com/refighesamimihttps://ble.ir/refighsamimi
🔴اولین نفر از اخبار باخبر شوید.🔴 💢اخبار موثق |جذاب | بدون سانسور پایگاه خبری تحلیلی«باتونیوز» https://eitaa.com/BDONSANSORR Https://batonews.ir
📣🗞 دکه صفحه اول روزنامه‌های کشور 🔸 دوشنبه ۱۸ خرداد ماه ۱۴۰۵ 🔴اولین نفر از اخبار باخبر شوید.🔴 💢اخبار موثق |جذاب | بدون سانسور پایگاه خبری تحلیلی«باتونیوز» https://eitaa.com/BDONSANSORR Https://batonews.ir