زیر گنبد کبود دوتا عاشق بود و کلی حسود
تقصیر همون حسودا بود
که الان شد یکی بودو یکی نبود..
هیچ وقت فکر نمیکردم احتمال بدم که روزی انقدر دلتنگ بشم که برای روز مبادا موهات رو جمع کنم از روی روسریت بزارم تو جیبم.
_بـُـڪاء🇮🇷.
هیچ وقت فکر نمیکردم احتمال بدم که روزی انقدر دلتنگ بشم که برای روز مبادا موهات رو جمع کنم از روی روس
هیچوقت فکر نمیکردم زهرارو بغل کنم.اولین باری بود که بغلش کردم .
_بـُـڪاء🇮🇷.
وقتی کسی موقع تعریف کردن چیزی گریه کرد،بدونین سر اون موضوع واقعا اسیب دیده…
چیزاییو با خنده تعریف کردم که واسه ثانیهثانیهش گریه کردم .