> بكاء .
میگه که...
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم
اصلا به تو افتاده مسیرم که بمیرم
یک قطرهٔ آبم در اندیشهٔ دریا
افتادم و باید بپذیرم که بمیرم... :))) "
> بكاء .
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم اصلا به تو افتاده مسیرم که بمیرم یک قطرهٔ آبم در اندیشهٔ دریا افتاد
یا چشم بپوش از من و از خویش برانم
یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم