تو نمیتونی همینطوری اینجا بشینی و منتظر باشی دنیای جدید خودش بیاد سراغت. باید بری بیرون و یه بخشی از اون باشی، با وجود تمام اشتباهات گذشتهت.
کتابدزد / مارکوس زوساک
کلامانس مردی خوشبخت و دانا است که دچار بحران پوچی در زندگی شده و به دنبال پیدا کردن معنای زندگی خود است. او در گذشته وکیل مشهوری از طبقهی بالارتبه در پاریس بوده است. کلامانس به دلایلی کشورش را ترک میکند و عازم آمستردام میشود. یک شب درحالیکه پیادهروی میکند، فریاد زنی را میشنود که میخواهد خود را در رودخانه غرق کند اما کلامانس بی اعتنا از این موضوع عبور میکند.
بعد از این اتفاق، سقوط کلامانس مرحله به مرحله پیش میرود و همین موضوع باعث میشود تا او سقوطها و خصوصیات رذل خودش را به یاد آورد. او در کنار شرح خاطرات و نقل قولهایی که شنیده است، به ویژگیهایی اعتراف میکند که باعث سقوطش شدهاند.
آدما اون چیزی نیستن
که از خودشون میگن،
آدما اون چیزایی هستن که واسه هیچکس تعریفش نمیکنن
انسان نادان به دنیا میآید، نه احمق؛ اما تعلیم و تربیت او را احمق میسازد.
تاریخ فلسفه غرب
برتراند راسل
همیشه خوکها تصمیم میگرفتند، سایر حیوانات هرگز نمیتوانستند تصمیمی اتخاذ کنند؛ ولی رأی دادن را یاد گرفته بودند.
مزرعه حیوانات
جورج اورول
شما چه بپذیرید یا نه، این واقعیت که "در جوامعی که مردم از نظر اقتصادی دچار بحران هستند اخلاقیات بیشتر معیارهای زیبایی شناسی دارند" رو نمیتونید کتمان کنید. چه از بار فلسفیش که کشتن یک پروانه شما رو به یک ظالم و لگد کردن یک سوسک، شما رو برای قشری تبدیل به قهرمان میکنه. و چه از بار نوین اجتماعیش که شماره دادن یک پیاده به شما، اون رو به یک مزاحم تبدیل میکنه و مزاحمت یک فرد با ماشین میلیاردی رو به یک تلاشگر برای اثبات عشق.
از نظر من جهان ما اونطور که روزنامهها دربارهاش صحبت میکنن به شکلی تراژیک و با بمب اتم و باروت نابود نمیشه. جهان ما را لودگی، ابتذال و به سخره گرفتن تمام معانی و مفاهیم به نابودی میکشونه و ببین که در پسِ همین نوع نابودی هم چه مسخرگی نکبتباری پنهان شده.
سایه باد
کارلوس روئیث ثافون
هیچکس متوجه نمیشود که بعضی از افراد چه عذابی را تحمل میکنند تا آرام و خونسرد به نظر بیایند.
آلدوس هاکسلی