بارشِ۲۱
🏴 خودشرا، محسنشرا، هرچه دارد میدهد زهرا... فقط کافیست پایِ مرتضییش در میان باشد... //۲۱》فا
🏴
به نجّار گفت:می توانید دری برایم بسازید؟
نجار پرسید: برای چه؟
مرد پاسخ داد: برای در ورودی خانه ام.
نجار پرسید: مگر در خانه ات چه شده؟
مرد گریست...
پ.ن : أبکی مَخافةَ أنْ تطولَ حیاتی...
//۲۱》مولای مظلومم😭
@Baaresh21
بارشِ۲۱
🏴 به نجّار گفت:می توانید دری برایم بسازید؟ نجار پرسید: برای چه؟ مرد پاسخ داد: برای در ورودی خانه ام.
علی که دید،
ولیکاش بعد از این دیگر...
میان شعله نبیند کسی نگارش را😭
بارشِ۲۱
🏴 به نجّار گفت:می توانید دری برایم بسازید؟ نجار پرسید: برای چه؟ مرد پاسخ داد: برای در ورودی خانه ام.
🏴
سلام، آمده ام تا سفارشی بدهم
دری بساز برایم دوباره؛ ای نجار
دری که کنده نگردد به ضربۀ لگدی
دری مقاوم و محکم ز بهترین الوار
دری که رد نشود یک غلاف از لایش
دری بساز بدون شیار و بی مسمار
برای این که کسی مشت روی در نزند!
بیا سه چار کلون اضافه تر بگذار
دری بساز برایم ز چوب های نسوز
دری که دیرتر آتش بگیرد ای نجار
دری به عرض من و جبرئیل و یک تابوت
دری به طول قد و قامت خم عمار
در انتها، سر هر میخ تیز را کج کن
مهم تر از همه این است؟! خاطرت بسپار
//۲۱》مولایِ پر دردم😭
@Baaresh21
بارشِ۲۱
🏴 سلام، آمده ام تا سفارشی بدهم دری بساز برایم دوباره؛ ای نجار دری که کنده نگردد به ضربۀ لگدی دری مق
این شعر همش روضه اس...
همش😭
بارشِ۲۱
🏴 //۲۱》مَرد... @Baaresh21
🏴
زهرا مرا ببخش که نگذاشـت غربتم
یک ختم با شکوه بگیرم برای تو
//۲۱》مولای مظلومم...
@Baaresh21
🏴
کوهی فرو میریخت
و ملتمسانه صدا میزد :
یا فاطمه !!
کلمینی ...
أنا علیبنابیطالب ..
یه کمی حرف بزن
علی نَمیره ...
//۲۱》مظلوم علی...😭
@Baaresh21
بارشِ۲۱
🏴 //۲۱》و علی تنها ماند .... @Baaresh21
خانه را گریه ی مردانه بهم میریزد...
🏴
روایت اول:
صورتش از "شرم" سرخ شده بود.
سرش را پایین انداخت،
نفسی کشید و آرام گفت: "یا رسول الله!
مرا رغبت افتاده است در فاطمه ...!
روایت دوم:
صورتش از "اشک" خیس شده بود.
رو کرد به مزار پیامبر، بغضش را فروخورد
و گفت: "یا رسول الله! امانتتان برگردانده شد ...
۱) خواستگاری حضرت امیر از حضرت بانو،
عبارت انتهایی از تفسیر عتیق نیشابوری است
۲) شب تشییع پیکر حضرت بانو،
عبارت انتهایی از نهج البلاغه است؛ خطبه ۲۰۲
//۲۱》علی تنها ماند...
@Baaresh21