هدایت شده از ‹ بابحِطّة ›
محمد سهرابی12-madahi.31.mp3
زمان:
حجم:
12.3M
گوش اِستادهام از کودکیام نام تورا
زان اقامه که ز لب ریخت پدر در گوشم
گوش چپ نیست کم از راست که در میلادم
دو سری خورده می از نام علی هر گوشم
#مدح_مولا
هدایت شده از « زادالمتقین »
این شبهایی که صبحش با
خبر تلخ ِسیاسی آغاز میشه،
دیگه معنای غریبهای برای ما
نداره ؛ شبهایی که حتی فکرشهم
نمیکردیم ولی صبحش خبرهای
بعیدی میشنیدیم که از رگ ِگردن
قریبتر بود .
این ملت داغ زیاد دیده،
داغ دیده و صبر کرده و سکوت ؛
امّا !
جنس داغ ِاین ملت
جنس الهی داره . .
یعنی هرداغ براشون تازهست
و متداعی ِداغ های قبل میشه ؛
همین دردها و نمك پاشیدن
روی زخم های کهنهای که دارن،
کینهی قلبیشون رو نسبت به
حرامزاده های صهیونیستی
عمیق و عمیقتر میکنه .
تا جایی که ایران بهر عبرت
برای آیندگان ثبت خواهد کرد که :
عامل انقراض ِصهیونیست،
ابر قدرتی همچون ایران بوده است .
انشاءالله /
#اسماعیل_هنیه
غفلت آن است كه مسجد
(رفتن براى نماز) را ترك كنى
و از شخص مفسد فرمان برى .
- مولاحسنعلیهالسلام
هدایت شده از ‹ بابحِطّة ›
جان ِمن و جانان من ؛ کُفر ِمن و ایمان ِمن
سلطان ِسلطانان من ؛ چیزی بده درویش را ..
- مولوی
اول صفر ورود به شهر شام
عن سهل بن سعد الشهرزوري قال : خرجت من شهرزور، اريد بيت المقدس، فصادف خروجي أيّام قتل الحسين- (عليه السلام)-، فدخلت الشام، فرأيت الأبواب [مفتّحة] و الدكاكين مغلقة، و الخيل مسرّجة، و الأعلام منشورة، و الرايات مشهورة، و الناس أفواجا قد امتلأت منهم السكك و الأسواق، و هم في أحسن زينة يفرحون و يضحكون. فقلت لبعضهم: أظنّ حدث لكم عيد لا نعرفه؟ قالوا: لا. قلت: فما بال الناس كافّة فرحين مسرورين؟ فقالوا: أ غريب أنت أم لا عهد لك بالبلد؟ قلت: نعم فما ذا؟ قالوا: فتح لأمير المفسدين فتح عظيم.قلت: و ما هذا الفتح؟ قالوا: خرج عليه في أرض العراق خارجي، فقتله، و المنّة للّه تعالى، و له الحمد.قلت: و من هذا الخارجي؟ قالوا: الحسين بن علي بن أبي طالب.
سهل گوید : از دیارم شهرزور به قصد بیت المقدس خارج شدم که خروجم مصادف شد با ایام قتل حسین سلام الله علیه پس داخل شام شدم پس دیدم درب ها باز است و مغازه ها بسته است و سپاهیان اماده اند و پرچم ها بلند است و مردم فوج فوج در بازار و کوچه ها ازدحام کرده اند در حالی که شدیدا مشغول فرح و شادی هستند ، به بعضی گفتم : گمان کنم برای شما عیدی است که آنرا نمیشناسم ، گفتند نه ، گفتم پس چه شده که مردم همگی این چنین خوشحال هستند ، گفتند ای غریبه فتحی بزرگ برای امیر مفسدین محقق شده، گفتم و این فتح چیست؟ گفتند : در سرزمین عراق یک خارجی(بی دین) بر خلیفه خروج کرده و به حمد و منت خدا او کشته شده، گفتم و این خارجی چه کسی بود؟ گفتند : حسین بن علی بن ابی طالب _سلام الله علیهم_
مدينة المعاجز، البحراني، ج 4، ص 130
_روزی سفیر روم به کوفه آمد؛
(در آن زمان مسئولیت پذیرایی از کسانی که از
خارج میآمدند به عهده امامحسنعلیهالسلام بود)
هنگامی که برای سفیر سفره پهن کردند
هنگام غذاخوردن، سفیر احساس غصه و ناراحتی کرد
و گفت غذا نمیخورم.
امام حسن دلیل را پرسیدند؟!
سفیر گفت شبی در کوفه به مسجد رفتم
فقیری را دیدم که میخواست افطار کند
سفرهاش را باز کرد؛
مشتی آرد جو در دهانش ریخت
کوزهای آب هم مقابلش بود
به من تعارف کرد که تو هم بخور
من گفتم نمیتوانم از این خوراک بخورم
دلم برای او سوخت، اگر بشود
از این غذا برای او نیز ببرم
صدای گریهی امام حسن(ع) بلند شد و فرمود:
او پدرم علی(علیهالسلام) است!
او امیرالمومنین و خلیفه مسلمین است...!
@BabHete | ینابیعالموده،ص۱۴۷
هدایت شده از - حضرتِ۱۱۰ 🇵🇸 -
ای شیعھ ! تو را چه غم ز توفانِ بلا ؟
جایی که سفینةالنجاه است حسین (:
و کربلا را تو مپندار که شهری ست در میان شهرها و نامی ست در میان نامها. نه. !
کربلا حرم حق است و هیچ کس را جز یاران امام حسین (ع) راهی به سوی حقیقت نیست.
کربلا، ما را نیز در خیل کربلاییان بپذیر. ما میآییم تا بر خاک تو بوسه زنیم و آنگاه روانهی دیار قدس شویم.
-شهیدسیدمرتضیآوینی