eitaa logo
‹ باب‌حِطّة ›
86 دنبال‌کننده
299 عکس
56 ویدیو
3 فایل
قُل هَل تَرَبَصونَ بِنا إلا إحدى الحُسنَيَين • القدس لنا 🇵🇸 • |موقوفه| • هر صحبتی بود من اینجام @Ma_hod
مشاهده در ایتا
دانلود
اول صفر ورود به شهر شام عن سهل بن سعد الشهرزوري قال : خرجت من شهرزور، اريد بيت المقدس، فصادف خروجي أيّام قتل الحسين- (عليه السلام)-، فدخلت الشام، فرأيت الأبواب [مفتّحة] و الدكاكين مغلقة، و الخيل مسرّجة، و الأعلام منشورة، و الرايات مشهورة، و الناس أفواجا قد امتلأت منهم السكك و الأسواق، و هم في أحسن زينة يفرحون و يضحكون. فقلت لبعضهم: أظنّ حدث لكم عيد لا نعرفه؟ قالوا: لا. قلت: فما بال الناس كافّة فرحين مسرورين؟ فقالوا: أ غريب أنت أم لا عهد لك بالبلد؟ قلت: نعم فما ذا؟ قالوا: فتح لأمير المفسدين فتح عظيم.قلت: و ما هذا الفتح؟ قالوا: خرج عليه في أرض العراق خارجي، فقتله، و المنّة للّه تعالى، و له الحمد.قلت: و من هذا الخارجي؟ قالوا: الحسين بن علي بن أبي طالب. سهل گوید : از دیارم شهرزور به قصد بیت المقدس خارج شدم که خروجم مصادف شد با ایام قتل حسین سلام الله علیه پس داخل شام شدم پس دیدم درب ها باز است و مغازه ها بسته است و سپاهیان اماده اند و پرچم ها بلند است و مردم فوج فوج در بازار و کوچه ها ازدحام کرده اند در حالی که شدیدا مشغول فرح و شادی هستند ، به بعضی گفتم : گمان کنم برای شما عیدی است که آنرا نمیشناسم ، گفتند نه ، گفتم پس چه شده که مردم همگی این چنین خوشحال هستند ، گفتند ای غریبه فتحی بزرگ برای امیر مفسدین محقق شده، گفتم و این فتح چیست؟ گفتند : در سرزمین عراق یک خارجی(بی دین) بر خلیفه خروج کرده و به حمد و منت خدا او کشته شده، گفتم و این خارجی چه کسی بود؟ گفتند : حسین بن علی بن ابی طالب _سلام الله علیهم_ مدينة المعاجز، البحراني، ج 4، ص 130
_روزی سفیر روم به کوفه آمد؛ (در آن زمان مسئولیت پذیرایی از کسانی که از خارج می‌آمدند به عهده امام‌حسن‌علیه‌السلام بود) هنگامی که برای سفیر سفره پهن کردند هنگام غذاخوردن، سفیر احساس غصه و ناراحتی کرد و گفت غذا نمیخورم. امام حسن دلیل را پرسیدند؟! سفیر گفت شبی در کوفه به مسجد رفتم فقیری را دیدم که میخواست افطار کند سفره‌اش را باز کرد؛ مشتی آرد جو در دهانش ریخت کوزه‌ای آب هم مقابلش بود به من تعارف کرد که تو هم بخور من گفتم نمیتوانم از این خوراک بخورم دلم برای او سوخت، اگر بشود از این غذا برای او نیز ببرم صدای گریه‌ی امام حسن(ع) بلند شد و فرمود: او پدرم علی(علیه‌السلام) است! او امیرالمومنین و خلیفه مسلمین است...! @BabHete | ینابیع‌الموده،ص۱۴۷
هدایت شده از - حضرتِ۱۱۰ 🇵🇸 -
ای شیعھ ! تو را چه غم ز توفانِ بلا ؟ جایی که سفینةالنجاه است حسین (:
و کربلا را تو مپندار که شهری ست در میان شهر‌ها و نامی ست در میان نام‌ها. نه. ! کربلا حرم حق است و هیچ کس را جز یاران امام حسین (ع) راهی به سوی حقیقت نیست. کربلا، ما را نیز در خیل کربلاییان بپذیر. ما می‌آییم تا بر خاک تو بوسه زنیم و آنگاه روانه‌ی دیار قدس شویم. -شهیدسیدمرتضی‌آوینی
- ای صبا دردِ منِ خسته به درمان برسان یعنی از من بِستان جانُ به جانان برسان
من هیچ ذلتی را از این بالاتر ندیدم که دلم به کسی مشغول باشد،که دلش از من فارغ است.. امیرالمؤمنین
هدایت شده از  ‹ باب‌حِطّة ›
- مهدی‌رسولیMehdi Rasooli - Gheire Az To.mp3
زمان: حجم: 3.4M
غیر از تو هرچے دلدادگے بود.. از بچگے بودُ از سادگے بود..
هدایت شده از «‌ زادالمتقین »
ای که بر زجر لعنت ای که بر زجر لعنت ای که بر زجر لعنت ای که بر زجر لعنت