‹ بابحِطّة ›
بچه رو صدا حساسه.حتی از صدای عطسه دیگران شوک بهش وارد میشه.میگن بخاطر شدتی که موج انفجار داره باعث پارگی رگهای عروقی بچه میشه چون خیلی ظریفه.یسریاشونم از صدای بمب"قبضروح"میشن،واسه همینه جسدشون ظاهرا سالمه.
توو غزه 75ساله که اسرائیل چهارشنبهسوری میگیره
شب را تا سحرگاه، بارها از خانه خارج شده و تاریکای آسمان کوفه را نگاه کرد. ماه را نظاره کرد. و درحالی که به اندرونی میرفت، زیرلب گفت که این همان شبی است که عیسی به آسمان رفت. و شبی که موسی وفات یافت. و شبی است که یوشع رحلت نمود. بهخدا قسم به من دروغ گفته نشده! نیمههای شب باز آسمان را دید. این بار لبخند بر لب و برق در چشم، لاحولولاقوه به لب، گفت خدایا پس مرا از آنان بگیر و شرّ نالایقی را بر آنان مسلط کن. او مستجاب الدعوه بود...
–عجم علوی
می گن شهید رئیسی قبل وعده صادق یک
توی شب قدر از خدا خواست که اگر آسیبی از واکنش ایران قراره به مردم وارد بشه
اون آسیب ، به ایشون وارد بشه
و بعد 63 سال شهادت رو از خدا گرفت
خدایا پیش مرگ اسلام و شیعیانت هستیم
و در آرزوی شهادت
اگر جان و مال ما ظهور رو نزدیک می کنه
در اختیار تو
عید خونین جگران با دگران یکسان نیست
ما به خون خفته و آنان به حنا مشغولند
• مهموم همدانی
نه فقط مسجدیان سر به گریبان تواند
نخل و چاه و شب و صحرا همه گریان تواند
دامنت با چه گنه سرخ شد از خون سرت
ای که خلق دو جهان دست به دامان تواند
ای به خون خفته بگو کیسهی خرمات کجاست
فقرا منتظر سفرهی احسان تواند
کودکانی که گرسنه همه رفتند به خواب
به عزیزان تو سوگند عزیزان تواند
نخلها در عطش اشک تو بردند به سر
چاهها منتظر نالهی پنهان تواند
اختران شیفتهی حال نماز شب تو
کوهها منتظر نغمهی قرآن تواند
اشک مظلومی تو میچکد از دیدهی ما
پارههای دل ما برگ گلستان تواند
آسمانها همه گریند به مظلومی تو
عرشیان سوختهی سینهی سوزان تواند
گیسوی حور پریشان شده در باغ بهشت
نه فقط زینب و کلثوم پریشان تواند
نه دل میثم دلسوختهای جان جهان
هر چه دل هست همه زائر ایوان تواند...
غلام رضا سازگار
به خلقتم فکر میکنم، به از خاک بودنم. چه اعجازیست در خاک که همهٔ انسانها از آن آفریده شدهاند. حتی صد و بیست و چهار هزار پیامبر! و در این میان تنها یک نفر میشود پدرِ آن. #از_علی_میگویم ؛ که پیامبر به او لقب پدرخاک بودن را داد⑴. و این یعنی اگر همه دفن شدند و شوند، او دفن شدنی نیست. او حیّ لایَموت است⑵. و این را از خودم نمیگویم چرا که خواندهایم؛ «...وَقُبُورُکمْ فِی الْقُبُور⑶» یعنی وجود او بر تمام اجساد و انفاس و قبرها احاطه دارد. او غالب است و بروی خاک مانده تا پدری کند. از ازل الیالابد تا «أَنا وَجَميعُ مَن فَوق التُرابِ فداءُ ترابِ نَعلِ أَبي تُرابِ» من و هر که بر خاک است فدای خاک زیر قدوم بوترابیاش باشیم. ما خاک بودن به پیشگاهش را خواستاریم. ما او را دوست داریم که فقط دوست داشتناش برای کوچکی ما بزرگ است و رزقیست عظیم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱.السکتواری، محاضرة الأوائل، ۱۳۱۱ق، ص۱۲۳.
امینی، الغدیر، ۱۹۶۷م، ج۶، ص۳۳۷-۳۳۸.
۲.سفينة البحار، الشيخ علي النمازي الشاهرودی، ج ١، الصفحه ٢٤٩.
۳.زیارت جامعه کبیره