‹ حکمت ۶۶ ›
🌱 از دست دادن حاجت بهتر از درخواست كردن از نااهل است.
( روش خواستن - اخلاقی اجتماعی)
‹ حکمت ۶۷ ›
🌱 از بخشش اندك شرم مدار، كه محروم كردن از آن كمتر است.
( ارزش ایثار اقتصادی - اخلاقی اقتصادی)
‹ حکمت ۶۸ ›
🌱 عفت ورزيدن زينت فقر و شكرگزاری زينت بی نيازی است.
( رهآورد عفت و شکرگذاری - اخلاقی اجتماعی)
‹ حکمت ۶۹ ›
🌱 اگر به آنچه كه می خواستی نرسیدی، از آنچه هستی نگران مباش.
( حفظ روح امیدواری - اخلاقی)
‹ حکمت ۷۰ ›
🌱 نادان را يا تندرو يا كندرو می بينی.
( روانشناسی جاهل - اخلاقی علمی)
‹ حکمت ۷۲ ›
🌱دنيا بدن ها را فرسوده، ولی آرزوها را تازه مي نمايد؛ مرگ را نزديك ولی خواسته ها را دور و دراز مي سازد، كسی كه به آن دست يافت از آن خسته مي شود و آنكه به دنيا نرسيد رنج می برد.
( رابطه دنیا و انسان - اخلاقی علمی )
‹ حکمت ۷۳ ›
🌱 كسی كه خود را رهبر مردم قرار داد، بايد پيش از آنكه به تعليم ديگران پردازد، خود را بسازد و پيش از آنكه به گفتار تربيت كند با كردار تعليم دهد، زيرا آن كس كه خود را تعليم دهد و ادب كند سزاوارتر به تعظيم است از آنكه ديگری را تعليم دهد و ادب بياموزد.
( ضرورت خودسازی رهبران - تربیتی مدیریتی )
‹ حکمت ۷۴ ›
🌱 انسان با هر نفسی كه می كشد، قدمی به سوی مرگ نزدیک می شود.
( ضرورت یاد مرگ - اخلاقی )
‹ حکمت ۷۵ ›
🌱 هر چيز كه شمردنی است پايان مي پذيرد و هرچه را كه انتظار می كشيدی، خواهد رسید.
( توجه به فنا پذیری دنیا - اخلاقی )
‹ حکمت ۷۶ ›
🌱 حوادث اگر همانند يكديگر بودند، آخرين را با آغازين مقايسه و ارزيابی می كنند.
( روش تحلیل رویدادها - علمی سیاسی)
‹ حکمت ۷۷ ›
🌱 (ضرار بن ضمره ی ضبایی از ياران امام به شام رفت بر معاويه وارد شد، معاويه از او خواست از حالات امام بگويد، گفت علی علیہالســـــلام را در حالی ديدم كه شب پرده های خود را افكنده بود، و او در محراب ايستاده، محاسن را به دست گرفته، چون مارگزيده به خود می پيچيد و محزون می گريست و می گفت:)
ای دنيا! ای دنيای حرام! از من دور شو، آيا برای من خودنمایی می كنی؟ يا شيفته من شده ای؟ چنانكه روزی در دل من جای گيری؟ هرگز مبادا! غير مرا بفريب، كه مرا در تو هيچ نيازی نيست، تو را سه طلاقه كرده ام، تا بازگشتی نباشد، دوران زندگانی تو كوتاه، ارزش تو اندك و آرزوی تو پست است. آه از توشه اندك و درازی راه و دوری منزل و عظمت روز قيامت!
| دنیا شناسی، امام و ترک دنیای حرام - اخلاقی |