یتیمهای کوفه امشب :
+ شما عموی مرا ندیدهاید ؟
- نه عزیزم عمویت کیست ؟
+ نمیدانم ، هرشب میآمد و به ما سَر میزد . برایمان غذا میآورد و با من و خواهر و برادرهایم بازی میکرد .
- عمویت دیگر نمیآید .
+ نه ، او حتما میآید . خیلی مهربان است . میخواهم خبرِ خوبی به او بدهم .
- چه خبری ؟
+ خبر مرگِ علی را . میدانن خوشحال میشود . شبها که میآمد ، من و مادرم علی را نفرین میکردیم . او هم همراهی میکرد .
- او هم علی را نفرین میکرد ؟!
+ آری ، میگفت : خدایا مرگِ علی را برسان :)
-بَند ِاُو🌼؛
"عبدالرقیه³¹⁵"
دستبیمارانگرفتنبرطبیبانواجباست..
منزِپاافتادهامدستمنمیگیریرضاجان :)؟!
تشکر
مشرفشویدهیئت:)!
- پخش زنده در روبیکا:
• https://rubika.ir/mahdirasuli_ir
- پخش زنده در تکیه:
• https://tekye.net/live/2705