eitaa logo
-بَند ِاُو🌼؛
200 دنبال‌کننده
778 عکس
831 ویدیو
3 فایل
- هو‌الباقی ° بنده ؛ اوست آن که در بند اوست . . آمدم‌‌پیش تو با این همه اندوه ، ولی چه‌‌ غمی هست که پیش تو به پایان نرسد !؟ من؟ | مشتاق پرواز با تو : ) ! @H_33_3 الحمدالله‌که‌نوکرتم الحمدلله‌که‌مادرمی . .
مشاهده در ایتا
دانلود
-بَند ِاُو🌼؛
:))))
و چشمانت‌سخن‌می‌گفتند..
یتیم‌های کوفه امشب : + شما عموی مرا ندیده‌اید ؟ - نه عزیزم عمویت کیست ؟ + نمی‌دانم ، هرشب می‌آمد و به ما سَر می‌زد . برایمان غذا می‌آورد و با من و خواهر و برادرهایم بازی می‌کرد . - عمویت دیگر نمی‌آید . + نه ، او حتما می‌آید ‌. خیلی مهربان است . می‌خواهم خبرِ خوبی به او بدهم . - چه خبری ؟ + خبر مرگِ علی را . می‌دانن خوش‌حال می‌شود . شب‌ها که می‌آمد ، من و مادرم علی را نفرین می‌کردیم . او هم همراهی می‌کرد . - او هم علی را نفرین می‌کرد ؟! + آری ، می‌گفت : خدایا مرگِ علی را برسان :)
هدایت شده از مَبهوتْ³¹⁵🇮🇷
"عبدالرقیه³¹⁵"
-بَند ِاُو🌼؛
"عبدالرقیه³¹⁵"
دست‌بیماران‌گرفتن‌بر‌طبیبان‌واجب‌است.. من‌ز‌ِپاافتاده‌ام‌دستم‌نمیگیری‌رضا‌جان :)‌؟! تشکر
مشرف‌شوید‌هیئت:)! - پخش زنده در روبیکا: • https://rubika.ir/mahdirasuli_ir - پخش زنده در تکیه: • https://tekye.net/live/2705
یک نفس مانده علی پر بکشد تا به سماء . یک اذان مانده ملاقات کند زهرا را ؛
برای کشتن علـی‌ شمشیر لازم نبود ماجرای کوچه قبلا کار علـی را تمام کرده بود . . !
بست با پارچه‌ای فرقِ پدر را امّا صدوده روز دگر خونِ گلو را چه کند؟!
تب‌دارم‌نه‌که‌امشب‌یه‌چند‌ساله.. تب‌دارم‌نه‌از‌ضربه‌،نه‌از‌شمشیر! تبم‌از‌ضربه‌اون‌قلاقه..
ملاقـات علی و فاطـمه باشد تماشایی ... :)))