7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روز زن، روز تکلیف و بلوغ تاریخیمون، مبارک
خواهران عزیزم.
این عید بر همه مسلمانان مبارک🌹
@BanooAmin
هدایت شده از حقیقت عظیم
🔰بیانیۀ روز زن
حقیقت عظیم
شماره صفر، ۱۴۰۴
بسم الله الرحمن الرحیم
🔸انقلاب اسلامی سرآغاز تاریخ و حیات جدیدی است که تحول انسان و تاریخ در آن رقم خورده است. رهبر کبیر انقلاب، امام خمینی (ره) همانگونه که انفجار نور را دید، عظمت شأن و نقش زن را در جامعه دید و با نظر به همین عظمت، روز تولد زنی تمام معنا و ملکوتی را روز زن نامید.
«در روز میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها، تمام جلوۀ زن تحقق پیدا کرد و زن به تمام معنا متحقق شده است» در واقع، «زن و تمام شخصیت زن با میلاد حضرت زهرا موجود شده است». انتخاب میلاد حضرت فاطمه سلام الله علیها برای روز زن، هم افتخاری است برای زن و هم یادآور مسئولیت اوست. چنین بلوغی تاریخی برای زن، در حقیقت «حیاتی جدید» را برای زن به ارمغان آورده است.
نامگذاری روز زن به مناسبت میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها، در واقع اتصال هویت انقلابی زن به آن حضرت و نامگذاری مبارزات زن در مسیر پیروزی اسلام و رسیدن به جامعهای ایمانی است. شخصیت حضرت صدیقۀ طاهره گرچه انسانی عرشی است، از زمین و انسانهای دیگر غافل نیست. ایشان از مرتبۀ طبیعت تا غیب حرکت کردهاند و این دو جهان در وجود این زن والا مقام به هم متصل شده است. حرکت و پیروزی در رسیدن به قلۀ عبودیت، حاصل تلاش و جهد و معنویت خود صدیقۀ طاهره است، دعاهای حضرت، تهجدهای شبانه و اوصاف مادی و معنوی ایشان در مسیر عبادت نمادی است برای این مسیر.
🔹بنای نظام جمهوری اسلامی به عنوان ثمرۀ مبارزۀ زنان و مردان ایرانی، نیز بر این است که به سوی پیشرفت حرکت کند و قلۀ پیروزی را فتح کند. حرکت به سمت قله، بدون دستیابی به علوم ضروری به بن بست میرسد، علم هم چراغ راه است و هم سلطان. در زمانۀ ما، علوم مادی غرب، سکان همۀ جوامع بشری را در دست گرفته است و نه تنها برای بشر سعادت به ارمغان نمیآورد، عامل استثمار نرم جوامع بشری و فجایع خبیثانهای نیز میشود. بنابراین، در عصر کنونی که در نقطۀ شدید درگیری جریان حق و باطل در قامت مواجهه با استکبار هستیم، برگ برندۀ ما برای مغلوب نشدن در برابر استکبار، تمسک به علم است. این علم، از ساحت طبیعت انسان تا میدان تجربه و حل مسائل زندگی روزمره را در بر دارد و رو به سوی افقی الهی دارد و هدفش رساندن عزتمندانۀ انسان به قلهای الهی است. چنین علمی ربط وثیقی با زن و زندگی دارد و ثمرهاش در میدان مقاومت میروید.
زن با قدرتها و استعداهای وجودیاش میتواند بن بستهای موجود در مسیر دستیابی به علوم ضروری برای پیروزی را بشکند و پس از بردن آن علم در میدان زندگی واقعی و زیستن و آزمودن آنها، فضای عمومی جامعه را به حکمتهای نظری و عملی برساند. چنین زنی در یک دستش معنویت و طهارت است و در دست دیگرش علم و فرهنگ است و اینگونه سرشت خانواده و جامعه را با معنویت و نورانیت و علم درمیآمیزد.
🔸ما زنان ایرانی با اقتدا به حقیقت عظیم فاطمۀ زهرا سلام الله علیها بر این داستانیم که نرمافزار دعا را فعال و نهادینه کنیم؛ زیرا به بیان شهدای دانشمند و نیز به روایت حکما و فیلسوفان اسلامی، کلید علم در دعا نهفته است و مسیرهای ناگشودۀ علم با معنویت باز میشود. استعداد قلب زن برای دریافت حقایق و نیز اتصال شدید او با زندگی برای تولید علم و انباشت تجربه و نیز تیزبینی و توجههای موشکافانۀ ذهن او برای پرورش و توسعۀ علم، ویژگیهایی است که میتواند مسیر دستیابی به قلههای علم را هموار کند و سرعت ببخشد و جهت آن را الهی کند.
ما زنان ایرانی در مسیر عبودیت الهی و رو به سوی قلۀ زنانگی، برای فراهم کردن بستر دعا و فتح، هم از پارسامنشی خودمان حفاظت میکنیم، هم از طهارت فضای عمومی و اجتماعی. نماد و نشانۀ محافظت از پاکیزگی روح و طهارت وجود خودمان و جامعه و جهان، حجاب است. ما این پرچم زنانه برای صعود به قله و فتح و پیروزی، یعنی «حجاب زهرایی و زینبی» را با جدیت در دست میگیریم.
@haghighatazim
هدایت شده از ستاد مردمی اعتکافهای موضوع محور
ستاد مردمی اعتکافهای موضوع محور
🔸پشتیبانی محتوایی
🔸ساخت پوستر
🔸ساخت تیزر
🔸اعزام مبلغ و سخنران
🔸مشاوره اجرایی
🔸هماهنگی مسجد در برخی از استان ها
برای دریافت خدمات ستاد، شماره 1 را به شماره 09134373560 ارسال بفرمایید.
https://eitaa.com/setadetekaf
هدایت شده از حقیقت عظیم
🔰بیانیه روز زن
شماره صفر، ۱۴۰۴
علم و دعا، جهاز صعود به قله
قسمت دوم
بنای نظام جمهوری اسلامی به عنوان ثمرۀ مبارزۀ زنان و مردان ایرانی، نیز بر این است که به سوی پیشرفت حرکت کند و قلۀ پیروزی را فتح کند. حرکت به سمت قله، بدون دستیابی به علوم ضروری به بن بست میرسد، علم هم چراغ راه است و هم سلطان.
در زمانۀ ما، علوم مادی غرب، سکان همۀ جوامع بشری را در دست گرفته است و نه تنها برای بشر سعادت به ارمغان نمیآورد، عامل استثمار نرم جوامع بشری و فجایع خبیثانهای نیز میشود. بنابراین، در عصر کنونی که در نقطۀ شدید درگیری جریان حق و باطل در قامت مواجهه با استکبار هستیم، برگ برندۀ ما برای مغلوب نشدن در برابر استکبار، تمسک به علم است. این علم، از ساحت طبیعت انسان تا میدان تجربه و حل مسائل زندگی روزمره را در بر دارد و رو به سوی افقی الهی دارد و هدفش رساندن عزتمندانۀ انسان به قله عبودیت است.
چنین علمی ربط وثیقی با زن و زندگی دارد و ثمرهاش در میدان مقاومت میروید. زن با قدرتها و استعداهای وجودیاش میتواند بنبستهای موجود در مسیر دستیابی به علوم ضروری برای پیروزی را بشکند و پس از بردن آن علم در میدان زندگی و زیستن و آزمودن آنها، فضای عمومی جامعه را به حکمتهای نظری و عملی برساند.
چنین زنی در یک دستش معنویت و طهارت است و در دست دیگرش علم و فرهنگ است و اینگونه سرشت خانواده و جامعه را با معنویت و نورانیت و علم درمیآمیزد.
ادامه دارد...
@haghighatazim
شاید اگر خودم دختر نوجوان نداشتم، نمیتونستم بفهمم چرا مادر این دختران هنوز حضور دخترشان را حس میکنند و هنوز با آنها زندگی میکنند.
دختر زندگیآور است، به خانه روح میدهد، بارها و بارها دست مادر را میگیرد و سمت سعادت میبرد.
دختر، نه تنها امتداد وجود مادر، بلکه نمونهای ارتقایافته تر از مادر است... .
در روزهایی که در کشور ما دوباره اغتشاش، نام اعتراض به خود گرفته، روایت جراحت و شهادت و شورش مقدس دختران مشهدی را در سال ۵۷، در جریان تظاهرات مردمی دی ماه، بخوانیم.
این دختران آگاهانه در تظاهرات شرکت کردند، با اصرار و میدانستند ممکن است کشته شوند، اما به گمانم قلب آنان با حقیقت الهی جریان انقلاب گره خورده بود و آماده ی ایفای نقش تاریخی خود بودند... .
مهری به پدرش میگفته امام را تنها نگذارید و الهه به مادرش گفته، آنچه تو از آن میترسی، من آرزویش را دارم.
این دخترها به واقع، حقیقتی را دیده بودند.
حیف که از سبک مسلمانی این دخترها بی خبریم.... و از عبادتها، حال معنوی و بندگی این دخترها پرسش نکردهایم... .
این دختران عزیز حتی دیده نشدند، چه برسد شناخته شوند...
@BanooAmin
بانو امین
مهری به روایت مادرش
«مهری زمان شهادت ۱۴ سال بیشتر نداشت. هرچه از او بگویم کم گفتهام. دختری بسیار مهربان، قانع، مردمدار، مرتب و مسئولیتپذیر بود. دخترم به حجابش خیلی اهمیت میداد. اگرچه آن زمان دختران باحجاب حق ورود به مدرسه را نداشتند، با سختی زیاد تا مدرسه با حجاب و چادر میرفت و در مدرسه برای پوشیدن روسری تنبیه بدنی میشد. حتی مدیر مدرسه سرش را به خاطر یک روسری به دیوار میکوبید. از لحاظ فکری، از سن خودش جلوتر بود. بیشتر میفهمید.»
مادر از دوری دختر هنوز هم رنج میبرد. هنوز هم داغ آن روز برایش تازه است و چشمهایش را پراشک میکند. «مهری در تظاهرات ۹ دی ۵۷ بهشدت مجروح شد و بعد از گذشت ۳ ماه و چند روز که به حالت اغما در بیمارستان بستری بود، ۱۵ فروردین ۵۸ به شهادت رسید. همه با هم به تظاهرات رفتیم. چون فرزند شیرخوارهام را در بغل داشتم، سرعتم کند بود و از دخترها عقب افتادم.
نگرانشان بودم که دیدم جمعیت در حال برگشت است و میگویند: شلوغ شده، شلوغ شده! جلو رفتن ما را گرفتند. دیدم تانکها را آتش زدهاند و تیراندازی میکنند. هرچه تلاش کردم نتوانستم جلو بروم. از سر ناچاری برگشتم عقب شاید بتوانم دخترانم را پیدا کنم. شوهر و پسر بزرگم هم برای پیدا کردن دخترها تلاش زیادی کردند، اما بینتیجه برگشتند.»
آنها سرگردان به خانههای مختلف و به بیمارستانها سرمیزنند، اما نشانی از دخترها پیدا نمیکنند. وقتی به خانه برمیگردند، خواهر شهید را یک راننده تاکسی به منزل میآورد. اقدس در حالی که گریه میکرد به مادر میگوید که تانک از روی فاطمه و دوستش رد شده است. «همان شب از طریق عموی بچهها مطلع شدیم مهری در بیمارستان امامرضا بستری شده است. با همسر و پسرم به سمت بیمارستان راه افتادیم. بیمارستان محاصره بود و تیراندازی میکردند. بهسختی از بین آن همه تیراندازی و شلوغی خودمان را به بیمارستان رساندیم. اجازه وارد شدن به بیمارستان را نمیدادند.»
مادر دستهایش از شدت هیجان میلرزد. آنها صبح روز بعد که به بیمارستان میروند ۳ مجروح را نشانشان میدهند تا مهری را شناسایی کنند، اما به دلیل شدت جراحات، مادر نمیتواند فرزندش را که با موهای تراشیده و سر و صورت باندپیچی درحالیکه یک چشم و گوشهای از سرش زیر تانک له شده است شناسایی کند تا اینکه پرستار لباسهایش را میآورد و مادر از روی لباسها دخترش را میشناسد. «یکی از آن ۳ نفر همسایهمان شهید فاطمه امیری بود و یک نفر دیگر همان دختری است که مهری برای نجاتش فداکاری میکند، یعنی شهید الهه زینالپور که بعد از دو سه روز شهید شد.
مهری همیشه به پدرش میگفت امام (ره) را تنها نگذارید، این انقلاب اسلامی پیروز میشود و ما باید کاری کنیم تا همه زیر پرچم اسلام و انقلاب بیایند. شرایط زندگی قبل از انقلاب اسلامی خیلی سخت بود، اما اکنون با اینکه به برکت جمهوری اسلامی اوضاع از همه نظر بهتر شده، برخیها که آن روزها را ندیدهاند، شکایت دارند و شرایط را با قبل از انقلاب مقایسه میکنند. این اشتباه است، چون ما آن سختیها را دیدهایم.»
الهه به روایت مادرش
مدتها بود الهه و مریم اصرار داشتند در راهپیماییها همراهم باشند، اما دلم راضی نمیشد آنها را درگیر این ماجراها کنم؛ میخواستم به درس و مدرسهشان برسند. شب قبل از ماجرا، الهه و مریم خیلی اصرار کردند که همراه من در تظاهرات باشند.
همسرم گفت ارتش اطمینان داده که خطری برای کسی پیش نمیآید. این حرف کمی آرامم کرد و حاضر شدم آنها را همراهم ببرم. تا سرِ کوچه که رفتیم، دلشوره عجیبی پیدا کردم و میخواستم برگردم. الهه حرفی زد که برایم عجیب بود. گفت: مادر، چیزی که تو از آن میترسی، من آرزویش را دارم.
الهه ضربه مغزی شده بود. بعدها مریم تعریف کرد: چادر الهه بین چرخهای تانک گیر کرده بود و او را تا مسافتی با خودش میکشاند. مریم هم داخل جوی آب افتاده و دستوپایش شکسته بود. الهه چندروز بعد شهید شد، اما هنوز و بعداز این همه سال، رفتنش را باور ندارم و حس میکنم کنارم زندگی میکند و مراقب روزهای تنهایی من است.
مادر الهه کمتوقعتر از آن است که خواستهای از کسی داشته باشد، اما مادرانه، دعا میکند نام «الهه زینالپور» جاودان بماند.