eitaa logo
~حیدࢪیون🍃
2.4هزار دنبال‌کننده
6.6هزار عکس
2.3هزار ویدیو
126 فایل
۞﷽۞ یک روز میاید که به گرد کعبه کوریّ عدو ” علی علی ” میگوییم💚 sharaet📚⇨ @sharaet1400 شرایط nashenasi🕶⇨ @HEYDARIYON3134 ناشناسی refigh🤞⇨ @dokhtaranzeinabi00 @tamar_seyedALI رفیق 🌴¹⁴⁰⁰/ ⁵ /²⁸ پایان↻شهادت ان‌‌شاءالله
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
༺🍂༻ - - اسلام‌علیڪ‌یا‌علێ‌بن‌موسۍ‌الرضا♥️ - - ‌‌‌ ❣بر چهره دلربای مهدی صلوات❣ ‌♥️•╣ @Banoyi_dameshgh╠•♥️
🌼🍂از‌آیت‌الله‌بھجت‌پرسیدند↓ برای‌زیاد‌شدن‌محبت‌،نسبت‌به امام‌زمان"؏ـج"چه‌کنیم؟!‌🧐 🍃🌸ایشون‌فرمودند : ﴿گناه‌نکنید‌و‌نماز‌اول‌وقت‌بخوانید﴾ :)🖐🏿 ‌‌ 🌼✨
سلام بزرگواران ساعت ۴ دو پارت داریم😍 منتظر باشید و زیادمون کنید 😉
سلام رفیق جان 😊 ناشناس آوردیم تا بشنویم صداتونو و جوابتونو بدیم حرف ها و سوالاتتو بگو جواب میدیم : payamenashenas.ir/حیدریون جوابتون و از اینجا بگیرید👇 @HEYDARIYON3134
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
°.🖇⃝⃡❥.° خواستگاری‌ آمد‌ گفت: من‌ چهارتا‌ زن‌ دارم‌! اول‌ با سپاه‌ ازدواج‌ کردم‌ بعد با جبهه و بعد با شهادت‌ و آخرش‌ با‌ تو..! ❣بر چهره دلربای مهدی صلوات❣ ‌♥️•╣ @Banoyi_dameshgh╠•♥️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
آمَــــد‌ڪِه‌بگیـرَد‌زِ‌؏ـلۍ‌نُقطِـہ‌ضَعفـۍ بیچ‌ـٰارِه‌نَـدٰانسـت‌؏ـلۍ‌‌نُقطِـہ‌‌نَـدٰارَد!♡•• ⌛️⃟📦¦⇢ ⌛️⃟📦¦⇢ ــ ــ ــ ـــــــ۞ـــــــ ــ ــ ــ ⇢ @Banoyi_dameshgh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام بزرگواران تا پارت ها به دستتون برسه ۵ تا صلوات برای سلامتی آقات امام زمان بفرست 😉 @Banoyi_dameshgh
~حیدࢪیون🍃
♡﷽♡ ❣تاریکے شب❣ #part115 ساره و سلاله از خنده مردن منم خندیدم از صدایی که در آوردم اص
♡﷽♡ ❣تاریکے شب❣ سلاله چیزی نپرسید و شروع کرد به درس، متاسفانه نصب درس استاد را متوجه نبودم و حواسم به این بود که بعد از کلاس به اتاق مدیریت برم و چه جوری صحبت کنم..... با پنج دقیقه استراحت استاد به سمت سلاله رفتم تا بهش بگم با من به اتاق مدیریت بیاد... + سلاله یک دقیقه بیا با هم بریم پیش ساره بشینیم قبول کرد و رفتیم به سمت میز ساره که تنها نشسته بود و سرش داخل موبایل بود دستمو گذاشتم روی شونش وگفتم : ساره خانم گل من چطوره؟ همین طور که سرش پایین بود گفت:- از لطف خواهر شوهر عالی تا این حرف و زد چشم های سلاله بین من و ساره میچرخید چشمای من که داشت از کاسه در میومد از حرفش، خودش نگاهی به چشمای پر از تعجب سلاله کرد از قیافش معلوم بود که الان میخواد ماست مالی کنه من که از کارش خیلی عصبانی شدم چون بهم قول داده بودیم تا خواستگاری و انشالله عقد نکردن به کسی نگیم - اینجا چه خبره؟ خواهر شوهرکیه، راستشو رو بگید؟ - چیزی نیست حاجی میخواستم بگم خواهر اشتباهی پشتش شوهر اومد. سوتی که ساره داده بود با هیچی نمی تونستم جمعش کنی واقعاً گند زده بود به همه چی من فقط سکوت کردم و حرف نزدم، پنج دقیقه وقتمونم تمام شد و استاد مفاخری بهمون گفت به سر جامون بریم... سلاله به سمت سرجاش رفت و منم از استاد اجازه گرفتم تا به دست و صورتم آبی بزنم ، مخم دیگه قاطی کرده بود هم از سوتی بی‌موقع ساره هم اینکه باید چه طوری با مدیر صحبت کنم ، رفتم به سمت سرویس و صورتمو آب زدم که خودمو تو آینه دیدم که رنگم قرمز شده بود .... مغزم هی بهم فشار میاورد و میگفت: تو همون زهره ای واقعا اینقدر پر استرس شدی که نمیتونی بری با مدیر دانشگاه حرف بزنی واقعا که خجالت داره قوی باش یادت نرفته که مادربزرگ همیشه میگفت وقتی مشکل داری میخوای حلش کنی قبلش ۵ تا صلوات به نیت پنج تن بفرست چراکه دوای هر دردیه بسم الله گفتم و...... ○•○•○•○•○•○○•○•○•○○•○•○•○• 🌹🌹🌸🌸🌹🌹🌸🌸🌹🌹 🌸🌸🌹🌹🌸🌸🌹🌹 🌹🌹🌸🌸🌹🌹 🌸🌸🌹🌹 🌹🌹 اولین اثر از👇 به قلم: (علیجانپور) ❌کپی به هر نحو موجب پیگرد قانونی است❌ پرش به اولین پارت👇 https://eitaa.com/Banoyi_dameshgh/23 حیدریون👇 https://eitaa.com/joinchat/406388870C3e2077ae10