eitaa logo
~حیدࢪیون🍃
2.4هزار دنبال‌کننده
6.6هزار عکس
2.3هزار ویدیو
126 فایل
۞﷽۞ یک روز میاید که به گرد کعبه کوریّ عدو ” علی علی ” میگوییم💚 sharaet📚⇨ @sharaet1400 شرایط nashenasi🕶⇨ @HEYDARIYON3134 ناشناسی refigh🤞⇨ @dokhtaranzeinabi00 @tamar_seyedALI رفیق 🌴¹⁴⁰⁰/ ⁵ /²⁸ پایان↻شهادت ان‌‌شاءالله
مشاهده در ایتا
دانلود
••♥️
~حیدࢪیون🍃
••♥️
ما فرزندان مدرسه ای هستیم! ک در آنجا یاد گرفتیم ، آزاد زندگی کنیم ما امنیت را از دشمن التماس و گدایی نمی‌کنیم . . 🌱 شهید جهاد مغنیه🌿
دعای کمیل _ مشهد مقدس 🙂🕊️
~حیدࢪیون🍃
دعای کمیل _ مشهد مقدس 🙂🕊️
التماس دعا...💔 ای دل خسته که بودی و شدی هستی که دنیا دل نداره ولی خدایی داره که تک به تک قلبت رو حس میکنه...🥀🖤
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
~حیدࢪیون🍃
🍃 📖🍃 .رمـــــان #دمشـــق_شہرعشق قسمٺ #نود_ونه #تروریست‌های🔥 ارتش آزاد می‌لرزید، چند روزی می‌شد ا
🍃 📖🍃 .رمـــــان قسمٺ طاقت از دست دادن برادرم راداشتم که با به🔥 مصطفی التماس می‌کردم : «تورو خدا پیداش کنید!» بی‌قراری‌هایم 🔥 را تمام کرده و تماس‌هایش به جایی نمی‌رسید... که به سمت در رفت و من دنبالش دویدم : «کجا میرید؟» دستش به طرف دستگیره رفت و با لحنی گرفته حال خرابش🔥 را نشانم داد : «اینجا موندنم فایده نداره.» مات رفتنش مانده و من دو بار قامت غرق خونش🔥 را دیده بودم و دیگر نمی‌خواستم پیکر🔥 را ببینم که قلبم به تپش افتاد... دل مادرش بزرگتر از آن بود که مانع رفتنش شود، اشکش🔥 را با چند بار پلک زدن مهار کرد و دل کوچک من بال بال می‌زد : «اگه رسیدن اینجا ما چیکار کنیم؟» از صدایم تنهایی می‌بارید و خبر 🔥 رگ 🔥غیرتش🔥 را بریده بود... که از من هم دل برید... ادامه دارد.... نام نویسنده؛ خانم فاطمه ولی نژاد ꧁•♡حیدࢪیون♡•꧂
~حیدࢪیون🍃
🍃 📖🍃 .رمـــــان #دمشـــق_شہرعشق قسمٺ #صد طاقت از دست دادن برادرم راداشتم که با #اشک‌هایم به🔥 مصطف
🍃 📖🍃 .رمـــــان قسمٺ که از من هم دل برید : «من ، اما یه عمر همسایه سیده زینب🔥 بودم، نمی‌تونم اینجا بشینم تا بیفته دست اون 🔥کافرا!» در را گشود و دلش پیش اشک‌هایم🔥جا مانده بود که... دوباره به سمتم چرخید و نشد حرف دلش را بزند. نگاهش از کنار صورتم تا🔥 چشمان صبور مادرش رفت و با همان نگاه نگران سفارش این دختر 🔥 را کرد : «مامان هر اتفاقی افتاد نذارید کسی بفهمه شیعه‌اس یا 🔥!» و می‌ترسید این اشک‌ها پای رفتنش را بلرزاند که دیگر نگاهم نکرد و از خانه خارج شد؛ او رفت و دل مادرش متلاشی شده بود که پشت سرش به گریه🔥 افتاد و من می‌ترسیدم دیگر نه ابوالفضل🔥 نه او را ببینم که از همین فاصله دخیل ضریح (س)🔥شدم... تلوزیون 🔥🔥فقط از نبرد حمص و حلب می‌گفت، ولی از و زینبیه حرفی نمی‌زد... ادامه دارد.... نام نویسنده؛ خانم فاطمه ولی نژاد ꧁•♡حیدࢪیون♡•꧂
دختری؟؟😳 کانال رایحه بهشتی نداری؟؟؟ مگه میشه؟ اخه هرردختر موفقی به این کانال نیازداره چون پرِ از انرژی های مثبت وحال خوب🦋 https://eitaa.com/joinchat/2121924737Cbde4698ad5 ماسه تا دختریم که منتظر اومدن رفقای عزیزمونیم✌️🌱
نجوا😍 @najjva_ir
چایخانه حضرت😍 @kashki10 هم اینجا هست که تازه تاسیسه