eitaa logo
بر لبه‌ی تاریخ
805 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
1.2هزار ویدیو
0 فایل
روایتی از روزگارانی که جهان لرزید... نقبی به وقایع، اسناد، و رازهای تاریخ معاصر جهان. اینجا، هر حادثه، داستانی‌ست ناگفته. ارتباط با مدیر: @MMSALEHN
مشاهده در ایتا
دانلود
14.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی آقای خاتمی در دوره اول به ریاست‌جمهوری رسیدند، مرسوم است که رئیس‌جمهور پس از دو سه ماه به قم می‌آید و با مراجع ملاقات می‌کند. آقای خزعلی سه چهار روز قبل از آن به قم نزد پدر ما آمدند و گفتند: «آقای خاتمی می‌خواهد به قم بیاید. شما ایشان را نپذیرید.» پدرم گفتند: «من به چه ملاکی ایشان را نپذیرم؟» گفت: «آقا! پشیمان می‌شوید. نپذیرید.» پدرم پرسیدند: «چطور؟ این حرف یعنی چه؟» گفتند: «همین که من می‌گویم. بدانید که دو سه ماه دیگر بساط اینها جمع می‌شود». و با اشاره به ما گفتند که «از ناحیه مقدسه به ما خبر رسیده است.» از خاطرات شفاهی آیت الله جواد فاضل لنکرانی @Barlabeietarikh
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فیلمی از لحظه‌ی تاریخی اعلام حکم اعدام صدام در دادگاه عراق و خفتی که وی در آخر عمر متحمل شد @Barlabeietarikh
11.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مظلومین فقط سکه خرید بود. یک روزی در هیئت دولت فردی به من گفت شما که به تازگی از آفریقا طلا وارده کردید، چرا سکه نمی‌فروشید؟ این در ذهن آقای رئیس جمهور رفت آقای روحانی هم با اصرار دستور داد که ما این کار را انجام دهد و می گفت شما با طلا و سکه می‌توانید قیمت دلار را پائین بیاورید. آقای روحانی به همه می‌گفت انگار این طلاها برای خود سیف است که نمی‌فروشد. زمانی که به وی گفتم دو سال دیگر که این طلاها تمام شد چه باید بکنیم، جواب داد: مگر من چقدر دوره دارم. من به دو سال دیگر چه کار دارم. «انا ربّ الابل». من برای دوره‌ی خودم هستم. مظلومین کاری نکرده بود، شم اقتصادی داشت و سکه هایی که بانک مرکزی می‌فروخت را خریده بود. خریدش هم به صورت کاملا قانونی بود. اوایل به صورت محدود به افراد سکه می‌فروختیم، دوباره روحانی دستور داد که بدون محدودیت بفروشیم. مظلومین هم با برداشت محدودیت، تعداد زیادی سکه خریده بود که پرونده‌اش موجود است. خاطرات شفاهی ولی الله سیف (رئیس وقت بانک مرکزی در زمان دولت روحانی) @Barlabeietarikh
رضاشاه بسیار منفور مردم شده است. از نظر پول‌دوستی و عشق به زمین، بمراتب بدتر از احمدشاه گردیده بطوری که در مدت دو سالی که از مدت پادشاهی‌اش گذشت، ثروت بسیار کلانی را برای خودش فراهم کرده است. از خاطرات سر پرسی لورین، وزیر مختار انگلیس در ایران(۱۳۰۴-۱۳۰۰) @Barlabeietarikh
یکی از دخترهای والی مونته‌نگرو هم مقابلِ ما، پهلوی ولیعهد روس نشسته بود. این دو تا خیلی خوشگل بودند. من خیلی دلم می‌خواست که تمام وقت را با دختر والی حرف بزنم، اما امپراطریس [علیاحضرت ملکه‌ی روسیه] پهلویم بود. باید با او حرف می‌زدم. دو کلمه با او حرف می‌زدم، هشت کلمه با دختر والی. دختر خوش راه خوبی بود. سفر اول فرنگ-پطر @Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
یکی از دخترهای والی مونته‌نگرو هم مقابلِ ما، پهلوی ولیعهد روس نشسته بود. این دو تا خیلی خوشگل بودند.
پی‌نوشت: کشوری که امثال ناصرالدین‌شاه را به مدت ۵۰ سال بر صدرِ خود دیده است، خوش‌شانس بوده که بالکل مضمحل نشده است. @Barlabeietarikh
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پابلو اسکوبار، قاچاقچی افسانه‌ای کلمبیایی که روزی هشتاد درصد کوکائین جهان را در اختیار داشت، در روزگار اوج قدرتش آن‌قدر ثروت اندوخت که حساب دقیقش از دست خودش هم در رفت (میلیاردها دلار). ثروتی که از مسیر ترس و خون ساخته شده بود، اما در نهایت به خاکستر بدل شد. پسرش نقل می‌کند زمانی که خانواده‌ی اسکوبار در حال فرار از نیروهای کلمبیایی و آمریکایی بودند، دختر کوچک پابلو از سرما می‌لرزید. اسکوبار برای گرم نگه داشتن او، بسته‌های اسکناس دلاری را آتش زد — نزدیک به دو میلیون دلار پول نقد، تنها برای چند ساعت گرما. این تصویر، خلاصه‌ی تمام زندگی اوست: مردی که از هیچ، امپراتوری‌ای ساخت که دولت‌ها را به زانو درآورد، اما در نهایت به جایی رسید که ثروتش جز شعله و دود، هیچ کارکردی نداشت. @Barlabeietarikh
صبح عرض کردم سرمقالهٔ روزنامهٔ نیویورک تایمز برخلاف مصاحبه[ای]که همین [جان]اوکس که مقاله را نوشته و با اعلیحضرت همایونی خوب از کار درآورده بود، بسیار بد است و تقدیم کردم که خواندند. فرمودند: پدرسگ نوشته من لوئی چهاردهم هستم؛ در صورتی که او مغز ارتجاع و من لیدر انقلابم. ۱۴ مهر ۱۳۵۴ @Barlabeietarikh
Mehter MarşlarıMehter-Marslari-Ceddin-Deden.mp3
زمان: حجم: 4.6M
🔻این موزیک یک مارش قدیمی نظامی و معروف از دوران امپراتوری عثمانی که توسط گروه مهتران اجرا می‌شده. 🔸 این گروه،قدیمی‌ترین گروه موسیقی نظامی جهان هستند که با سازهای خاص روحیه سربازان را بالا می‌بردند 🔺متن ترانه: «Ceddin, deden, neslin, baban Hep Kahraman Türk milleti orduların, pek Çok zaman, vermiştiler dünyaya şan» «به اجدادت،پدربزرگت،نسلت و پدرت نگاه کن ملت ترک همیشه قهرمان بوده ارتش های شما بارها در جهان افتخار آفریده‌اند» 🔹این موسیقی نه تنها در ترکیه بلکه در اروپا هم تاثیرگذار بوده و آهنگسازان بزرگی مثل بتهوون و موتزارت از آن الهام گرفته اند. @Barlabeietarikh
33.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و دوباره، زیبایی‌های تاریخی اسکاتلند؛ قلعه‌های بازمانده از دوران قرون وسطی و ماقبل @Barlabeietarikh
یکی از آقایان می‌گفت شاه مستعفی [رضاشاه] روزی صد میلیون برای این مملکت خرج داشت و اصلاً رفتن آن شاه یک گشایش در کار شد. بنده نمی‌دانم که این حرف تا چه درجه صحیح است. یک شخص دیگری می‌گفت عایدات املاک و کارخانجات شاه مستعفی به هشتصد و پنجاه هزار تومان در روز می‌رسید. البته به نظر من این اغراق است و من احتمال می‌دهم که ۸۵۰ هزار ریال باشد که در سال سی میلیون باشد، سی و دو میلیون و اینطورها باشد. الان تمام بیچاره‌هایی که در طهران هستند و املاک خودشان را مطالبه می‌کنند و عده[‌ای] هم می‌خواستند در مجلس متحصن شوند. تقریباً در بیست روز پیش از این آقای وزیر دادگستری آمدند اینجا گفتند ما املاک را می‌خواهیم بدهیم ولی بایستی با مطالعه داد که حق بمن له الحق برسد. الان بیست روز گذشته و هنوز مقدمات کار را شروع و فراهم نکرده‌اند. از این جهت مردم ظنین هستند نسبت به این قضیه... بنده از آقای رئیس‌الوزرا تمنی دارم که در اینجا صریحاً بگویند که ملک مردم را حتماً پس می‌دهند که یک قدری عدم اعتماد مردم تخفیف پیدا کند. ۱ آبان ۱۳۲۰ @Barlabeietarikh
[در پارلمان بریتانیا] رفتیم اطاق لوردها. در توی تالار صندلی گذاشته بودند، نشستیم. همهٔ لردها بودند. عدد لردهای این مجلس از صد نفر متجاوز است. قدری نشسته، برخاستم رفتیم از اطاق‌ها و دالان‌ها گذشته، داخل اطاق و تالار وکلای ملت شدیم؛ عدد این‌ها سیصدوپنجاه نفر می‌شود. لرد گلادستون (نخست وزیر وقت بریتانیا)، همهٔ وزرای ویگ و توری (نام دو جناح سیاسی در بریتانیا در آن زمان) بودند. یک‌طرف ویگ بودند طرف دیگر توری. ما در بالا راه باریکی بود، صندلی گذاشته بودند، مشرف به مجلس نشسته بودیم. صدراعظم، شاهزاده‌ها و غیره بودند. مسئله طرح کردند، اختلاف آرا شد؛ رییس مجلس حکم بر اکثریت کرد که majorité ماژوریتهٔ اکثریت می‌گویند و minorite منوريتهٔ كمیت. كل وکلا رفتند بیرون که در بیرون بشمارند؛ مجلس خالی شد، به‌جز رییس، کس دیگر نماند. بعد از دقیقه آمدند. طرفِ غالبْ ویگ‌ها که حال وزارت دارند بودند. بعد گلادستون صدراعظم آمد بالا پیش ما، قدری صحبت شد. گلادستون یک انگشت سبابهٔ دست چپ ندارد - از بیخ - در جوانی تفنگ خورده است. خاطرات ناصرالدین‌شاه سفر اول فرنگ انگلیس جمادی‌الاول ۱۲۹۰ @Barlabeietarikh