eitaa logo
بر لبه‌ی تاریخ
805 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
1.2هزار ویدیو
0 فایل
روایتی از روزگارانی که جهان لرزید... نقبی به وقایع، اسناد، و رازهای تاریخ معاصر جهان. اینجا، هر حادثه، داستانی‌ست ناگفته. ارتباط با مدیر: @MMSALEHN
مشاهده در ایتا
دانلود
عصر آقای علی‌اصغر حاج‌بابا آمد. گزارشی از کارخانه تولید فروسیلیس داد که چند سال پیش در سمنان افتتاح کردم. گفت صنعتگران ایران، تو را «بنیانگذار صنعت جدید ایران» می‌دانند و توقع ادامه حمایت دارند. برای لغو قانون دریافتِ تفاوت قیمت‌های ارز ارزان از بخش خصوصی، ارزهای نقد و یوزانس استمداد کرد. ۱۰ اسفند ۱۳۷۷ @Barlabeietarikh
آقای سیدمرتضی شجاعی، مدیر کارخانه تولید لوله‌های تراوا برای آبیاری تحت فشار آمد. ضمن تمجید، برای پرداخت تسهیلات بانکی، به خاطر نداشتن سرمایه در گردش استمداد کرد. من را «پدر صنایع آبیاری تحت فشار» می‌داند. ۱۰ اسفند ۱۳۷۷ @Barlabeietarikh
رفتم به منزل برای آوردن رضاشاه. دیدم روی تخت نشسته‌اند و پیراهن هم پوشیده‌اند و شلوار هم پوشیده‌اند تا مرا دیدند گفتند: «فریدون! خدا مرا مرگ بدهد». گفتم قربان چطور شده؟ فرمودند: «این چیه؟ باید افسار به گردنم ببندم!؟» از این پاپیون‌ها بود که فرم مخصوصی باید گره زد. خلاصه من برایشان بستم. تاریخ شفاهی هاروارد، فریدون جم، نوار دوم @Barlabeietarikh
یک جلسه‌ای که یک سال قبل از اینکه حکومت هویدا برود-سال ۱۳۵۵-حضور اعلیحضرت تشکیل دادیم که در آن جلسه اعلیحضرت بودند و هویدا بود و هوشنگ انصاری، وزیر امور اقتصادی و دارایی بود و حسنعلی مهران، رئیس بانک مرکزی بود و من بودم که به حساب وزیر مشاور برای برنامه و بودجه که مشکلات رو آمده بود دیگر. گرفتاری‌های واقعاً سخت و لاینحلی به وجود آمده بود. اعلیحضرت فرمودند: «چطور شد یک دفعه به این وضعیت افتادیم؟» همه ساکت بودند! من عرض کردم: ما یک مملکتی بودیم که خوش داشتیم زندگی می‌کردیم. خب، پول بیشتری دلمان می‌خواست، درآمد بیشتری دلمان می‌خواست که [مملکت را] بسازیم. یک دفعه این [افزایش] درآمد نفت که آمد مثل سیلی بود که تمام زندگی ما را شست و رفت». ایشان خیلی هم از این حرف من خوششان نیامد و ناراحت شدند و پا شدند جلسه را تمام کردند و رفتند بیرون. @Barlabeietarikh
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تصاویری از برلینِ ویران شده، بعد از تسلیم آلمان نازی در برابر متفقین و برافراشته شدن پرچم شوروی بر ساختمان و مقر اصلی پارلمان نازی (رایشس‌تاگ) @Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
تصاویری از برلینِ ویران شده، بعد از تسلیم آلمان نازی در برابر متفقین و برافراشته شدن پرچم شوروی بر س
پی‌نوشت: تصاویری از ساختمان رایشس‌تاگ، قبل از اشغال برلین و بعد از آن و لحظه‌ی برافراشته شدن پرچم شوروی بر فراز آن و پایان حکومت آلمان نازی @Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
تصاویری از برلینِ ویران شده، بعد از تسلیم آلمان نازی در برابر متفقین و برافراشته شدن پرچم شوروی بر س
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بازی درخشان "call of duty; the world at war" به زیبایی این سکانس (برافراشته شدن پرچم شوروی بر فراز این ساختمان) را به تصویر کشیده است. همین طور این بازی، یکی از درخشان‌ترین تصویرسازی‌ها از فضای جنگ جهانی دوم است. @Barlabeietarikh
این چند روز در مشهد و سرخس بودم. [حرم] امام رضا بحمدالله پولدار شده است. حالا ۶۰ میلیون تومان پول نقد در خزانه دارد. نذر کردم اگر باز هم رئیس دولت شوم، پول کارخانجات قند را که حضرت رضا از دولت خریده، تقدیم آستان قدس کنم. این نه برای این است که می‌خواهم یا میل دارم نخست‌وزیر شوم، برای این است که خدمتی به امام کرده باشم. ۱۵ آذر ۱۳۵۱ @Barlabeietarikh
عرض کردم: شهبانو به پوست سنجابی علاقه‌مند هستند که در مسکو هست، چون گران بود نخریدند. خوب است برایشان بخرید. پولش چهل هزار دلار است. فرمودند: دستور بده بیاورند. ۲۱ آذر ۱۳۵۱ @Barlabeietarikh
اما چه بنویسم از پادشاه هلند [ویلیام سوم]؛ نعوذ بالله، یک گاو، یک خر را اسمش را پادشاه هلند گذاشته‌اند ول کرده‌‌اند. شباهت رویت بعینها میرزا محمد پسر قائم‌مقام فراهانی، یک ناخوشی فراموشی هم دارد، در بین حرف، حرف یادش می‌رود و ده دقیقه سرش را بالا نگاه می‌دارد. به یادش آمده، آن وقت سرش را پایین کرده حرف می‌زند، گاهی هم خودسر حرف می‌زند، کسی جوابش نمی‌دهد، حرفش را هم بطوری جویده و بد حرف می‌زند که نمی‌توان فهمید، بسیار نره خر جوزعلی است، بسیار پرزور است، مبهوت و منگ است. بعد از ناهار برخاسته در باغ کنار دریا جلو مهمانخانه گردش کردیم، در بینی که گردش می‌کردم پادشاه هلند آمد، با کمال کج خلقی گفت می‌خواهم مرخص شده بروم، دست به او دادم، چنان دستم را فشار داد که انگشت‌های من درد آمد، بعد معلوم شد که با مهمانخان‌چی دعوا کرده است، کج خلق شده است. سفر اول فرنگ-ژنو @Barlabeietarikh