eitaa logo
بر لبه‌ی تاریخ
805 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
1.2هزار ویدیو
0 فایل
روایتی از روزگارانی که جهان لرزید... نقبی به وقایع، اسناد، و رازهای تاریخ معاصر جهان. اینجا، هر حادثه، داستانی‌ست ناگفته. ارتباط با مدیر: @MMSALEHN
مشاهده در ایتا
دانلود
بر لبه‌ی تاریخ
تصاویری از برلینِ ویران شده، بعد از تسلیم آلمان نازی در برابر متفقین و برافراشته شدن پرچم شوروی بر س
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بازی درخشان "call of duty; the world at war" به زیبایی این سکانس (برافراشته شدن پرچم شوروی بر فراز این ساختمان) را به تصویر کشیده است. همین طور این بازی، یکی از درخشان‌ترین تصویرسازی‌ها از فضای جنگ جهانی دوم است. @Barlabeietarikh
این چند روز در مشهد و سرخس بودم. [حرم] امام رضا بحمدالله پولدار شده است. حالا ۶۰ میلیون تومان پول نقد در خزانه دارد. نذر کردم اگر باز هم رئیس دولت شوم، پول کارخانجات قند را که حضرت رضا از دولت خریده، تقدیم آستان قدس کنم. این نه برای این است که می‌خواهم یا میل دارم نخست‌وزیر شوم، برای این است که خدمتی به امام کرده باشم. ۱۵ آذر ۱۳۵۱ @Barlabeietarikh
عرض کردم: شهبانو به پوست سنجابی علاقه‌مند هستند که در مسکو هست، چون گران بود نخریدند. خوب است برایشان بخرید. پولش چهل هزار دلار است. فرمودند: دستور بده بیاورند. ۲۱ آذر ۱۳۵۱ @Barlabeietarikh
اما چه بنویسم از پادشاه هلند [ویلیام سوم]؛ نعوذ بالله، یک گاو، یک خر را اسمش را پادشاه هلند گذاشته‌اند ول کرده‌‌اند. شباهت رویت بعینها میرزا محمد پسر قائم‌مقام فراهانی، یک ناخوشی فراموشی هم دارد، در بین حرف، حرف یادش می‌رود و ده دقیقه سرش را بالا نگاه می‌دارد. به یادش آمده، آن وقت سرش را پایین کرده حرف می‌زند، گاهی هم خودسر حرف می‌زند، کسی جوابش نمی‌دهد، حرفش را هم بطوری جویده و بد حرف می‌زند که نمی‌توان فهمید، بسیار نره خر جوزعلی است، بسیار پرزور است، مبهوت و منگ است. بعد از ناهار برخاسته در باغ کنار دریا جلو مهمانخانه گردش کردیم، در بینی که گردش می‌کردم پادشاه هلند آمد، با کمال کج خلقی گفت می‌خواهم مرخص شده بروم، دست به او دادم، چنان دستم را فشار داد که انگشت‌های من درد آمد، بعد معلوم شد که با مهمانخان‌چی دعوا کرده است، کج خلق شده است. سفر اول فرنگ-ژنو @Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
اما چه بنویسم از پادشاه هلند [ویلیام سوم]؛ نعوذ بالله، یک گاو، یک خر را اسمش را پادشاه هلند گذاشته‌ا
پسر پادشاه هولاند [هلند] رسید. رفتیم سر میز. قدری از این پسر پادشاه هولاند نوشتن لازم است: اسمش alexendr آلکساندر. یکبار دیدم از در درآمده آمد؛ گردن کج، دهن کج، قوز دارد، پاها کج، چشم‌ها شب‌کور که به روشنایی نمی‌تواند نگاه کند؛ خر، یابو. پسر همان پدری است که تفصیلش را در روز سیاحت دریاچهٔ ژنو و شهر وِوِ نوشتم. حلال‌زادهٔ صحیح‌النسب است. عجب پسر گ... است. سفر اول فرنگ @Barlabeietarikh
کتیبه‌ی ناصری سردر بازار عبدالعظیم «السلطان صاحبقران ناصرالدین شاه قاجار» @Barlabeietarikh
عرض کردم: مخارج سفر ترکیه‌ی فریده خانم (مادر فرح) با آنکه مهمان بودند، دویست هزار تومان شد. شاهنشاه فرمودند: عیب ندارد، این ریخت و پاش‌ها را باید تحمل کرد. چیزی که هست شهبانو می‌گویند شما که می‌کنید بد است، اما من که برای یک عده‌ می‌کنم عیبی ندارد. ۲۲ آذر ۱۳۵۱ @Barlabeietarikh
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اولین دیدار عمومی هیتلر در آلمان، بعد از فتح برق‌آسای فرانسه و شور عجیب مردم آلمان @Barlabeietarikh
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📍قلعه هوهن‌تسولرن (Hohenzollern Castle) در ایالت بادن–وورتمبرگ آلمان، بر فراز کوهی به ارتفاع بیش از ۸۵۰ متر، قلعه‌ی هوهن‌تسولرن قرار دارد؛ یکی از شاخص‌ترین دژهای مرتفع اروپا. این قلعه نخستین‌بار در قرن یازدهم میلادی ساخته شد و مقر اصلی خاندان هوهن‌تسولرن بود؛ دودمانی که بعدها بر پادشاهی پروس و امپراتوری آلمان حکومت کردند. بنای کنونی قلعه در میانه قرن نوزدهم و به دستور فریدریش ویلهلم چهارم، پادشاه پروس، بازسازی شد. سبک معماری آن نئـوگوتیک (نوعی معماری متأثر از معماری قرون وسطای کاتولیک) است و ترکیبی از استحکام نظامی و ظرافت هنری را نشان می‌دهد. فضای داخلی قلعه شامل تالارهای سلطنتی، مجموعه‌ای از آثار تاریخی و جواهرات خاندان پروس است؛ از جمله تاج امپراتور ویلهلم دوم. موقعیت جغرافیایی آن، با دیدی گسترده به رشته‌کوه‌های شوابی، جایگاهش را به‌عنوان یکی از نمادهای تاریخی آلمان تثبیت کرده است. @Barlabeietarikh
من خوف این را دارم که - خدای نخواسته - اگر این امور زیاد انباشته بشود، یکوقت همان مسائلی پیش بیاید که مردم با طاغوت عمل کردند. طاغوت برای خاطر اینکه پسر کی بود و نوه کی بود که نبود؛ برای اعمالش بود. اگر اعمال ما هم یک اعمال طاغوتی باشد، این همان طاغوت است. منتها به یک صورت دیگری درآمده، اما طاغوت است. طاغوت هم مراتب دارد. یک طاغوت مثل رضاخان و محمدرضاخان و یک طاغوت هم مثل کارتر و امثال آنهاست. یک طاغوت هم مثل ماهاست. همه از جُند ابلیس می‌شویم. ۲۰ شهریور ۱۳۵۹ @Barlabeietarikh
قدری محرمانه از احوال و هیئت پادشاه ایطالیا لازم شد بنویسم: قدی دارد کوتاه، چاق ریخته، گِرد و قُنبُلی، چشم‌ها دوَران دارد؛ گاهی سیاهی چشم می‌رود، همان سفیدی می‌ماند. ریشی دارد از چانه دراز کرده، کلفت؛ سبیل را بلند کرده، بسیاری هم از ریش روی سبیل گذاشته. نک سبیل را تربیت داده به سمت چشم‌ها، باقی ریش را می‌تراشد. گردن کلفت، خِپِلی. در دستهٔ عظیم‌آقا شخصی است گرد، کوتاه، سرخ که همیشه پارو به سرش می‌زنند؛ اگر موی سر پادشاه را بتراشند، ریش و سبیلش را هم بتراشند، بعینها همان شخص است، اما آدم بسیار بامزه‌ی رفیقی است. ابتدا به ذهن می‌زند، اما بعد از صحبت و گفتگو بسیار بسیار رفیق و خوش‌صحبت است. سن پادشاه قریب به شصت سال می‌شود، اما بسیار خوش‌بنیه و قوی و معلوم نیست که مسن است. ریش و سبیلش را رنگ می‌بندد و سیاه می‌کند. خاطرات ناصرالدین‌شاه سفر اول فرنگ-ایطالیا جمادی‌الاول ۱۲۹۰ @Barlabeietarikh
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در سال ۱۰۹۹ میلادی، صلیبی‌ها پس از تصرف اورشلیم، دست به کشتار گسترده‌ای زدند که بنا بر منابع تاریخی، ده‌ها هزار نفر از ساکنان شهر، از مرد و زن گرفته تا کودک، جان خود را از دست دادند. خیابان‌های شهر در خون قربانیان غرق شد. بازماندگان خواستار انتقام بودند، اما صلاح‌الدین ایوبی، فرمانده‌ای که بعدها نامش با آزادسازی قدس گره خورد، تنها دو کلمه گفت: «هنوز نه.» پانزده سال تمام، همین پاسخ را تکرار می‌کرد. اطرافیانش او را به احتیاط بیش از حد متهم می‌کردند و دشمنانش، صبرش را نشانه‌ی ضعف می‌پنداشتند. اما صلاح‌الدین در این مدت، در سکوت، دشمن خود را می‌کاوید: اختلافات میان فرماندهان صلیبی، مسیرهای تدارکاتی و منابع آب را به‌دقت زیر نظر داشت. سرانجام در سال ۱۱۸۷ میلادی، در نبرد تاریخی حِطّین، زمان پاسخ فرا رسید. او بدون محاصره‌ی طولانی‌مدتِ هیچ شهری، تنها با قطع و کنترل منابع آب در گرمای تابستان و استفاده از موقعیت زمین، ارتش صلیبی را در بیابان محاصره کرد. پس از چند ساعت نبرد و فرسایش، سپاه دشمن تسلیم شد. دو روز بعد، بیت‌المقدس (اورشلیم) بدون جنگ و خون‌ریزی، به دست مسلمانان بازگشت. صلاح‌الدین نشان داد که پیروزی بزرگ، نه از خشم، بلکه از صبر و شناخت عمیق دشمن حاصل می‌شود. بسیاری از فرماندهان، در اوج خشم حمله می‌کنند؛ اما او زمانی دست به شمشیر برد که دشمن، پیش از جنگ، از درون شکست خورده بود. @Barlabeietarikh