دو فرسنگ مانده، گنبد و منارههای حضرت علی ابن ابی طالب، اسدالله الغالب نمایان شد. حالت غریبی دست داد. راندیم یک فرسنگ مانده پیاده شده، تجدید وضویی شد، دم دروازه از کالسکه پیاده شده با همهی نوکرها، وزرا و پاشایان همانطور پیاده میرفتیم. خلاصه بازارها قرق بود. پیاده رفتیم تا به درِ صحن مبارک رسیدیم. داخل شدیم. در حقیقت به بهشت برین وارد شدیم. صحنِ وسیع با روحی است، از کاشیهای معرق صفوی است. گنبد و بارگاه حضرت در وسط ایوان طلا، منارههای طلا. بالای سر درب صحن اسم نادرشاه را نوشتهاند. میشود بنای صحن از نادر باشد. گنبد طلا که از کارهای نادرشاه است، روحی داده بود. از دست چپ به کفشکن رسیده، رفتم بالا. کلید دار آقاسید جواد. پسری است جوان، ریش دارد و آدم خوبی است. اذن دخول و زیارتنامه خواند، خوب و شمرده. داخل ضریح که شدیم مثل بهشت بود، روح و صفایی داشت، که محال است هیچ جای دنیا هیچ باغی به این صفا باشد. ضریح حضرت از نقره است گویا پیشکش صفویها باشد، فرشهای ابریشمی قالی که شاه عباس انداخته است و رقم هم دارد «کلب آستان علی؛ عباس.» مثل این است که امروز از کارخانه درآمده است. رفتیم توی ضریح. در بالای سر حضرت زیارت کردم. نشان صورت حضرت [نشان سلطنتی] را آنجا گذاشتم تبرک بشود. شمشیر جهانگشا را هم گفتم آنجا بگذارند انشاالله تبرک بشود. امروز حکم شده بود خزانهی حضرت را که از ایام وهابی الی حال درش بسته است و کسی بازنکرده است قریب هفتاد سال میشود، باز کنند. و ثبتش را بردارند و دوباره مهر دولت ایران و عثمانی بشود که حیف و میل نشود. روپوشِ گلابتوندوز از عهد عضدالدوله دیلمی الی حال در روی ضریح حضرت آویخته است. بدون عیب، هشتصد سال میشود که پیشکش کردهاند. الحمدالله در بالای گلدسته طلای حضرت، در پنج وقت نماز، موذنها بانگ اشهدان علی ولیالله را به بانگ بلند میگفتند.
سفرنامهی عتبات - نجف
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
https://eitaa.com/Barlabeietarikh
پس از فتح بابل توسط کوروش، به رسم سنت بابلیان که برای هر پادشاه، وقایع اتفاقیه را روی استوانه گِلی حک میکردند، این گِلنوشته «استوانه کوروش» نه به زبان هخامنشیان (خط میخی)، بلکه به زبان اَکّدی (زبان مردم بابل) نوشته شد. در ترجمههای معتبر متن استوانه از زبان اَکّدی به زبانهای فارسی، آلمانی و انگلیسی، موارد نادرستی نظیر «نسخ بردهداری»، «آزادی ادیان» و «آزادی بیان و انتقاد از حاکم» وجود ندارد. در آن گِلنوشته، نه تنها نام اهورامزدا نیست، بلکه کورش از بتهایی به نام «مردوک» و «بعل» و «نبو» ستایش نموده و حتی اشاره به پرستش آنها کرده است و اینکه مردم در هنگام آوردن باج و خراج، پای او را میبوسیدند. برخلاف تصور، در منشور کورش اشارهای به یهودیان (یا قومی دیگر) نشده است. با بدگویی از نَبونَعید، پادشاه شکستخوردهی بابل شروع میشود، به ستایش مردوک، خدای بابلیان، میپردازد و با شرح تبار کورش و عظمت او ادامه مییابد.
#هایده_ترابی (متخصص تمدن هاى كهن بين النهرين و ايران)
#کوروش
https://eitaa.com/Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
پس از فتح بابل توسط کوروش، به رسم سنت بابلیان که برای هر پادشاه، وقایع اتفاقیه را روی استوانه گِلی ح
پینوشت ۱:
متن استوانه عمدتاً درباره این موضوعات است:
۱. معرفی کوروش و مشروعیت پادشاهی او؛
۲. انتقاد از پادشاه پیشین بابل؛
۳. فتح بابل؛
۴. بازسازی معابد؛
۵. بازگرداندن تندیس خدایان به شهرهایشان؛
۶. بازگرداندن برخی گروههای تبعیدی به سرزمینهایشان؛
۷. دعا برای دوام حکومت کوروش.
پینوشت ۲:
چقدر این استوانهی کوروش را به نام اولین منشور حقوق بشر در پاچهی ملت کردند و در راستای سیاستِ استحمارِ پهلوی اول و دوم، آب به آسیاب برخی سلطنتپرستانِ دوستدارِ تحقیر ریختند.
از جمله همین رئیس جمهور اسبق ما، جناب احمدینژاد که به خاطر روحیهی احساسیاش، در طول دوران ریاستش و بعد از آن، دائما بین افراط و تفریط در رفت و آمد بود!
https://eitaa.com/Barlabeietarikh
خداوند انشاءالله خودش نظر مرحمت را از بندگان پستفطرت دریغ نکند انشاءالله. آنچه هست التفات خداست. او که برگشت، زنجیرها بگسلد:
چو آید به مویی توانش کشید
چو برگشت زنجیرها بگسلد
خدای مهربان انشاءالله از بنده برنگردد، و الا ماها چه هستیم خلاصه.
۱۸ ذیالحجه ۱۲۸۹
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
https://eitaa.com/Barlabeietarikh
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خورششیشانداز یک غذای گیلانی است که با ترکیبی از بادمجان، رب انار، گردو و پیاز تهیه میشود و طعمی ملس و دلنشین دارد. این غذا از نظر ساختار شبیه فسنجان است، با این تفاوت که بهجای گوشت، بادمجان در آن بهکار میرود.
[سکانسی از سریال محبوبم «در چشم باد»]
#متفرقه
https://eitaa.com/Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
⚔️ فرماندهان نظامی بزرگ | بخش دوم: نادرشاه افشار (۱۷۴۷م) وقتی نام نادرشاه افشار به میان میآید، نخس
📸 تصویری از زنبورکچیها در دوره ی قاجار در حال آمادهسازی توپهای دستیشان
زنبورک یا زنبوره گونهای توپ سرپر کوچک و دستی بود. در میدان جنگ آن را معمولاً بر پشت چهارپایان و اغلب شتر حمل میکردند. این سلاح برای اولین بار در دورهی صفویه در ایران ساخته و وارد ارتش شد و تا پایان سلطنت رضا شاه پهلوی از جنگافزارهای رایج بود. نادرشاه نیز با استفاده از این سلاح، فتوحات بسیاری را به نفع خود رقم زد؛ از جمله در هند. این سلاح در امپراتوری عثمانی نیز بهکار میرفت و ارتش امپراتوری بریتانیا در مستعمرات خود مانند هند و مصر از آن استفاده میبرد. به کسی که زنبورک را بکار میبرد «زنبورکچی» میگفتند.
#زنبورک
#صفویه
https://eitaa.com/Barlabeietarikh
بعد از ظهرها در هوای گرم تابستان غالبا دکاندارها در دکان های خود روی زمین دراز می کشند و به خواب می روند. کنار آنها ظرف های مملو از آب و یخ و یا دوغ وجود دارد. بعضی از دکان ها هم در این ساعت از روز یک توری نخی جلو دکان خود آویزان می کنند و این علامت آن است که کسی در دکان نیست و در حقیقت او اجناس دکان خود را به انصاف مشتری ها واگذار کرده است.
سفرنامه هینریش بروگش در ایران (خاورشناس آلمانی قرن نوزدهم)
#هینریش_بروگش
#قاجار
https://eitaa.com/Barlabeietarikh
صبح شرفیاب شدم. به عرض رساندم که علیاحضرت شهبانو امر میفرمایند صدهزار دلار دیگر هم از طرف بانک عمران به پادشاه آلبانی قرض داده شود. با آنکه تا کنون چهارصد هزار دلار قرض گرفته است. فرمودند چه باید کرد. بدهید!
۱۶ اسفند ۱۳۵۴
#اسدالله_علم
#پهلوی
https://eitaa.com/Barlabeietarikh
📍چرا مغولها به همان سرعتی که جهان را فتح کردند، از تاریخ محو شدند؟
پاسخ این سوال را به صورت بهتر و کاملتر، میتوان در کتب مفصل تاریخی یافت اما در اینجا میخواهیم پاسخی خلاصه دهیم.
ارتش مغول یک ماشین جنگی فوقمتحرک بود. هر جنگجو معمولاً ۳ تا ۵ اسب در اختیار داشت و به همین دلیل میتوانست بدون فرسوده کردن اسبهایش، روزانه تا ۱۲۰ کیلومتر حرکت کند. کمان مرکب مغولی که از چوب، شاخ و تاندون ساخته میشد، برد و قدرتی بیشتر از بسیاری از کمانهای رایج آن عصر داشت و امکان تیراندازی دقیق در حال تاخت را فراهم میکرد. چنگیزخان نیز ارتش را با نظام دهدهی (واحدهای ۱۰، ۱۰۰، ۱۰۰۰ و ۱۰هزار نفره) سازمان داد؛ ساختاری که فرماندهی سریع، انعطافپذیری بالا و اجرای مانورهای پیچیدهای همچون عقبنشینی ساختگی را ممکن میساخت. مغولها پیش از هر لشکرکشی، با استفاده از شبکهای گسترده از جاسوسان و دیدهبانان، مسیرها، منابع آب، وضعیت استحکامات و نقاط ضعف دشمن را شناسایی میکردند و با ایجاد رعب و وحشت، بسیاری از شهرها را پیش از آغاز نبرد به تسلیم وادار میکردند.
با این حال، همین امپراتوری عظیم نتوانست انسجام اولیه خود را حفظ کند. پس از مرگ چنگیزخان، به سنت قبایل مغول، سرزمینهای فتحشده میان وارثان تقسیم شد و خانات مستقلی چون یوآن در چین، ایلخانان در ایران و اردوی زرین در استپهای روسیه پدید آمدند. این تجزیه سیاسی، هماهنگی نظامی و وحدت راهبردی امپراتوری را از میان برد.
(ادامه👇)
https://eitaa.com/Barlabeietarikh