#سلام_آقـای_مهـربـانےها
دل مے دهـد بشـارتم از بازگشـتنت
وز روزهای خالےاز این اضطراب ها
وآنروز دورنیست کہ فانوس مےشوند
در ڪوچہ هـاے آمدنت آفتـــاب ها...
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج🌸🍃
╭─┅═ঊঈ🌷ঊঈ═┅─╮
@khamenei_shohada
╰─┅═ঊঈ🌷ঊঈ═┅─╯
#کلام_ولی
در حوادث ِ #فتنه گون ؛
👈شناخت عرصه دشوار است
👈شناخت اطراف قصه دشوار است
👈شناخت مدافع ومهاجم
👈شناخت دشمن ودوست
👈شناخت ظالم ومظلوم دشوار است۰
بایستی گره گشایی کرد۰ 🌷
بایستی حقیقت را باز کرد۰
#رهبرانقلاب
╭─┅═ঊঈ🌷ঊঈ═┅─╮
@khamenei_shohada
╰─┅═ঊঈ🌷ঊঈ═┅─╯
#معرفی_شهید
🔸تاریخ تولد : 1374/01/06
🔸محل تولد : امیدیه - خوزستان
🔸تاریخ شهادت : 1394/09/10
🔸محل شهادت : حلب - سوریه
🔸محل مزار شهید : گلزار شهدای امیدیه خوزستان
#شهید_میلاد_بدری
#دستنوشته_شهید:
وعده دیدار ما بهشت جاویدان الله “ان شاءالله” و در آخر دعا برای دیگران را فراموش نکنید و برای سلامتی و ظهور حضرت حجت “عجل الله تعالی فرجه الشریف” دعا کنید و برای بنده حقیر طلب آمرزش کنید.
#سالروز_شهادت
👈در این کانال ما به معرفی شهـــــــ🌷ــــــــدایی میپردازیم که خیلی کم در جامعه مطرح شده اند و شاید بهتر است بگوییم گمنام هستند و بی نشان😓 همچون مادر بی نشان بی بی فاطمه زهرا(س)😔
✍در پست بعد زندگینامه👇 #شهید_رضا_روح_الامین را برای شهید دوستان عزیز به اشتراک میگذاریم
http://eitaa.com/joinchat/935919616C80381eda88
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
اطلاع رسانی برای اعضاء محترم کانال
.
.
شماره گیری کنید هدیه همراه اول پانزده گیگابایت رو بگیرید
*98*2#
@khamenei_shohada
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
برای دریافت هدیه تو هیچ سایتی نرید فقط با همین شماره(#2*98*) مواظب کلاه برداران اینترنتی(فیشینگ)باشید
بصیـــــــــرت
👈در این کانال ما به معرفی شهـــــــ🌷ــــــــدایی میپردازیم که خیلی کم در جامعه مطرح شده اند و شاید ب
#زندگینامہ_شهید
#شهید_رضا_رو_الامین، سال ۱۳۴۱ش در یک خانواده متوسط و پایبند به اصول مذهبی دیده به جهان هستی گشود. 🌺
وی پس از طی دوره کودکی وارد عرصه فراگیری علم و دانش شد. دوره دبیرستان رضا مصادف بود با اوجگیری خفقان و استبداد رژیم خائن پهلوی. او بهعلت تربیت دینیای که داشت، 👇
از همان اوایل نسبت به بسیاری از مسائل روز به روشنی آگاه بود و تا آنجا که موقعیت اجازه میداد، به ماهیت رژیم مزدور پهلوی پی برده بود. او با تشکیل جلسات مذهبی و قرائت قرآن، کمبودهای معنوی را که در خود احساس میکرد، جبران نمود. 🌺
رضا کتاب را تنها دوست واقعی خود میدانست و حرکت اولیه خود را نیز به واسطه همین دوستی آغاز نمود. به دنبال بالا گرفتن مبارزات مردمی علیه رژیم طاغوتی شاه، رضا نیز در صف مبارزان روحالله (ره) قرار گرفت و عمده فعالیتهای خود در زمینه جمعآوری دوستان و همسن و سالهایش و ارائه آگاهیهای لازم به آنان و بسیج آنها علیه رژیم سفاک پهلوی تعریف مینمود.😍
👈مسئولین مدرسه بارها او را مورد بازخواست قرار دادند و حتی تصمیم به اخراج رضا از دبیرستان گرفتند و بهعلت فعالیتهای انقلابی او، مأموران ساواک چند روز مدرسه را به محاصره خویش درآوردند. روحالامین یکبار به وسیله مزدوران رژیم ستمشاهی دستگیر شد و مدت چند روز را هم در زندان به سر برد. در پی پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، رضا تصمیم گرفت به فلسطین برود و مبارزات اسلامی خود را در آنجا ادامه دهد ولی بهعلت سن کم و همچنین عدم موافقت مسئولین وقت از رفتن او جلوگیری به عمل آورده شد. با شروع جنگ تحمیلی رژیم متجاوز بعثی، عازم جبهههای نبرد شد و این گفته خود را که: «تا شکست دولت بعث و پیروزی رزمندگان اسلام در جبهه میمانم» ❣
را جامه عمل پوشانید. رضا روحالامین سرانجام به ضرب گلوله مزدوران ارتش بعث عراق در جبهه محمدیه در سن هجده سالگی در تاریخ دهم آذرماه سال ۱۳۵۹ هجری شمسی شربت #شهادت را نوشید و به لقاءالله پیوست.
#نشر_بمناسبت_سالروز_شهادت
#شهید_حاج_رضا_ملایی
در تاریخ 26 آبان سال 94 راهی سوریه برای دفاع از حرم عقیله بنیهاشم علیهالسلام شد.
#توصیههای همیشگی
حاج رضا ولایتمداری و پشتیبانی از رهبر انقلاب بود.
#سالروز_شهادت
بصیـــــــــرت
#شهید_حاج_رضا_ملایی در تاریخ 26 آبان سال 94 راهی سوریه برای دفاع از حرم عقیله بنیهاشم علیهالسلام ش
#خاطرات
#به_روایت_از_همسر_شهید
#اربعین همان سال من و فرزندانم برای زیارت به کربلا رفته بودیم
در غروب روز اربعین در حرم ملکوتی #امام_حسین علیهالسلام در آن همه شلوغی یک لحظه خوابی عجیب به سراغ من آمد و خوابم برد🌹.
و در آن لحظه حاج رضا را دیدم که گفت: خانم من به شهادتـــــ🌷🕊ــــــ رسیدم. از خواب پریدم حسی غریب و عجیب داشتم، مطمئن بودم که برای حاجی اتفاقی افتاده.
فردای آن روز از کربلا برگشتیم و پسرم خبر شهادت حاجی را به من داد.😞
#نشر_بمناسبت_سالروز_شهادت
#شهید_حاج_رضا_ملایی
بصیـــــــــرت
◇ ❁ ❥◇ ❁ °•❤️•° ❁ ◇❥ ❁ ◇ مـدافعـــــ عشـــ💞ـــق #هوالعشـــــــــق #عاشقانه_مذهبی #قسمت_بیست_و_
◇ ❁ ❥◇ ❁ °•❤️•° ❁ ◇❥ ❁ ◇
مـدافعـــــ عشـــ💞ـــق
#هوالعشـــــــــق
#عاشقانه_مذهبی
#قسمت_بیست_و_دوم 2⃣2⃣
.
نفسهایم ب شماره می افتد فقط ڪمی دیگر مانده ڪ تڪانی میخوری و چشمهایت راباز می ڪنی...
قلـــ💓ــبم ب یڪ باره میریزد!بهت زده ب صورتم خیره میشوی وسریـــــع ازجایت بلند میشوی...
_ چی ڪار می ڪردی!
مِن مِن می ڪنم....
_من....دا...داش...داشتم...چ...
میپری بین نفسهای ب شماره افتاده ام:
_ میخـــــااستم برم پایین گفتم مامان شڪ می ڪنه...تو آخه چرا!...نمیفهمم ریحـــــانه این چ ڪاریه!چیو میخـــــاای ثابت ڪنی ؟چیو!؟😒
ازترس تمـــــام تنم میلرزد،دهانم قفل شده...
_ آخه چرا!...چرا اذیت می ڪنی...
بغض ب گلویم میدود وبی اراده یڪ قطره اشڪ گونه ام راترمی ڪند..
_ چون...چون دوست دارم!
بغضم میترڪد و مثـــــل ابربهاری شروع می ڪنم ب گریه ڪردن😭 خـــــدایا من چم شده چرااینقدر ضـــــعیف شدم یدفعه مچ دستم رامیگیرد و فشار میدهد..
_ گـــــریه نڪن..
توجهی نمی ڪنم بیشتر فشار میدهد..
_ گفتم گریه نڪن اعصـــــابم بهم میریزه..
ی لحظه نگاهش می ڪنم..
_ برات مهمه؟...اشڪای من!؟
_ درسته دوست ندارم ...ولی ..آدمم دل دارم!...طاقت ندارم...حالا بس ڪن..
زیر لب تڪرار می ڪنم..
_ دوســـــم نداری..
و هجوم اشڪ ها هرلحـــــظه بیشترمیشود.😭
_ میشه بس ڪنی..صدات میره پایین!
دستم رااز دستت بیرون می ڪشم
_ مهم نیست.بزاربشنون!
پشتم را بهت می ڪنم و روی تختت مینشینم.دست بردار نیستم ...حالا میبینی! میخـــــاای جونمو بگیری مهم نیست تاتهش هستم..می آیی سمتم ڪ چند تقه ب در میخورد:
_ چ خبره!؟..عـــــلی؟ریحـــــان ؟ چی شده؟
نگرانی را میشد از صدای فاطمـــــه فهمید
هل می ڪنی،پشت درمیروی و آرام میگویی..
_ چیزی نیست...یڪم ریحان سردرد داره!
_مطمعـــــنید!؟ میخـــــااید بیام تو؟
_ ن!...تو برو بخـــــااب من مراقبشم!
♻️ #ادامه_دارد...
#داستان_عاشقانه_مذهبی 💘
#مدافع_عشق