شهیــــ🌷ــــــد یعنی: به خیرگذشت...نزدیک بود بمیرد!»
"تو" چه میکنی، این میانه ی خون برادرم...؟!برای بیداری ما...؟!
آخ ...
یادم رفته بود ...
شهیــــ🌷ــد بیدارمیکند ...
شهیــــ🌷ـــد دستت را میگیر
شهیـــ🌷ــــد بلندت میکند ...
شهیـــ🌷ــــد ، "شهیدت" میکند ...
فکه و اروند یا دمشق وحلب... یا صعده و صنعا...!
فرقی نمیکند...
شهیـــ🌷ـــــد ، شهیدت میکند ؛ باورنمیکنی....؟؟؟؟
حالا عکس را بزرگ کن ، بزرگتر...
حالا زل بزن....!!!
بیدار که بشوی،جاده خاکی انحرافی رفته رابرمیگردی🕊به صراط مستقیم
🌹شهادتـــــــ میوه ی درختان جاده ی صراط مستقیم است ..!❣
❣یادت باشد : «شهید ، شهیدت میکند❣
#باز_پنجشنبه_ویاد_شهدا_با_صلوات
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
به مناسبت تولد مدیر محترم کانال
تولدتون مبارک 👏👏👏
#شهید_سرلشکر
💮دکتر رحمان فروزنده در 2 بهمن سال 1342 در شهر زنجان ديده به جهان گشود
🔰پس از پیروزی انقلاب اسلامی
در سال 1359 برای دفاع از آرمانهای انقلاب اسلامی به سپاه پیوست و پس از چندی در سال 1360 وارد ارتش شد و در طول 8 سال جنگ تحمیلی بارها و بارها در عملیاتهای مختلف حضور داشت. 🌷او مدت 138 ماه در جبهههای حق علیه باطل در عملیاتهای والفجر 8، محرم، کربلای 6، نصر 6، مرصاد و عملیات پدافندی فکه حضور داشت و بارها مجروح شد و به مقام شامخ #جانبازی نایل آمد.🕊🌷
#سالـروز_شهـادت
╭─┅═ঊঈ🌹ঊঈ═┅─╮
@khamenei_shohada
╰─┅═ঊঈ🌹ঊঈ═┅─╯
بصیـــــــــرت
#شهید_سرلشکر 💮دکتر رحمان فروزنده در 2 بهمن سال 1342 در شهر زنجان ديده به جهان گشود 🔰پس از پیروزی ا
✍ #بازخوانی_رشادت_ها
✅دکتر رحمان فروزنده تمام دورههای آموزش نظامی از جمله تکاوری و چتربازی را با موفقیت به پایان رساند و بعد از گذراندن دوره دافوس ، در رشته استراتژیک در دانشگاه دفاع ملی موفق به گذراندن دکترا گردید.
شهیـــــ🌷ـدفروزنده مراتب فرماندهی گروهان و گردان را در جنگ ایران و عراق در لشکرهای ۱۶ زرهی قزوین و ۷۷ پیاده خراسان و فرماندهی تیپ ۴۵ تکاور و جانشین لشکر ۷۷ پیروز ثامن الائمه خراسان طی کرد و از دو سال قبل به فرماندهی لشکر ۲۱ حمزه سیدالشهدا آذربایجان منصوب شده بود.🌷
🕊سرانجام وی در روز یکشنبه ۲۱ آذرماه ۱۳۸۹ هنگام بازگشت از رزمایش بزرگ جنوب کشور که تحت نظارت ستاد کل نیروهای مسلح در جریان بود، به هنگام مراجعت به تبریز، بر اثر واژگونی خودرو به همراه راننده سروان اوردیخانی به درجه رفیع شهادتـــــ🌷ــ نائل آمد🕊
و در تاسوعای حسینی در مزار شهدای زنجان و با حضور گسترده مردم قدرشناس زنجان تدفین گردید.😞
📌 #معرفی_کتاب
کتاب #انتظار_شیرین بر اساس زندگینامه رحمان فروزنده چاپ گردیده است.📚
#شهید_رحمان_فروزنده
#نشر_بمناسبت_سالروز_شهادت
╭─┅═ঊঈ🌹ঊঈ═┅─╮
@khamenei_shohada
╰─┅═ঊঈ🌹ঊঈ═┅─╯
#شهید_عبدالکریم_پرهیزگار
نهمین شهید شهرستان جهرم متولد 22 مردادماه سال 65 در یکی از روستاهای جهرم
شهید پرهیزگار در حین خدمت مقدس پاسداری، چندین مرحله با اعزام به شرق کشور و شهرستان سراوان برای مقابله با اشرار شرق کشور حضور فعال داشت.
از این شهید یک فرزند چهار ساله به نام امیرعلی و فرزند چند روزه ای به نام محمد کریم که به تازگی به دنیا آمده به یادگار مانده است.
#روحمان_با_یادش_شاد
بصیـــــــــرت
◇ ❁ ❥◇ ❁ °•❤️•° ❁ ◇❥ ❁ ◇ مـدافعـــــ عشـــ💞ـــق #هوالعشـــــــــق #عاشقانه_مذهبی #قسمت_بیست_نه
◇ ❁ ❥◇ ❁ °•❤️•° ❁ ◇❥ ❁ ◇
مـدافعـــــ عشـــ💞ـــق
#هوالعشـــــــــق
#عاشقانه_مذهبی
#قسمت_سی_ام 0⃣3⃣
_ ن عزیزم!اتفاقا نیـــــاي دلخور میشم آخه ي هفته ست...ي ذره ام پیش شوهرت بیشتر میمـــــوني دیگه..!
درضمـــــن امشب ن سجاد خونس ن باباشون....راحت ترم هستي
گیره سرم راباز مي ڪنم و موهایم روي شانه ام میریزم..مجبور شدم لباس ازفاطمـــــه بگیرم شلوار و تي شرت جذب!لبه تختش مینشینم..
_ ب نظرت علي اڪبر خـــــوابید..؟
_ ن!مگه بدون زنش میتونه بخـــــوابه..؟
_ خب الان چي ڪارڪنیم؟ فیلم میبیني یا من برم اونور؟
_ اگه خـــــوابت نمیاد ببینیم!
_ نچ!نمیاد!
🗣جیغي ارخوشحالي مي ڪشد، لب تابش راروي میز تحریر میگذارد وروشنش مي ڪند...
_ تاتو روشنش ڪني من برم پایین ڪیف و چادرمو بیارم..
سرش را ب نشانه " باشه " تڪان میدهد.آهسته ازاتاق بیرون میروم و پله هارا پاورچین پاورچین پشت سرمیگذارم....تاریڪی اطراف وادارم مي ڪند ڪ دست ب دیوار بڪشم و جلو بروم.ڪیفم و چادرم را در حال گذاشته بودم..چشمهایم راریز مي ڪنم و روي زمین دنبالش میگردم ڪ حرڪت چیزي رادر تاریڪي احساس مي ڪنم.دقیق میشوم..قد بلند و چهارشانه! تو اینجا چي ڪر مي ڪني؟پشت پنجره ایستاده ای و ب حیاط نگاه مي ڪني ڪیفم راروي دوشم میندازم و چادرم راداخلش میچپانم.آهسته سمتت مي آیم. دست سالمم را بالا مي آورم و روي شانه ات میگذارم ڪ همـــــان لحظه تورا درحیاط میبینم!!! پس...
فرد قد بلند برمیگردد و شوڪه نگاهم مي ڪند!سجاد!!! 😩نفس هردویمان بند ميآید.من باوضعیتي ڪ داشتم و او ڪه نگاهش بمن افتاده بود و تو ڪه درحیاط لبه حوض نشسته ای و نگاهمـــــان مي ڪني!! سجاد عقب عقب میرود و درحالي ڪ زبانش بند آمده ازحال بیرون میرود و ب طرف پله ها میدود.یخ زده نگاهم سمت حیـــــاط میچرخد...نیستی!!!!همین الان لبه حوض نشسته بودي...!
برمیگردم و ازترس خشڪ میشوم.باچشمهایي عصبي بمن زل زده ایي ..ڪي اینجااومدي؟نفسهایت تند و رگ هاي گردنت برجسته شده مچ دستم رامیگیري ..
_ اول ته دیگ و تعـــــارف!بعد دوغ و دلسوزي...الانم شب و همه خـــــوااب...خانوم خودشو زیاد خـــــواهر فرض ڪرده..آره؟
تقریبا داد میزني...دهانم بسته شده و تمـــــام تنم میلرزد!
_ چیه؟؟چرا خشڪ شدي؟؟..فڪر ڪردي خـــــوابم آره؟ن!!..نمیدونم چه فڪري ڪردي؟..فڪر ڪردي چون دوست ندارم بي غیرتم هستم؟؟؟؟
_ ن..
_ خب ن چي....دیگه چي!!!بگو دیگه..بگووو...بگو میشنوم!
_ دا..داري اشتباه...
مچـــــم را فشار میدهي..
_ عهه؟اشتباه؟؟...چیزي ڪ جلو چشمه ڪجاش اشتباس؟
انقدر عصبي هستي ڪ هرلحظه از ثانیه بعدش بیشتر میترسم!خون ب چشمـــــانت دویده و عرق ب پیشاني ات نشسته..
_ بهت توضـــــیح...م..میدم
_ خب بگو راجب لباست...امشب..الان...شونه سجاد!شوڪه شدنت...جاخوردنت..توضـــــیح بده
_ فڪرڪردم...
چنان درچشمـــــانم زل زده اي ڪ جرات نمي ڪنم ادامه بدهم..ازطرفي گیـــــج شده ام...چقدر مهم است برایت!!
_ فڪ ڪردم..تویی!😔
_ هه !...یني قضیه شام پارڪم فڪر ڪرده بودي منم اره؟
این دیگر حق باتوست!گندي ست ڪه خودم زده ام.نمیخـــــواستم اینقدر شدید شود...
#ادامه_دارد
بگذاشتي ام!!..غم تو نگذاشت مرا
حقا ڪ غمت ازتو وفادارتراست...
♻️ #ادامه_دارد...
#داستان_عاشقانه_مذهبی 💘
#مدافع_عشق
✲🕊✲🕊✲🕊✲🕊✲
#شب_جمعه
شب جمعه است و من و حسرت يك برگ برات
شب جمعه است و دلم تنگ تو اي راه نجات
باز هم فاصله ها بغض گلوگير شده است
السلام اي شه بي يار و قتيل العبرات...!
#اللهم_ارزقنا_کربلا
🌸 اللهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرج 🌸
#شبتون_حسینی
❇#تقویم_ابراهیم✔
✍ #امروز
🌹 #جمعه ، مورخ👇
بیستودوم(۲۲)، آذر(۹)، نود و هشت(۹۸)؛ میباشد.
مصادف با:
۱۶ربیعالثانی۱۴۴۱
۱۳دسامبر۲۰۱۹
🔸️ذکر امروز: #صلوات
🔹️حدیث امروز: دوست داشتن علی، عبادت است. #امام_صادق(ع)
🔸️رویدادهای امروز:
روز جهانی کودک و تلویزیون
🔴۲۰روز تا ولادت حضرت زینب(س)
🔵۲۸روز تا شهادت حضرت زهرا(س) ۷۵روز
🆔️ @khamenei_shohada