eitaa logo
بصیـــــــــرت
2.3هزار دنبال‌کننده
8.8هزار عکس
2هزار ویدیو
69 فایل
﷽ با عرض ارادت به مقام بلندو بی بدیل شهدا وبا کسب اجازه ازولی امر مسلمین مقام معظم رهبری و آقا با توجه به فرمایش اخیر رهبر به افزایش بصیرت افزایی نام کانال به بصیرت تغییر یافت البته همچنان فرمایشات آقاو معرفی شهدا در برنامه های کانال در ارجعیت هستند🌷
مشاهده در ایتا
دانلود
📸 ریشه بسیاری از مسائل در خارج کشور است اما علاج همه مشکلات در داخل کشور است رهبر معظم انقلاب: 🔹️ فعالان بخش‌های گوناگونی که مسئول در زمینه اقتصاد و غیر اقتصاد هستند همه بدانند که علاج همه مشکلات در داخل کشور است، بسیاری از مشکلات ما مربوط به خارج از کشور است اما علاجش در داخل است. 🔹️ هیچکس علاج مشکلات را در خارج از کشور جستجو نکند، ما از خارج از کشور هیچ‌گونه خیر و بهره‌ای نخواهیم دید. ۹۹/۷/۲۱ ــــــــــــــ🕊🖤ـــــــــــــــ @khamenei_shohada
🔻وعده صادق حاج قاسم باز هم محقق شد/خوش‌آمدی فرمانده! 🔹️شهید حاج قاسم سلیمانی در دیدارش با خانواده شهدا وعده داد که پیکر‌های آن‌ها بازخواهد گشت، این جمله سردار وعده صادقی بود که امروز در روز‌هایی که حاج قاسم نیست باز هم به وقوع پیوست، همسر شهید کمالی از شهدای خان‌طومان گفت در دیداری که با حاج قاسم داشتیم به او گفتم: «ببخشید سردار می‌تونم یک سوال بپرسم؟ گفت: بله. پرسیدم: از شهدای خانطومان خبری نیست، پیکر همسرم و چند شهید دیگر هنوز برنگشته، و با حالت مستأصل گفتم: بالاخره برمی گردن؟! حاجی دوباره چند لحظه سکوت کرد و بعد سه مرتبه گفت: میان، میان، میان ــــــــــــــــ🕊🖤ـــــــــــــــ @khamenei_shohada
🔶ولادت : ۷۳/۴/۵ - انار کرمان 🔶شهادت: ۹۵/۷/۲۲ - ریف سوریه 🔶آرامگاه: گلزار شهدای روستای ساقی انار 🔴جهادے و تلاشـگر بود و ازهیچ خدمتےدریغ نمی کرد. 🔸از اردوهاے بی شمار جهادے اوگرفته تا تدارک جلسات با اخلاص بود و جزء نخبگان و استعدادهاے برتر ، ولی به قول طلبه ها هیچ وجهه علمی برای خود نتراشیده بود. ــــــــــــــــ🕊🖤ــــــــــــــ @khamenei_shohada
بصیـــــــــرت
💐🍃❤️ 🍃❤️ ❤️ #فنجـانی_چـاے_بـا_خـدا #قسمت_هشتاد_و_نهم ✍ با فاطمه خانم به آرایشگاه رفتیم. وقتی حجاب ا
💐🍃🎉 🍃❤️ 🎉 ✍ یک جشن عقد کوچک و مذهبی. این دور ذهن ترین اتفاقی که هیچ وقت فالش را در فنجانِ قهوه ام ندیده بودم. خبری از مردان نامحرم در اطراف سفره ی عقد نبود. دانیال زیرِ گوشِ حسام پچ پچ کنان می خندید و او لحظه به لحظه سرخ تر میشد و لبخندش عمیق تر. فاطمه خانم یک ظرف 🍯 به سمتمان گرفت و آرام برایم توضیح داد چه باید انجام دهم. امان از آداب و رسوم شیرین ایرانی. هر دو، انگشت کوچکمان به عسل آغشته کردیم و در دهان یکدیگر گذاشتیم. چشمان امیرمهدی، خیره ی نگاهم بود. اما موسیقیِ تماشایش با تمام مردان زندگیم فرق داشت. این پنجره واقعا بود. به دور از هرزگی.. بدونِ هوس.. 🎊صدای کف و مبارک باد که بالا رفت، سراسر نبض شدم از فرط خجالت. اما حسام… پرروتر از چیزی بود که تصورش را میکردم. با خنده رو به دانیال و زنان پوشیده در روسری و چادرهایِ رنگی کرد و گفت: - عجب عسلی بودا... خب شماها برین به کاراتون برسین، منو خانمم قصد داریم واسه جلوگیری از اسراف ته این ظرف عسلو در بیاریم. صدای کِل خانم ها و طوفانِ قهقه در فضا پیچید و من با چشمانی گرد به این همه بی حیایِ پر حیایِ امیر مهدی خیره شدم و او با صورتی نشسته در ته ریش و لبخنده مخصوصِ خودش، کمی به سمتم خم شد و با لحنی پر شیطنت نجوا کرد: - البته عسلش از این عسل تقلبیاستااا.. شهد دست یار، به کامِ دلمون نشسته.☺️ چه کسی گفته بود که مذهبی ها دلبری نمیدانند؟ گونه هایم سیب شد و دانیال کتفِ حسام را گرفت و بلندش کرد: - پاشو بیا بریم طرفِ مردا... خجالت بکش اینجا خونواده نشسته.. پاشو.. پاشو.. نوبره به خدا.. دامادم انقدر بی حیا..😐
بصیـــــــــرت
💐🍃🎉 🍃❤️ 🎉 #فنجـانی_چـاے_بـا_خـدا #قسمت_نودم ✍ یک جشن عقد کوچک و مذهبی. این دور ذهن ترین اتفاقی که ه
و امیرمهدی را به زور از جایش کرد و با خود برد. حالا من بودم و جمعی از زنانِ که با خروج دانیال و حسام، حجاب از چهره گرفتند و به عرضه گذاشتند زیبایی صورت وچ لباسهایشان را... یکی از آنها که تا چند دقیقه پیش حتی نیمی از صورتش را پوشانده بود با مهارتی خاص شروع به خواندنِ آوازهایِ شاد کرد و بقیه در کمال دست و دلبازی کف زدند و سُرور خرجِ این جشنِ نقلی اما با شکوه کردند. جشنی که تا مدتی قبل حتی سایه اش از چند کیلومتریِ خیالم هم عبور نمی کرد. آخر شب دانیال و امیرمهدی در حال خداحافظی با تتمه ی میهمانان بودند و من جلویِ آینه ی اتاقم، مشغولِ پاک کردنِ آرایشِ مانده روی صورتم. هیچ وقت صورتم تا این حد به بومِ نقاشی تبدیل نشده بود. پرده ی مصنوعیِ زیباییم که کنار رفت، اشک بر گونه ام جاری شد. آن تازه دامادِ ذوق زده، هیچ وقت تا بعد از عقد صورتم را نظاره گر نبود. وحالا چه عکس العملی داشت در برابر این همه بی رمقی و بی رنگی؟ حس بدی به سلول سلولِ حیاتم، تزریق شد. کاش هرگز موافقت نمیکرد. حماقت بود. من تحمل تحقیر شدن را نداشتم.. کاش همه چیز به عقب برمیگشت.. اشک می ریختم و در افکارم غرق بودم که چند ضربه به در خورد و باز شد... هول و دستپاچه اشکهایم را پاک کردم و سر چرخاندم. حسام بود... اما نه سر به زیر... خندان و شاداب مثل همیشه.. با چشمانی که دیگر زمین را زیر و رو نمیکرد. کلاهِ سنگدوزی شده ام را رویِ سرم محکم کردم. نباید سرِ بی مویم را میدید، هر چند که قبلا در امامزاده یک شمئه ام را نشانش داده بودم... حالا باید خودم را آماده ی بدترین چیزها می کردم که کمترینش خلاصه میشد در یک نگاه پر حقارت. ⏪ ...
6.19M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 همخوانی فرزندان شهدای خانطومان با مداحی بعد از دیدار با رهبر معظم انقلاب ـــــــــــــــ🕊🖤ــــــــــــــ @khamenei_shohada
24.08M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥مداحی حاج رضا بذری در مراسم وداع با شهدای خانطومان ـــــــــــــ🕊🖤ـــــــــــ @khamenei_shohada
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
شهادٺـــــ🥀 یعنے مٺفاوٺـــــ بہ آخر رسیدن وگرنہ مرگ پایان همہ قصہ هاسٺـــــ .... شهید مدافع حرم 🌷 🌷 شهید دهه هفتادی جوان مومن انقلابی ــــــــــــــ🕊🖤ـــــــــــــــــ @khamenei_shohada
✍روایت_شهداء⚘🍃 ◽️چه رازی نهفته در شهادت برادران باکری؟! سه برادر، هر سه شهید، هر سه مفقود . . .🌷🍃🕊 👈از راست: شهید علی‌_باکری که در ایام انقلاب توسط ساواک دستگیر و تکه تکه شد و هیچ‌گاه پیکرش بازنگشت، 👈نفر دوم شهید‌ مهدی‌_باکری که در عملیات بدر در جزیره مجنون مجروح شد و وقتی او را در قایق گذاشتند که به عقب برگردانند قایق را با آر پی جی زدند و پیکر مهدی را دجله برای همیشه برد، 👈نفر سمت چپ هم شهید‌ حمید‌_باکری که در عملیات خیبر در جزیره مجنون شهید شد و وقتی خواستند فقط پیکر او را برگردانند، برادرش مهدی گفت: هر موقع سایر شهداء را برگرداندید او را هم بر می‌گردانیم و پیکر حمید تا به همین امروز مانده است در جزیره مجنون... باشــهداء_تـاســیدالــشــهــدا ـــــــــــــــ🕊🖤ـــــــــــــ @khamenei_shohada
مسافرانی که پس از 37 سال به خانه بازمی‌گردند پیکر تازه تفحص شده‌ی شهیدان سعدی و فریدونی (از سیرجان) پس از 37 سال به خانه بازمی‌گردد. این دو شهید که سال 1362 در منطقه عملیاتی مهران به شهادت رسیدند، 24 مهر هم‌زمان با سالروز رحلت پیامبر اکرم(ص) وارد کرمان می‌شوند و پس از مراسم وداع، روز 26 مهر در سالروز شهادت امام رضا(ع) تشییع و شهید حسنی در گلزار شهدای کرمان و شهید رسولی در گلزار شهدای سیرجان خاک‌سپاری می‌شوند. ـــــــــــــــ🕊🖤ـــــــــــــ @khamenei_shohada
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا