eitaa logo
بصیـــــــــرت
2.3هزار دنبال‌کننده
8.8هزار عکس
2هزار ویدیو
69 فایل
﷽ با عرض ارادت به مقام بلندو بی بدیل شهدا وبا کسب اجازه ازولی امر مسلمین مقام معظم رهبری و آقا با توجه به فرمایش اخیر رهبر به افزایش بصیرت افزایی نام کانال به بصیرت تغییر یافت البته همچنان فرمایشات آقاو معرفی شهدا در برنامه های کانال در ارجعیت هستند🌷
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
صدها گله پيش يار بردن عشق است باعشق تو چوب طعنه خوردن عشق است ای قلب تپنده ی جهان يامهدی(عج) يکبار تو را ديدن و مردن عشق است 🌸 ╭─┅═ঊঈ🌷ঊঈ═┅─╮ @khamenei_shohada ╰─┅═ঊঈ🌷ঊঈ═┅─╯
❁ ﷽ ❁ يـادتـان خـاطره ای نيست ڪ از دل بـرود ... نـقش شـن نيست ڪ از بـاور ساحـل برود ... "شهدا زنده اند و در نزد پروردگارشان عِندَ رَبهم یرزقونند " 🌷 ╭─┅═ঊঈ🌷ঊঈ═┅─╮ @khamenei_shohada ╰─┅═ঊঈ🌷ঊঈ═┅─╯
❤️« » نقل عشق بازی است! 📝 روایت خواندنی زندگی شهید محمدحسین محمدخانی از زبان همسرش 🔰«از تیپش خوشم نمی‌آمد. دانشگاه را با خط ‌‌مقدم جبهه اشتباه گرفته بود. شلوار شش‌جیب پلنگی گشاد می‌پوشید با پیراهن بلند یقه‌گرد سه‌دکمه و آستین بدون مچ که می‌انداخت روی شلوار. در فصل‌ سرما با اورکت سپاهی‌اش تابلو بود.🕊 🌺 یک کیف برزنتی کوله‌مانند یک‌وری می‌انداخت روی شانه‌اش، شبیه موقع اعزام رزمنده‌های زمان جنگ. وقتی راه می‌رفت، کفش‌هایش را روی زمین می‌کشید. ابایی هم نداشت در دانشگاه سرش را با چفیه ببندد.» از وقتی پایم به بسیج دانشگاه باز شد، بیشتر می‌دیدمش. به دوستانم می‌گفتم: «این یارو انگار با ماشین زمان رفته وسط دهۀ شصت پیاده شده و همون‌‌‌جا مونده!» .... @khamenei_shohada
💥فرزند :سيداحمد 💥متولد :1348 💥محل تولد : گرگان 💥تاریخ شهادت : 1366/09/23 💥محل شهادت : محور بم - كرمان 🔰 🌷امیدوارم که در راه خدا کشته شوم خدا را شکر کنید که من در چنین راهی از دنیا رفتم و آرزو کنید مرگ من فی سبیل الله باشد روح ایثار و شهادتـــــ🌷🕊ــــ را در دیگران زنده میکرد ✅تنها کانال معرفی شهدا در ایتا 🔰 ╭─┅═ঊঈ🌷ঊঈ═┅─╮ @khamenei_shohada ╰─┅═ঊঈ🌷ঊঈ═┅─╯
شهید مدافع حرم « #شهید_ابوالفضل_شیروانیان» در تاریخ 28 شهریور 1362 در اصفهان چشم به جهان گشود. وی در سن 30 سالگی به جبهه مقاومت اعزام شد و در تاریخ 23آذر 1392 در سوریه مورد اصابت گلوله قناسه داعش قرار گرفت و به فیض رفیع شهادتــــــ نائل آمد.🥀 #روایت_از_مادر_شهید 🌷همیشه به ما سفارش حجاب می کرد، می گفت:«اگه می خواید قیامت جلوی حضرت زهرا علیه السلام رو سفید باشین نباید گوش به حرف دیگران بدید و روی مد رفتار کنین. نباید بگید عرف جامعه فلان حرف رو می گه یا فلان چیز رو می خواد. باید نگاه کنین به آیات قرآن و زندگی حضرت زهرا علیه السلام ببینی اونها چی می گن، همون کار رو بکنین… #سالروز_شهادت 🕊🌷 ✅تنها کانال معرفی شهدا در ایتا 🔰 ╭─┅═ঊঈ🌷ঊঈ═┅─╮ @khamenei_shohada ╰─┅═ঊঈ🌷ঊঈ═┅─╯
هدایت شده از بصیـــــــــرت
: 🌹 موجب اجابٺ دعا وقبولے اعمال اسٺ. □ بحار الانور، ج۸۲ ص۱ 📿نماز اول وقت التماس دعا📿 ╭─┅═ঊঈ🌹ঊঈ═┅─╮ @khamenei_shohada ╰─┅═ঊঈ🌹ঊঈ═┅─╯
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
_ توصیه رهبر انقلاب به مسئولان: با مردم با تقلب و خدعه و فریب و دورویی برخورد نکنید! _ اگر ما در مسائل گوناگون سیاسی‌مان و... همین یک مورد را رعایت کنیم، دنیا آباد خواهد شد. . 🔰ما را در صفحه اینستاگرام جوان انقلابی آنلاین دنبال کنید https://www.instagram.com/javane.enghelabi.online
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
بصیـــــــــرت
◇ ❁ ❥◇ ❁ °•❤️•° ❁ ◇❥ ❁ ◇ مـدافعـــــ عشـــ💞ـــ‌ق #هوالعشـــــــــق #عاشقانه_مذهبی #قسمت_سی_یکم
◇ ❁ ❥◇ ❁ °•❤️•° ❁ ◇❥ ❁ ◇ مـدافعـــــ عشـــ💞ـــ‌ق ⃣3⃣ اما تو بي اهمیت از ڪنار مادرت رد میشوي ب طـــــبقه بالا میدوي و چنددقیقه بعد با ي چفـــــیه و شلوار ورزشي و سویي شرت پایین میایي... چفـــــیه را روي سرم میندازي و گره میزني شلوار را دستم میدهي... _ پات ڪن بدو..! ب سختي خـــــم میشوم و میپوشم..سوئي شرت را خودت تنم مي ڪنئ از درد لب پایینم را گاز میگیرم.. مادرت باگریه میگوید.. _ علي ڪارت دارم.. _ باشه براي بعد مادر..همه چیو خودم توضـــــیح میدم...فعلا باید ببرمش بیمـــــارستان... اینهارا همینطور ڪ ب هال میروي و چادرم را میاوري میگویي بانگراني نگاهم مي ڪني.. _ سرت ڪن تا موتور و بیـــــرون میزارم.. فاطمـــــه ازهمان بالا میگوی.د. _ باماشین ببر خب..هوا... حرفش را نیمـــــه قطع مي ڪني.. _ اینجوري زودتر میرسم... ب حیاط میدوي ومن همانطور ڪ ب سختي ڪش چادرم راروي چفیه مي ڪشم نگاهي ب مادرت مي ڪنم ڪ گوشه اي ایستاده و تمـــــاشا مي ڪند.. _ ریحـــــانه؟...اینایي ڪ گفتید..بادعوا...راست بود..؟ سرم را ب نشانه تاسف تڪان میدهم و بابغـــــض ب حیاط میروم...😪 پرستار براي بار آخر دستم را چڪ مي ڪند و میگوید: _ شانس آوردید خیلي باز نشده بودن...نیم ساعت دیگه بعدازتمـــــوم شدن سرم، میتونید برید... این رامیگوید و اتاق را ترڪ مي ڪند..بالاي سرم ایستاده اي و هنوزبغض داری..حس مي ڪنم زیادي تند رفته ام...زیادي غیرت را ب رخت ڪشیده ام.هرچ است سبڪ شده ام...شاید بخاطر گریه و مشتهایم بود..! روي صـــــندلي ڪنار تخت مینشیني و دستت راروي دست سالمم میگذاري.. باتعجب نگاهت مي ڪنم... آهسته میپرسي: _ چندروزه؟...چندروزه ڪه... لرزش بیشتري ب صدایت میدود... _ چندروزه ڪ زنمي..؟ آرام جواب میدهم: _ بیست و هفت روز... لبخـــــند تلخي میزني... _ دیدي اشتباه گفتي! بیست و نه روزه! بهت زده نگاهت مي ڪنم ازمن دقیـــــق تر حساب روزها را داري..! _ ازمن دقیـــــق تري..! نگاهت را ب دستم میدوزي بغضـــت را فرو میبري...😔 نتیجه ي همه استخاره ها خیر است.. اگر ب نیت تو واشوند قرآن هااا.. ♻️ ... 💘
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
₪حـــــق همسايگـــــۍ₪ ‌ ◥✧ما در طبقه پایین زندگي میکردیم و آقاي ڪلاهدوز طبقه بالاهیچ وقٺ متوجه ورود وخروج اونشدم یک شب، اتفاقی دررا بازکردم دیدم پوتینهایش را درآورده و به دست گرفته وازپله ها بالا مےرودفهمیدم طوری رفت و آمد می کرده اسٺ تا مزاحم همسایه هانشود . ▣بعدها مسئله جالب دیگری را هم راجع به رفت وآمداو متوجه شدم صبحها چون زود می رفت، ماشین را تا سرکوچه خاموش هل می داد و از آنجا به بعد ماشین را روشن می کرد تا مزاحمتی برای ها ایجاد نکند. 📕کتاب هاله ای ازنور،ص ۹۹ °•○●°•○●°•○●°•○●°•○●°•○●°•‌°