- بـٰاسِط .
در میان ِهمه مردان ، تنها او مانده بود و پسری بیمار که در خیمه روی بستر بود و جانی برای حرکت نداشت .
دل ِپدر هوای پسر کرده بود . او آخرین هدیه خداوند به خانواده حسین بود و در دل ِپدر ، جایی مخصوص داشت .
- بـٰاسِط .
دل ِپدر هوای پسر کرده بود . او آخرین هدیه خداوند به خانواده حسین بود و در دل ِپدر ، جایی مخصوص داشت
حسین به در ِخیمه خود آمد و صدا زد : پسرکم را بیاورید تا یک بار ِدیگر او را ببینم و با او خداحافظی کنم . پسر ِکوچک ِحسین را آوردند . حسین غرق ِتماشای این هدیه گرانبهای خدا شده بود . شاید لبخندی در میان ِآن همه درد بر لبان ِحسین نقش بسته بود و این لبخند ، هدیهای بزرگ برای پدر بود که در میان ِامواج ِخون ، نوید ِزندگی میداد . حسین لبهای خشک ِکودکش را میبوسید و در گوش ِاو چیزی زمزمه میکرد . دشت ، غرق ِتماشا بود . شاید فرشتگان نیز از فراسوی آسمان سرک میکشیدند تا تموج عشق ِالهی را در چشمان ِعاشق ترین مرد ِزمین مشاهده کنند . خندهای مبهم بر لبان ِخشک ِکودک جریان داشت و حسین در بحبوحه آن همه ماتم ، لبخند میزد .
- بـٰاسِط .
حسین به در ِخیمه خود آمد و صدا زد : پسرکم را بیاورید تا یک بار ِدیگر او را ببینم و با او خداحافظی کن
ناگهان تیری از جانب ِدشمنان ِعشق و دلدادگی ، بر گلوی کودک خورد ! لبخند بر لبان ِحسین و کودک ِنازنینش خشکید . هوا بوی باران داشت و حسین آخرین سردار ِکوچک ِخود را در آغوش میفشرد و همچنان او را میبوسید .. 💔(:
| کتاب شهادتنامهحسینوشهیدانکربلا |
امیرطلاجوران .لالایی نسخه مداح و سرود (1).mp3
زمان:
حجم:
10.2M
قول میدم اگه ورق برگرده و علیم نَمیره ،
جوری لالایی بخونم حرملم گریش بگیره 💔(:
هدایت شده از این سَمتۍ⬿
گهوارھ اش؛.jpg
حجم:
414.6K
آقا مجتبی تهرانی میگن ؛
حاجتهاي بزرگ خودتون رو
از آقازادههای کوچك امام حسین
حضرت علی اصغر و حضرت رقیه
علیھمالسلام بگیرید.
ــ
امشب هیئتو از دست ندیم ..
• @insamti | این سمتی •
- بـٰاسِط .
_
حرمله خیر نبینی گل ِمن نورس بود ؛
چیدنش تیر نمیخواست نسیمی بس بود 💔 .
مولا علی'ع رو به پسرانش گفت :
- حسن و حسین چشمان ِمن هستند ، محمد حنیفه بازوی من ، و تو عباس ..
سپس سر ِعباس را به سمت ِچپ سینهاش فشار داد . عباس صدای قلب ِپدر را شنید .چشمانش را بست . محمد حنیفه آرام خندید و نزدیک ِگوش ِحسین گفت :
عباس هم قلب ِامیرالمؤمنین است ( :