eitaa logo
- بـٰاسِط .
201 دنبال‌کننده
157 عکس
73 ویدیو
3 فایل
- معصوم ِمردمیم ؛ ولی در خفای خویش درگیر ِتوبه‌های مدام و مکرریم ! - کپی با ذکر ِیک صلوات برای ظهور .
مشاهده در ایتا
دانلود
- بـٰاسِط .
دل ِپدر هوای پسر کرده بود . او آخرین هدیه خداوند به خانواده حسین بود و در دل ِپدر ، جایی مخصوص داشت
حسین به در ِخیمه خود آمد و صدا زد : پسرکم را بیاورید تا یک بار ِدیگر او را ببینم و با او خداحافظی کنم . پسر ِکوچک ِحسین را آوردند . حسین غرق ِتماشای این هدیه گرانبهای خدا شده بود ‌. شاید لبخندی در میان ِآن همه درد بر لبان ِحسین نقش بسته بود و این لبخند ، هدیه‌ای بزرگ برای پدر بود که در میان ِامواج ِخون ، نوید ِزندگی می‌داد . حسین لب‌های خشک ِکودکش را می‌بوسید و در گوش ِاو چیزی زمزمه می‌کرد . دشت ، غرق ِتماشا بود . شاید فرشتگان نیز از فراسوی آسمان سرک می‌کشیدند تا تموج عشق ِالهی را در چشمان ِعاشق ترین مرد ِزمین مشاهده کنند . خنده‌ای مبهم بر لبان ِخشک ِکودک جریان داشت و حسین در بحبوحه آن همه ماتم ، لبخند می‌زد .
- بـٰاسِط .
حسین به در ِخیمه خود آمد و صدا زد : پسرکم را بیاورید تا یک بار ِدیگر او را ببینم و با او خداحافظی کن
ناگهان تیری از جانب ِدشمنان ِعشق و دلدادگی ، بر گلوی کودک خورد ! لبخند بر لبان ِحسین و کودک ِنازنینش خشکید . هوا بوی باران داشت و حسین آخرین سردار ِکوچک ِخود را در آغوش می‌فشرد و همچنان او را می‌بوسید .. 💔(: | کتاب شهادت‌‌نامه‌حسین‌وشهیدان‌کربلا |
امیر‌طلاجوران .لالایی نسخه مداح و سرود (1).mp3
زمان: حجم: 10.2M
قول میدم اگه ورق برگرده و علیم نَمیره ، جوری لالایی بخونم حرملم گریش بگیره 💔(:
هدایت شده از این سَمتۍ⬿
گهوارھ اش؛.jpg
حجم: 414.6K
آقا مجتبی تهرانی میگن ؛ حاجت‌هاي بزرگ خودتون رو از آقازاده‌های کوچك امام حسین حضرت علی اصغر و حضرت رقیه علیھم‌السلام بگیرید. ــ امشب هیئتو از دست ندیم .. • @insamti | این سمتی •
- بـٰاسِط .
_
حرمله خیر نبینی گل ِمن نورس بود ؛ چیدنش تیر نمی‌خواست نسیمی بس بود 💔 .
_
- بـٰاسِط .
_
از علی اکبر ِمن یک علی اصغر مانده 💔!
بنا نبود که آفت به باغ ِما بزند ، پسر بزرگ نکردم که دست و پا بزند !
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داره می‌خنده به گریه‌های من لشکر 💔(:
مولا علی'ع رو به پسرانش گفت : - حسن و حسین چشمان ِمن هستند ، محمد حنیفه بازوی من ، و تو عباس .. سپس سر ِعباس را به سمت ِچپ سینه‌اش فشار داد . عباس صدای قلب ِپدر را شنید .چشمانش را بست . محمد حنیفه آرام خندید و نزدیک ِگوش ِحسین گفت : عباس هم قلب ِامیرالمؤمنین است ( :
ایها القلب لا تحزن انَّ کَفیلَک العباس ؛