#ایستاده_در_غبار
گفته بودم که بیایی،
غم دل با تو بگویم…
راز های دل پر درد
وغریبانه بگویم…
توبرایم ز فراقت
همه تعریف کنی خاطره ها را…
آمدی حیف، پلاکی زتو آمد چه بگویم!؟
✍متن: #ز_خیطی
#جاویدالاثر
#حاج_احمد_متوسلیان
#صبحتون_شهدایی🌷
خیلی دلش می خواست بره حوزه و درس طلبگی بخونه، آنقدر به طلبگی علاقه داشت که توی خونه صداش می کردیم آشیخ احمد.
ولی وقتی ثبت نام حوزه شروع شد، هیچ اقدامی نکرد.
فکر کردیم نظرش برگشته و دیگر به طلبه شدن علاقه ای ندارد.
وقتی پاپیچش شدیم گفت:
کار بابا تو مغازه زیاده،
برای اینکه پدرش دست تنها اذیت نشود قید طلبه شدن را زد.
#حاج_احمد_متوسلیان