eitaa logo
کانال خبری تحلیلی بصیرت سیاسی
715 دنبال‌کننده
52هزار عکس
35.7هزار ویدیو
263 فایل
💫ظهور نزدیک است 💫 ☘️ بصیرت افزایی کنیم ☘️ 💖امام خامنه‌ای حفظه الله : ما باید خود را برای سربازی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ، آماده کنیم.🌾 💖 نشر مطالب 👈آزاد https://eitaa.com/Basiratsiyasi14
مشاهده در ایتا
دانلود
18.84M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▶️ خرده روایت ها؛ خاطره ای از ترس شهید سید اسدالله لاجوردی از رسیدن به قدرت و غرور بعد از آن ✍ تلاش‌های او در این سمت و تیزبینی‌اش در شناخت منافقین به‌گونه‌ای بود که بی‌تردید به خار چشم اعضای گروهک تروریستی سازمان منافقین تبدیل شده بود. 🔺بعد از استعفا از سال ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۸، سید اسدالله لاجوردی یا در جبهه‌ها مشغول جهاد بود یا در حجره روسری‌فروشی‌اش در بازار در تلاش برای تامین معاش خانواده‌اش. در سال ۱۳۶۸ لاجوردی پس از قبول ریاست زندان اوین، عهده‌دار ریاست سازمان زندان‌ها شد. سمتی که تا اواخر سال ۱۳۷۶ برعهده داشت. 🗯👤اگرچه همچنان برخی سعی دارند با تحریف تاریخ به تعبیر رهبری جای شهید و جلاد را عوض کنند، رسیدگی به امور فرهنگی زندانیان در دوره مسئولیت شهید لاجوردی درخور توجه است تا آنجا که برخورد وی با توابین واقعی همچنان قابل‌تامل می‌نماید.
🔻مهمترین پیامی که فکر می‌کنم حاج حبیب بدوی برای نسل حاضر دارد همان دل ندادن به دنیاست. وقتی آخرین بار می‌خواست برود، به او گفتم: «تو که داری می‌روی و احتمالا شهید می‌شوی. بعد از تو سوالی که از من می‌پرسند اینست که تو که این همه دنیا را داری چرا می‌روی؟ من چه پاسخی بدهم؟» او گفت: «من دنیا را دیدم. انتهای این دنیا هیچ چیز نیست» احساس کرده بود این اشباع کننده روح کسانی که دغدغه دین و آرمان‌های انقلاب دارند، نیست. مسیر جهاد و و مسیر درست در خط بود. مسیر رزم و دفاع از ارزش‌ها خطی است که برای همیشه هست و منحصر به مقطع زمانی خاصی نیست و با شهادت کسی هم ختم نمی‌شود. راه حاج حبیب بدوی ها باز است. 📸 شهادت ۲۰ آبان ۹۶ یک روز بعد از 📿شادی روحشان ✅راه های ارتباطی با بنیاد شهید و امور ایثارگران استان خوزستان 🔹سروش splus.ir/isar_bonyad_khuz 🔹ایتا eitaa.com/isar_bonyad_khuz 🔹واتسآپ chat.whatsapp.com/CA8a55gtCea82g0W0RxaJk 💢کانال آگهی آزمونهای استخدامی https://eitaa.com/isar_bonyad_khuz_estekhdam 💢ارتباط مستقیم با مدیرکل(فقط بصورت پیامک و فضای مجازی) 09160902019
: پنجشنبه ۱۲ آبان سال ۱۴۰۱ ساعت ۱۰ صبح سید روح الله عجمیان که کارگر گچ‌کار است آماده رفتن به محل کار می‌شود. لحظاتی پیش از رفتن دوستانش در بسیج خبر می‌دهند اغتشاشگران می‌خواهند در کمالشهر کرج بلوا ایجاد کنند و فضا برای مردم عادی ملتهب می‌شود و کار به ناامنی کشیده خواهد شد. روح‌الله سریع به همراه دیگر دوستانش به این منطقه می‌روند تا با مدیریت فضا از ایجاد ترافیک و درگیری جلوگیری می‌کنند. ساعت به حوالی ۱۲ ظهر نزدیک می‌شود... عده‌ای از اغتشاشگران سید روح الله را زیر نظر گرفته و در نقطه‌ای از خیابان محاصره می‌کنند. او ۲۷ سال داشت و ورزشکار رزمی بود اما در مقابل جمعیتی چند نفره از زن و مرد که حدی برای قساوت برای خود قائل نیستند عملاً کاری از او ساخته نیست. ساعت یک و نیم ظهر... دقایقی در اتوبان تهران، کرج بین روح الله و اغتشاشاگران می‌گذرد که اگر فیلمی از آن پخش نمی‌شد قابل باور نبود که همه آن وقایع واقعاً رخ داده است. به این بخش ماجرا که می‌رسیم گویی قرار است روضه‌ای خوانده شود؛ در فیلم دیده می‌شود پیکر روح الله از زیر یک کامیون توسط اغتشاش گران روی زمین کشیده می‌شود. لباسی بر تن او نمانده. یکی پای روح الله را کشیده و پیکر غرق به خونش را روی زمین می‌کشد در حالی که زیر پیراهن او در بدنش تکه تکه شده. دیگری چاقو به دست سعی می‌کند از بقیه جا نماند و چند بار تیزی را بر بدن جوان بسیجی فرو می‌برد. یکی دیگر وقتی دست خود را خالی می‌بیند شروع می‌کند به پیکر نیمه جان روح الله لگد بزند تا هر طور شده او نیز افتخاری برای خود کسب کند. ماجرا از آنچه نوشته شد بسیار دردناک‌تر و تأسف‌بارتر است. ساعت دو و نیم بعد از ظهر است... بالاخره با کمک دیگر دوستان روح‌الله جماعتی که قساوت‌شان به حیوانات درنده طعنه می‌زند پراکنده می‌شوند. یکی از دوستانش آنچه را که دیده اینطور روایت می‌کند: «دست‌هایش را مثل صلیب بازکرده بودند، و نیمه برهنه روی آسفالت رها بود. صدایش کردم، جوابی نشنیدم اما هنوز شهید نشده بود. آمبولانس رسید. راننده گفت با این شلوار نظامی نمی‌توانیم مجروح را به جایی برسانیم. اگر اغتشاشگران بفهمند که مجروح نظامی است، سد راهمان می‌شوند و شاید هم به او آسیب بیشتری برسانند.‌ به هر زحمتی بود شلوار نظامی را بیرون آوردیم. راننده راست می‌گفت؛ در طول مسیر اغتشاشگران بارها به آمبولانس سنگ زدند، جلویمان را گرفتند و داخل آمبولانس را بررسی کردند تا نکند مجروح، نظامی باشد. در مسیر بیمارستان بودیم که روح الله شهید شد.» سرانجام پیکر این سرباز مکتب روح‌الله همانجایی دفن می‌شود که خودش وصیت کرده بود. پدرش می‌گوید: «روح‌الله با دوستانش به مزار شهدای مدافع حرم در حرم امام زاده محمد می‌رود و می‌گوید مرا کنار این‌ها دفن کنید. دوستانش می‌خندند و می‌گویند حالا شهادت کجا بود؟ می‌خواهی بروی سوریه؟ او دیگر حرفی نمی‌زند. چهار روز بعد پیکرش همان جایی که گفته بود به خاک سپرده شد.» https://eitaa.com/Basiratsiyasi14
🌹 مجموعه   ویژگی ها ، زندگی و اندیشه ی  شهید آیت الله سعیدی 🇮🇷کانال‌های نشریه عبرتهای عاشورا 🇮🇷 🌍 @ebratha_ir ایتا 🌍 @ebratha.org سروش
🌹 مجموعه   ویژگی ها ، زندگی و اندیشه ی  شهید آیت الله سعیدی 🇮🇷کانال‌های نشریه عبرتهای عاشورا 🇮🇷 🌍 @ebratha_ir ایتا 🌍 @ebratha.org سروش