👆هر کسی میداند که بعد از کار يا در ايام تعطيلات من تمايلی به خنديدن ندارم. مانند کسی که شير میدوشد يا مانند يك بنا. که شيردوش بعد از دوشيدن گاو ديگر نمیخواهد گاوش را ببيند يا بنا بعد از اتمام کارش ديگر نمیخواهد سيمان را ببيند. يا نجار در خانهاش دری دارد که خوب باز و بسته نمیشود يا کشوی ميزی که گير میکند. قناد معمولاً خيار شور را دوست دارد، قصاب شكلات را و نانوا هم کالباس را به نان ترجيح میدهد. گاوبازان معمولاً کبوتر بازند. اگر از دماغ بچهی يك مشتزن خون جاری شود، رنگ مشت زن میپرد. من همهی اينها را خوب میدانم و به همين علت هم بعد از اتمام کارم ديگر نمیخندم. مردم شايد حق داشته باشند که فكر کنند من آدم بدبينی هستم.
در سالهای اول زندگی مشترکمان، يك روز خانمم به من گفت: کمی بخند. ولی حالا میفهمد که من از پس اين خواهش او برنمیآيم. من خوشحال میشوم اگر بتوانم ماهيچه های صورتم را خسته نكنم.
بله، حالا ديگر خنديدن ديگران مرا عصبی میکند. برای اينكه شغل و حرفهی خودم را به من يادآوری میکند. بدين ترتيب ما زندگی آرام و با صفائی داريم، چونكه خانم من هم ديگر خنديدن را فراموش کرده است. هر از چندی - به ندرت - لبخند مليحی میزند و من هم جوابش را میدهم. ما به آرامی با هم صحبت میکنيم زيرا که من از سروصدای واريتهها متنفرم. از سروصدائی که هنگام ضبط برنامه در استوديوها حكمفرماست، تنفر دارم.
کسانی که مرا نمیشناسند، فكر میکنند من آدم ترش روئی هستم. شايد هم باشم، برای اينكه من بايد همه روزه دهانم را برای خنديدن باز کنم. با قيافهای جدی، زندگيم را میکنم و هر از گاهی لبخند کوچكی بر لبم مینشيند.
گاهی از خودم میپرسم که آيا من تا کنون خنديدهام؟ خودم معتقدم که نه، نخنديدهام. خواهران و برادرانم میگويند که توهميشه جدی بودی. بدين ترتيب من به طرق مختلفی میتوانم بخندم، ولی خندهی واقعی خودم را نمیشناسم..
نویسنده: #هاینریش_تئودور_بل
به آلمانی: Heinrich Theodor Böll
تلفظ آلمانی: bœl
زادهٔ ۲۱ دسامبر ۱۹۱۷ - درگذشت ۱۶ ژوئیهٔ ۱۹۸۵
نویسندهٔ آلمانی و برندهٔ جایزه نوبل ادبی است. بیشتر آثار او به جنگ (بهخصوص جنگ جهانی دوم) و آثار پس از آن میپردازد.
مترجم: #شاپور_چهاردهچريك
داستانهای کوتاه جهان...!
https://eitaa.com/Bayynat