ما تو روستامون یه رسمی داریم،یعنی داشتیم درواقع حدود یه ۲۰ و خوردهای سال پیش.
اسم روستامون فلارده،نزدیکای بروجن و لردگون.
اسم رسمه هارونَکی عه.
جریانش از این قراره که وقتی یه مدت زیادی بارون نمیاومده،ده تا از پسرای جوون ده میرفتن دم چندتا از خونه ها و پشت در میخوندن:«هار هار هارونکی،خدا بزن بارونکی»
بعد صاحب خونه،حالا اگه مرد خونه بوده مرد اگر نبوده زن خونه،شلنگ اب رو میگرفته رو سر اینا و خیسشون میکرده.بعد یه مقدار آرد بهشون میداده(با خودشون گونی میبردن)
این روند رو انقدر ادامه میدادن تا یه مقدار آردی جمع بشه.
بعد میرفتن بیرون از روستا،آرد رو خمیر میکردن،و نون میپختن.
وسط یکی از نون ها یه سنگ ریزه میزاشتن.
این نونا رو بین همین ده نفر پخش میکردن،نون سنگی نسیب هرکی میشد بقیه میریختن سرش و انقد میزدنش تا صدا حیوون با وفا بده🤣🤣
شوخی کردم.
انقدر میزدنش تا خدا دلش برا این بسوزه و بارون بباره🙏
چیز شعرگویان کوگو🌝🤙🇵🇸🇮🇷🇪🇦
چه اسم باحالی
خلاصه که آره ما لر ها معتقدیم کتک همه چیز رو حل میکنه حتی بارون نباریدن رو🤣🤣🤣🤌
یه جا خونده بودم نمیدونم کجا رسم بود که یکی دوساعت قبل از خواستگاری نهایی یه قاچ سیب میذاشتن زیر بغل عروس و بعد تعریق حسابی سیب، داماد باید اونو میخورد اگه میخواست واقعا شوهر دختره بشه
چیز شعرگویان کوگو🌝🤙🇵🇸🇮🇷🇪🇦
عزیزم نگاه میکنی چنلو💔
اره خب ولی دوست دارم بپرسم🤣🤣🤣🤣