eitaa logo
بسم الله القاصم الجبارین
3.1هزار دنبال‌کننده
137.1هزار عکس
168.6هزار ویدیو
237 فایل
﷽ ڪد خدا را بـرسانید زمـان مستِ علے اسٺ مالڪ افـتاد زمـین تیـغ ولـے دستِ علے اسٺ #انتقام_سخت ✌️🏻 #شهادتت_مبارک_سردار_دلها 💔
مشاهده در ایتا
دانلود
🦋 خاطرات شهید(حاج قاسم سلیمانی)🌷 ♦️به روایت 🍂دلنوشته‌ی‌ فاطمه‌‌ سلیمانی‌ (دختر ) برای‌ پدر 🍁اگر سروی به بالای تو باشد نه چون بشن دلارای تو باشد و گر خورشید در مجلس نشیند نپندارم که همتای تو باشد دو عالم را به یک بار از دل تنگ برون کردیم تا جای تو باشد یک امروزست ما را نقد ایام مرا کی صبر فردای تو باشد خوشست اندر سر دیوانه سودا به شرط آن که سودای تو باشد 🌱خدا وقتی جمال و جلال و کمال و یکجا به کسی میده که ظرفشم بده! بابا شما رو اصلا از یه گِل دیگه آفرید از گلی که اهل زمین و زمینیا نبود بابا جانم دلتنگتم! خیلی بابا تمام این زیبایی رو تو چند لحظه برای همیشه از من گرفتن. من که یه عمر حسرت بودنتو داشتم حالا حسرت کلا نداشتنت....بابا حالم خرابه به دادم برس😔 👇 ●➼‌┅═❧═┅┅───┄ بسم الله القاصم الجبارین https://eitaa.com/Besmelahelghasemelgabarin
🦋 خاطرات شهید ( حاج قاسم سلیمانی) 🌷 ♦️به روایت 🔸️یک عراقی در وصف حاج قاسم نوشته: نمیدانم در کدام یک از این شبها باید تو را یاد کنم. روز مسلم چون تو فرستاده و میهمان ما بودی یا روز حبیب، چون تو بهترین دوست بودی یا روز قاسم چون اسمت قاسم بود یا روز علی اکبر جون بدنت قطعه قطعه شد یا روز عباس چون تو حامل پرچم بودی و دو دستت قطع شد؟ 👇 ●➼‌┅═❧═┅┅───┄ بسم الله القاصم الجبارین https://eitaa.com/Besmelahelghasemelgabarin
🦋 خاطرات شهید(حاج قاسم سلیمانی)🌷 لحظاتی باشهیدعزیزحاج 🔹دوران جنگ در سوریه🔹 میگفت: روزی درمنطقه ای در ، حاجی خواست بادوربین دید بزنه، خیلی محل خطرناکی بود، من بلوکی راکه سوراخی داشت، بلند کردم که بذارم بالای دیوار که دوربین بشه. همینکه گذاشتمش بالا تک تیرانداز بلوک رو طوری زد که تکه تکه شد ریخت روی سروصورت ما‼️ حاجی کمی فاصله گرفت، خواست دوباره بادوربین دیدبزنه که این بار ،گلوله ای نشست کنار گوشش روی دیوار😢 خلاصه شناسایی به گذشت.... بعد از شناسایی داخل خانه ای شدیم برای تجدید احساس کردم اوضاع اصلا مناسب نیست!!! به اصرار زیاد حاجی روسوار ماشین کردیم وراه افتادیم. هنوز زیاد دورنشده بودیم که همون خونه درجا منفجر 💥شد وحدود هفده تن شدند😢 بعداز این اتفاق حاجی به من گفت: حسین امروز چندبار نزدیک بود شهید بشیم اما حیف...😔 ⬅️بیان خاطرات حاج قاسم توسط سردار حسنی سعدی در تاریخ ۸ بهمن۹۸ یادشان باذکر صلوات وَعَجِّلْ‌فَرَجَهُمْ 👇 ●➼‌┅═❧═┅┅───┄ بسم الله القاصم الجبارین https://eitaa.com/Besmelahelghasemelgabarin
✍روایت شهید سلیمانی از شهید ابومهدی گفته بود بین ایرانی ها ، از همه بیشتر حاج قاسم را دوست دارد و رابطه اش با او رابطه ی سرباز و فرمانده است و افتخار می کند به این که سرباز او باشد. بعد از آزاد سازی موصل حاج قاسم به ابو مهدی اشاره کرد و گفت: ابو مهدی یک شهید زنده است. مجاهدی است با چهل سال مبارزه ما سرباز ابو مهدی بودیم هستیم و افتخار می کنیم به او. 🌷 👇 ●➼‌┅═❧═┅┅───┄ بسم الله القاصم الجبارین https://eitaa.com/Besmelahelghasemelgabarin
✍شهید حاج قاسم سلیمانی: در حالی که خالق و فرمانده بسیاری از پیروزی ها بود ، اما هیچ گاه از خودش تعریف نمی کرد ... یک بار در جنوب لبنان جلسه ای برگزار کرده بودیم با اینکه نام او را زیاد شنیده بودند اما او را نمی شناختند ...یک بار یکی از اعضا اعتراض کرد و گفت: " تو که هستی که هر روز به این جلسه می آیی و می روی ؟ باید ظرف ها را هم بشویی! "او قبول کرد و کار را انجام داد بعدا فهمیدم که او حاج رضوان است ... 📚روایت شهید سلیمانی از شهید عماد مغنیه 🌷 👇 ●➼‌┅═❧═┅┅───┄ بسم الله القاصم الجبارین https://eitaa.com/Besmelahelghasemelgabarin
3.12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🦋 خاطرات شهید(حاج قاسم سلیمانی)🌷 🌱روایتی زیبا و شنیدنی از ... 🌹✨ 👇 ●➼‌┅═❧═┅┅───┄ بسم الله القاصم الجبارین https://eitaa.com/Besmelahelghasemelgabarin
10.15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🦋 خاطرات شهید(حاج قاسم سلیمانی)🌷 🎥 لحظاتی از گفتگوی سالهای اخیر 👇 ●➼‌┅═❧═┅┅───┄ بسم الله القاصم الجبارین https://eitaa.com/Besmelahelghasemelgabarin
🦋 خاطرات شهید(حاج قاسم سلیمانی)🌷 ♦️به روایت سـردار نصـرالله فتحیـان 🌱کجایند مردان بی ادعا؟ چنـد سـاعت بعـد از ایـن کـه زلزلـه بـم رخ داد ، بـا مـن تمـاس گرفـت و گفـت مـی خواهیـم بـا بـرای کمـک رسـانی بـه بـم برویـم ... از مـن خواسـت تـا بـه سرلشـکر صفـوی اطلـاع دهـم . آن زمـان مـن رئیـس دفتـر صفـوی بـودم ...صبـح، موضـوع را بـه سـردار صفـوی اطــلاع دادم و ایشــان هــم بــه ســرعت بــه بــم رفــت . وقتــی رســید، دیــد شــهید کاظمـی یـک سـر برانـکارد را گرفتـه و سـر دیگـرش در دسـت اسـت و در حــال جــا بــه جــا کــردن مجروحیــن هســتند... "در اربعیــن شــهید کاظمـی او را در خـواب دیـدم و احوالـش را پرسـیدم گفـت: خوبـم و ادامـه داد کـه ماجـرای بـم را بـه خاطـر داری؟ کاری کـه آنجـا انجـام دادیـم اینجـا نتیجـه داد ..." " ایـن حـرف را شـهید کاظمـی ای زد کـه در زمـان نبـرد هشـت سـاله و در فتـح و در عرصـه هـای نظامـی اثرگـذار بـود ، بـا ایـن وجـود حرفـی از آن نمـی زنـد و بـه خدمـت جهـادی اشـاره مـی کنـد و سـالها بعـد همـان خدمـات رسـانی در بـم نیـز دسـت شـهید سـلیمانی را گرفـت... " 👇 ●➼‌┅═❧═┅┅───┄ بسم الله القاصم الجبارین https://eitaa.com/Besmelahelghasemelgabarin
🕊 سال هفتاد و هفت به عنوان رایزن فرهنگی در کشور بوسنی و هرزگوین مشغول خدمت بودیم. برادران سپاه آن جا عملیات بازسازی به عهده شون بود و بعد از جنگ، در حال بازسازی بودند. یک بار حاج قاسم تشریف آوردند آن جا و شب مهمان ما شدند. سوال کردم از تعداد فرزندانشان. دهه هفتاد بود. حاج قاسم گفت: _ما رعایت قانون جمهوری اسلامی رو نکردیم. (یعنی کنترل جمعیت که دوتا بیشتر نشه) بعد خاطره ای نقل کرد که: من خدمت مقام معظم رهبری رسیدم ، بحث فرزند شد من گفتم که ما رعایت قانون جمهوری اسلامی رو نکردیم. آقا فرمودند: این قانون رو ما خودمون هم قبول نداریم. منبع: کتاب "حاج قاسم" 🥀 @sardareghalbam
🦋 ♦️به روایت: نصرالله جهانشاهی(راننده شهید سلیمانی) 🌱قسمت دوم ..همیشه با احترام و رفاقت مرا صدا میزد. جهانشاهی، نصرالله و.. فرقی نداشت. به بچه هایش هم از همان اول تاکید کرده بود به من بگویند "عمو" ؛ چون بچه‌های حاجی را از همان زمان کودکی می شناسم و با من بزرگ شده اند. ماه رمضان ها ، سه چهار بار ما میرفتیم منزل حاجی و خانواده ایشان هم می آمدند منزل ما. تااین حد نزدیک بودیم.😇 الان هم که حاجی شده است، اصلا تاب و توان مواجهه با بچه های او را ندارم و با دیدنشان، قلبم از فشار این غم کنده میشود.😔 در همه این سال ها، خانواده و دختران حاجی را همیشه با کامل و با رعایت حیا و عفاف دیدم.از طرفی، این خانواده همیشه با حاجی همراهی می کرد. یکی از علت های همراهی چند ساله من با حاجی، همسرم بود و همین امر درباره شهید پورجعفری هم صادق بود ؛ اما این همراهیِ همسر حاجی با ایشان از خانواده های ما بیشتر بود. 💢عامل اصلی موفقیت حاجی بعد از اعتقاد و تلاش و همه مباحث، همین همراهی همسرش بود که در روحیه و جهادی، چیزی کمتر از ایشان نداشت!... 👇 ●➼‌┅═❧═┅┅───┄ بسم الله القاصم الجبارین https://eitaa.com/Besmelahelghasemelgabarin
🦋 ♦️به روایت: نصرالله جهانشاهی (راننده شهید سلیمانی) حاجی مرد کار بود.👌 اگر می‌رفت و فرصت کوتاهی می‌یافت، به دیدار خانواده می‌رفت. اگر در بود و یک ساعت وقت پیدا می‌کرد، با خانواده شهید دیدار می‌کرد. مشهد اگر می‌رفت، هر موقع که فرصت پیدا می‌کرد، آن را به دیدار خانواده شهدا اختصاص می‌داد. وقتی در تهران بود، روزی چند جا جلسه می‌رفت؛ از وزارت امور خارجه و ستاد کل گرفته تا دفتر رهبری و ... همه جا به‌موقع می‌رفت؛ به استان‌ها سفر داشت و در کرمان، کارش بیشتر از همه‌جا بود. دیدار با خانواده شهدای لشکر و از مهم‌ترین برنامه‌های سردار بود. جلسه با فرمانده گردان‌ها و نیروهای لشکر در ، جلسه کنگره شهدای کرمان و هزاران کار دیگر هم داشت. اصلا خستگی برایش معنا نداشت! این در حالی بود که در تمام بدن حاجی، جای تیر و ترکش مانده بود. تمام بدنش را من به عینه دیده ام که می‌گویم؛ چون بدن حاجی را به علت همین دردها، با روغن ماساژ می‌دادم. 👇 ●➼‌┅═❧═┅┅───┄ بسم الله القاصم الجبارین https://eitaa.com/Besmelahelghasemelgabarin
🦋 ♦️به روایت : نصرالله جهانشاهی (راننده شهید سلیمانی) حاجی خادم (ع) بود ، ولی خادمیِ راننده اش را هم‌ می‌کرد. می‌رفتیم خانه حاجی مهمانی ، می‌دیدم کفش هایمان را دم در جفت کرده است! از ما پذیرایی می‌کرد و در خانه اگر غذای خوبی داشت ، حتماً آن را به مهمان می داد و تا نمی خوردی ، نمی گذاشت بروی.😀 تکبّر اصلاً در وجود او نبود و به چیزی وابستگی نداشت. در خانه حاجی اکثرا مهمان بود. اگر خود حاجی هم تهران نبود ، مثلا خانواده سیدحسن نصرالله، و خیلی از سران منطقه مهمان خانه حاجی بودند. حاجی اگر خودش بود ، خیلی دوست داشت خانواده و بچه های شهدای کرمان و که شهرستانی هستند ، به خصوص خانواده شهدایی که خیلی دوستشان داشت ، مهمانش باشند . 👇 ●➼‌┅═❧═┅┅───┄ بسم الله القاصم الجبارین https://eitaa.com/Besmelahelghasemelgabarin