در محضرشهدا
یک روحانی در ایام محرم به روستای دوساری رفته بود و مردم استقبال گرمی از مجالس او نکرده بودند.
با گله مندی موضوع را با رضا در میان گذاشت. رضا بلندگویی روی لنکروز جهاد سوار کرد و در روستا شروع به صحبت نمود و گفت:
اگر از بلندگو اعلام می شد که می خواهیم برایتان آب و برق بیاوریم، فورا جمع می شدید؛ چرا برای اصلاح دینتان جمع نمی شوید؟!
پس از صحبت های رضا، مردم دسته دسته به سوی مسجد روان شدند.
📚: ماهنامه دفاع مقدس، شمیم عشق
#شهیدرضادهقان_پور
#یادعزیزش_باصلوات
#ڪانال_ما_را_بہ_اشتراڪ_بزارید👇
●➼┅═❧═┅┅───┄
بسم الله القاصم الجبارین
https://eitaa.com/Besmelahelghasemelgabarin
درمحضرشهدا
اطاعت از رده های بالاتر را در راستای اطاعت از ولی امر و اطاعت از خدا، لازم می دانست و می گفت: این سلسه مراتب باید رعایت شود، اگر در این مسیر کوتاهی کنیم و از ولایت اطاعت نکنیم، چوب آن را می خوریم.
دقت در حفظ بیت المال با گوشت و پوست و خونش عجین شده بود.
یک روز بچه ی مریضش را روی دست گرفته و پای پیاده رو به بیمارستان می رفت.
از او پرسیدند چرا ماشینی که در اختیار داری سوار نمی شوی؟!
گفت: ماشین مال بیت المال است نمی توانم کار شخصی با آن انجام دهم.
📚:شمیم عشق
#شهیدرضادهقان_پور
#یادعزیزش_باصلوات
#ڪانال_ما_را_بہ_اشتراڪ_بزارید👇
●➼┅═❧═┅┅───┄
بسم الله القاصم الجبارین
https://eitaa.com/Besmelahelghasemelgabarin