#روایت_حبیب
نگین گردان ...
غواصها، مثل یک نگین وسط محوّطه
دورهاش کرده بودند. یکی موهایش را
شانه میزد؛ آن یکی نوازشش می کرد.
یکی دیگر خاڪ لباسش را می گرفت ؛
یڪی چشم دوخته بود صورت حاجی
و همینطوری بیبهانه اشک میریخت.
مثل ماه می درخشید وسط جمع ؛
معرکهای بود تماشایی ....
بساط شوخی و خنده به راه بود.
یکی از بچّهها پیشانی حاجی را بوسید
و پرسید: "حاجی، امشب دوست داری
ترکش به کجای بدنت بخوره؟"
بیهیچ توضیحی دست گذاشت روی
پیشانیاش و گفت: «دوست دارم امشب
یک قسمت از بدنم را در راه خدا بدهم...
امام حسین (ع) در این راه سر داد ،
من هم دوستدارم یک قسمت از سرم باشد»
وقتی خبر شهادتش در کنار اروندرود پیچید؛
گفتند ترکش یکقسمت از سرِ حاجی را برده...
فرمانده گردان۴۱۰ غواصی
لشکر ۴۱ ثارالله کرمان
شهادت : ۲۱ بهمن ماه ۱۳٦۴
عملیات والفجر هشت
#شهید_سردار_حاجاحمد_امینی
#روحش_شاد_باصلوات
#ڪانال_ما_را_بہ_اشتراڪ_بزارید👇
●➼┅═❧═┅┅───┄
بسم الله القاصم الجبارین
https://eitaa.com/Besmelahelghasemelgabarin