eitaa logo
#بیدارباش
453 دنبال‌کننده
6.6هزار عکس
5.2هزار ویدیو
326 فایل
کانال فرهنگے و تحلیل مسائل سیاسے روز ایـــــــ🇮🇷ـــــــران و جہـــــ🌍ـــــان @Bidarb_a_s_h 👈ارتباط با ادمین : @iliashojae
مشاهده در ایتا
دانلود
🔆 | تحلیل : چرا زنان موفق ایرانی توسط می‌شوند؟ ❣️1️⃣ خانم دکتر طوبی کرمانی متاسفانه در 22 شهریور 99 و در سن 73 سالگی دعوت حق را لبیک گفتند. ایشان دارای فوق دکترای فلسفه تطبیقی و کلام از دانشگاه کالیفرنیای آمریکا بودند و بر خلاف برخی‌ها که با تحصیل در آمریکا یا اروپا غربزده و مخالف اسلام می‌شوند با پذیرش دبیرکل اتحادیه جهانی زنان مسلمان، منادی وحدت درجهان اسلام بوده است. از جمله آثار علمی و فرهنگی ایشان، تألیف بیش از 60 مقاله و تصنیف 12 کتاب علمی و اجتماعی و شرکت در بیش از 80 کنگره ملی و بین‌المللی در داخل و خارج کشور است. دکتر کرمانی استاد فلسفه دانشکده الهیات دانشگاه تهران و اولین زن فوق دکترای فلسفه در ایران است. ❣️2️⃣ خانم دکتر مریم کوچکی‌نژاد فارغ‌التحصیل دانشگاه شریف و استاد دانشگاه نورث وسترن آمریکا و یکی از 40 استاد برتر دنیا در رشته مدیریت است. ❣️3️⃣ دکتر طناز بحری، دکتر نخبه ایرانی و رئیس کلینیک هماتولوژی بیمارستان آراسموس روتردام هلند که حقوق 10 هزار یورویی را رها کرد و به ایران آمد. 🔹اینکه چرا وجود چنین زنان موفقی نزد فمینیست‌ها، برجسته نشده است به این دلیل است که ایشان خاری در چشم فمینیست‌های مدعی حقوق زنان بوده و با حجاب خود و با دفاع از مکتب اهل بیت، مورد سانسور رسانه‌ای آنها قرار گرفته‌اند. 🔹زن موفق از نظر فمینیست‌های ایرانی، زنی است که برهنه و هرزه باشد و آرزویش این باشد که شبیه مردان شود و با کانون خانواده مبارزه نماید. لذا در نزد فمینیست‌ها، زنی که تحصیلکرده و باحجاب باشد، به محاق سانسور رفته و دیده نمی‌شود. اما اگر یک زن هرزه، روسری خود را روی چوب بگیرد، همه فمینیست‌ها و پادوهای غربزده و لمپن مثل علینژاد و... فریاد دفاع از حقوق زن سر می‌دهند. 🔹و اینگونه هست که فمینست‌های ایرانی، رسوا شده‌اند و حنای آنها رنگی ندارد و کذب بودنِ ادعایشان در دفاع از حقوق زن، فاش شده است. 🔹آری! فمینیست ایرانی، یک دنباله‌رو و مترسک نظام سلطه است تا زن ایرانی را از خانواده جدا کند و با فاسد کردن زنان، جامعه ایرانی را نابود و کشور را در اختیار دشمن قرار دهد. ✍ http://eitaa.com/Bidarb_a_s_h
♥️🍃♥️🍃♥️🍃♥️🍃♥️🍃♥️🍃♥️🍃♥️🍃♥️🍃♥️🍃♥️🍃♥️🍃♥️🍃♥️🍃♥️🍃♥️🍃 به ساعتم نگاه کردم یک ساعت مونده بود به اذان مغرب! بازهم یک حس عجیب منو هدایتم میکرد به سمت مسجد محله ی قدیمی! نشستن روی اون نیمکت و دیدن طلبه ی جوون و دارو دسته اش برای مدتی منو از این برزخی که گرفتارش بودم رها میکرد. با کامران خداحافظی کردم و در مقابل اصرارش به دعوت شام گفتم باید یک جای مهم برم و فردا ناهار میتونم باهاش باشم. اونهم با خوشحالی قبول کرد و منو تا مترو رسوند. دوباره رفتم به سمت محله ی قدیمی و میدان همیشگی. کمی دیر رسیدم. اذان رو گفته بودند و خبری ازتجمع مردم جلوی حیاط مسجد نبود. دریافتم که در داخل ، مشغول اقامه ی نماز هستند. یک بدشانسی دیگه هم آوردم. روی نیمکت همیشگی ام یک خانوم بهمراه دو تا دختربچه نشسته بودند و بستنی میخوردند. جوری به اون نیمکت وآدمهاش نگاه میکردم که گویی اون سه نفر غاصب دارایی های مهمم بودند. اونشب خیلی میدون و خیابانهاش شلوغ بود. شاید بخاطر اینکه پنج شنبه شب بود. کمی در خیابان مسجد قدم زدم تا نیمکتم خالی شه ولی انگار قرار نبود امشب اون نیمکت برای من باشه. چون به محض خالی شدنش گروه دیگری روش می نشستند. دلم آشوب بود. یک حسی بهم میگفت خدا از دستم اوتقدر عصبانیه که حتی نمیخواد من به گنبد ومناره های خونه ش نگاه کنم. وقتی به این محل میرسیدم از خودم متنفر میشدم. آرزو میکردم اینی نباشم که هستم. صدای زیبا و ارامش بخش یک سخنران از حیاط مسجد به گوشم رسید. سخنران درباره ی اهمیت عفاف در قرآن و اسلام صحبت میکرد. پوزخند تلخی زدم و رو به آسمون گفتم : عجب! پس امشب میخوای ادبم کنی و توضیح بدی چرا لیاقت نشستن رو اون نیمکت و نداشتم؟! بخاطر همین چندتا زلف و شکل و قیافه ام؟! یا بخاطر سواستفاده از پسرهای دورو برم؟ سخنران حرفهای خیلی زیبایی میزد. حجاب رو خیلی زیبا به تصویر میکشید. حرفهاش چقدر آشنا بود. او حجاب را از منظر اخلاق بازگو میکرد و ازهمه بدتر اینکه چندجا دست روی نقطه ضعف من گذاشت و اسم حضرت فاطمه رو آورد. تا اسم این خانوم میومد چنان شرمی هیبتم رو فرا میگرفت که نمیتونستم نفس بکشم. از شرم اسم خانوم اشکم روونه شد. به خودم که اومدم دیدم درست کنار حیاط مسجد ایستادم. اون هم خیره به بلندگوی بزرگی که روی یک میله بلند وصل شده بود ، که یک دفعه صدای محجوب وآسمانی از پشت سرم شنیدم : قبول باشه بزرگوار! چرا تشریف نمیبرید داخل بین خانمها ؟! من که حسابی جا خورده بودم سرم رو به سمت صدا برگردوندم ودر کمال ناباوری همون طلبه ی جوون رو مقابلم دیدم.!!!!! ادامه دارد ... ✍ http://eitaa.com/Bidarb_a_s_h
🔹 | آیت الله حائری شیرازی(ره) : ⭕️ عمر ما می گذرد و دیر یا زود به صف گذشتگان می پیوندیم و این، زندگی بزرگ ماست. من چیزی مهمتر از این مطلب نداشتم که به شما بگویم. 👈 حیات این نیست که امروز داریم و اینها مشکلاتی نیست که با آن دست به گریبان هستیم. رنج این نیست که امروز می کشیم و تلخی این نیست که امروز می چشیم. دشواری این نیست که ما می بینیم و عمر هم این نیست که ما می گذرانیم.... ⭕️ اگر است ، "تلخی پس از مرگ" است و اگر رنجی هست، رنج آنجاست و اگر لذتی هم انسان بچشد، لذت این جهانی، لذت نیست، "بلکه لذت آنجاست". چرا هنگامی که چاره از دست رفت، انسان متوجه مسئله شود؟ مسئله ای به این مهمی را چرا هنگامی بفهمیم که نتوانیم حل کنیم؟ نشده ، میشود کاری کرد http://eitaa.com/Bidarb_a_s_h
| تازه وارد خوابگاه کوی دانشگاه تهران شده بودم، احساس غربت می‌کردم. شب اول رجب بود و شنیدم که مسجد کوی، برنامه دارد ، ناخودآگاه به راه افتادم . . . مسجد پر بود از دانشجو ، پر بود از شور و اشک و حال خوب . . . آن شب ، منِ تازه وارد، اولین بار بود که از بچه‌ها اسم آقا را می‌شنیدم؛ امام جماعت محبوب کوی... که خاطرات آن شب و خیلی دیگر از شب‌های قدر و عزاداری‌های ما دانشجوها، با صدای پر سوز آن روزهای اوهمراه بود... روزگار گذشت و شنیدم از رنگ عوض کردن انسانها... خواندم از تاریخ ...!! از انسان‌هایی که در فتنه‌ها غربال شدند ...!! از سرگذشت‌های سرخی که سیاه شدند و از مؤمنانی که رو سیاه ...!! خواندم از سرنوشت پیرمردانی که در دام آقا زاده‌هایشان ، گرفتار آمدند و "سیف الاسلام" هایی که رنگ عوض کردند. می‌دانستم ، خوب می‌دانستم که فتنه‌ها غربال می‌کنند؛ اما باور نمی‌کردم روزی استاد اخلاق و عرفان هم در این دام گرفتار آید !!! هر چند زیاد شنیده بودم ؛ اما شنیدن کِی بود مانند دیدن!! چطور می‌شود که با لباس دین و با عبا و قبا و عمامه‌ی پیامبر ، عاقبت، یک که برای موشکهای دشمن آدرس بوده و برای سردار دل‌ها ، نقشه راه ، شهید خطاب کنی!! ! راستی چطور می‌شود کسی که به اعتراف خودش آتش بیار معرکه‌ای بوده که ده‌ها کشته داشته و برای تحریم اقتصادی این ملت ، به دشمن ، گرا می‌داده ، برایتان شهید می‌شود!!! !!! به خاطر داری بعد از شهادت شهید سر جدا ( عزیزمان) ، همین فردی که شما ادعای شهادتش را دارید و رسانه‌ی وی چگونه محسن محبوب یک ملت را استهزاء می‌کرد؟!! راستی خیلی دوست دارم نظرتان را راجع به سردار دلها هم بدانم!! راجع به سردار و وصیت‌های جانانه‌ا‌ش: "والله والله والله از مهمترین شئون عاقبت به خیری، رابطه قلبی و دلی و حقیقی ما با این حکیمی است که امروز سکان انقلاب را به دست دارد. در قیامت خواهیم دید، مهمترین محور محاسبه این است." استاد دیروزها! با تمام احترامی که امروز صرفا برای لباس شما قائلم ، معتقدم کسی که را می‌داند و آن‌گونه بر "سیدی" که شهدای این انقلاب ، گواه حقانیتش بوده‌اند ، می‌تازد ، درجه‌ای از و درک را دارا نمی‌باشد که بخواهم با زبان استدلال سخنی بگویم!!! امام جماعت دیروز‌هایم! تاریخ پر است از سر گذشت تلخ که با طناب پوسیده ، به چاه افتاده‌اند.. وای خدای من.... دو باره شیخ علی تهرانی و کتاب اخلاق و در نهایت سقوط... پدرم می‌گفت؛ چندین بار شاهد انتحارش بوده است ... این تذهبون؟ کجا چنین شتابان . . . تاریخ انقلاب نشان داده ؛ درب خانه‌ی هر عالمی به روی نامحرمان انقلاب باز شد، فردایش شاهد پیاده کردنش از ... "مکر دنیا نکند ختمِ به خیرت نکند بر حذر باش که تصمیم بد ، زبیرت نکند" راستی یادتان هست زمان رضا خان، آیت الله بافقی را که مانع ورود زن و دختران بی‌حجاب شاه به حرم حضرت معصومه (س) شده بود؟ رضاخان، او را دمر روی زمین خواباند و با چکمه به حسابش رسید!! حالا این چه استبداد رائی است در این نظام که امثال شما و و... راست راست راه می‌روند و به شخص اول مملکت می‌تازند و آب از آب آرامشتان هم بهم نمی‌خورَد!!! http://eitaa.com/Bidarb_a_s_h
🌟دختر علم و کمال مادر صبر و رضاست 🌺يک حسن و يک حسين يک علي مرتضي است 🌟فاطمه ي دومي در بغل مصطفي است 🌺هر سخنش يا حسين هر نفسش يا اخاست 🌟دختر زهراست اين ، زينب کبراست اين 🌺 (س) و روز 💫 💐💫 ✍ http://eitaa.com/Bidarb_a_s_h
💢 هنوز می شود به فدای تو شدن را فریاد زد. _زینب سلام الله علیها 🌸 http://eitaa.com/Bidarb_a_s_h
هدایت شده از KHAMENEI.IR
30.85M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 ببینید | فیلم کامل سخنرانی تلویزیونی رهبر انقلاب به‌مناسبت سالروز ولادت حضرت زینب کبری سلام‌الله‌علیها و روز پرستار. ۹۹/۹/۳۰ 💻 @Khamenei_ir
| 📌 امیرالمؤمنین ع فرمود: زبیر با ما بود، از ما اهل‌بیت بود. واقعاً هم همین جور بود. میدانید بعد از رحلت پیغمبر، در مسجد، در پای منبر خلیفه‌ی اول - جناب ابوبکر - حدود ده نفر از صحابه بلند شدند و صریحاً از امیرالمؤمنین دفاع کردند؛ گفتند اینجائی که شما نشسته‌ای، حق علی بن ‌ابی طالب است. یکی از آن ده نفر، زبیر بود! زبیر، رفیق دوران عشرت نبود؛ رفیق دوران محنت بود. امیرالمؤمنین فرمود: زبیر همواره با ما بود، «حتّی شبّ ابنه عبدالله»؛ (شرح نهج‌البلاغه ابن‌ابی الحدید، ج ۲، ص ۱۶۷) تا پسرش عبدالله بزرگ شد، آمد توی عرصه، در تصمیم‌گیریها دخالت کرد؛ آن وقت او عوض شد. زبیر همانی شد که آمد در مقابل امیرالمؤمنین شمشیر کشید! گاهی اوقات یک رخنه‌ی کوچک در درون خانواده، یک چنین اثر بسیار مهمی میگذارد. لذا باید جلوی این رخنه را گرفت. 90/10/7 http://eitaa.com/Bidarb_a_s_h
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا