ʙɪᴛ ᴀᴋʜᴀʀ|بیتآخر
–
منهرگزکسیرااززندگیامحذفنکردم؛
همهیآنهادرحادثهیاعتمادمردند.
ʙɪᴛ ᴀᴋʜᴀʀ|بیتآخر
–
–اینکهبعضیآدمابراتدیگه
مثلقبلنمیشنبخاطرضربهایهکه
خودشونبهجایگاهیکهداشتنزدن..
ʙɪᴛ ᴀᴋʜᴀʀ|بیتآخر
–
–گاهیفقطیکلحظهیکرفتارکافیست
تانگاهتبرایهمیشهبهیکنفرتغییرکند ..
ʙɪᴛ ᴀᴋʜᴀʀ|بیتآخر
–
–فراموششکنعزیزم،بیشکاگه
دوستتداشتاینهمهازتبیخبرنبود. . .
ʙɪᴛ ᴀᴋʜᴀʀ|بیتآخر
–
–اینواقعیترودرنظربگیرکه
شایدخدااوندروبست؛
چونمیدونست
تولیاقتتخیلیبیشتره!