Blue².
کاش پروانهای بودم که عمرش به دقیقه نمیکشید . کاش ماهیای قرمز بودم که در لحظهای تمام خاطرات را ب
دیده به گیتی که میگشاییم، آمال میخرامد در دهلیزها، گونه سرخ است به نشاط، تبسم عریان است در مه افروختن.
گیوه را که جامه میکنیم بر پا، قدم میگذاریم میان تیغزار وجود، هر لمحه تر میشود بر جوهر چشمانمان. امید فنا میشود، جگر حجلهٔ بخت از تن میراند و جامهٔ هم میکند .
نهال ِقامت که سرو شد، اندوه در را میکوبد . به خوش آمدش میروم، پهلویم مینشیند و تیمارم میکند . شال و کلاه که میکند، لب به گلایه میگشایم.
شکوهاش میکنم که آمدی، عادتم دادی و جگربستهام کردی. کنون، بسوزانی تا بسازم ؟ عمری به سحر لالایی میخواندی مرا و دیده بر رقصت باز کردم. چه اوقات هجران است ؟
غم از بدو، شانه به شانهٔمان بر مبدأ هستی میگرید، نوپا میشویم، قد میکشیم، عاشق میشویم، پیر درع میشویم و آنگاه خاک بر آغوش میکشد ما را .
زندگانی ابداً در هدف جای نمیگیرد؛ انس با غم است، عشق به دمع است و هجر ِفراق .
#خودنویس
هدایت شده از نیاز؛
نیاز | Niaz_r@دلتنگِمشهد..mp3
زمان:
حجم:
2.7M
ـ من ملک بودم ولی جایم در این فردوس بود،
عشقت آدم را چنین در اشتباه انداخته ..
برای زهرایِ قشنگم ♥️.