او خسته بود. نگران بود و مضطرب. اما ادامه میداد، برای رسیدن. ادامه دادن، رسالت او بود.
هدایت شده از ” رز آبی💙.
دلم از این چتای ۱۲ تا ۵ صبح میخواد؛ پر از هیجان، پر ذوق، نیش باز و تپش قلب.