دستت را به من بده
نترس..!
با هم خواهیم پَرید.
من از روی رویاهایی که رو به باد وُ
تو از روی بوتههایی که باران پَرَست.
امید و علاقهی من از تو،
اندوه و اضطرابِ تو از من.
واژهها، کتابها و ترانههای من از تو،
سکوت، هراس و تنهایی تو از من.
حضور، حیات و حوصلهی من از تو،
تَراخُم، تشنگی و کسالتِ تو از من.
هلهله، حروف، هر چه هستِ من از تو،
درد، بلا و بیکسیهای تو از من.!
"سیدعلی صالحی"
به گردم حلقه می بندند یاران و نمی دانند
که من چون شمع هرشب بر زوال خویش» میگریم!