زمان:
حجم:
262.7K
مارا جنون مستی دائم نوشته اند
دیوانگان حضرت قاسم نوشته اند
بُکٰاء | Boka
عه ما😂:
کاش میتونستم همه اونایی که فکر میکنن هیئت یه جای صرفا محزونه و هیچ چیزی جز غم نداره رو چند ساعت قبل از هیئت و چند ساعت بعد از هیئت توی جمع بچه هیئتیا بیارم!
شک ندارم که نظرشون عوض میشه :)
هدایت شده از محبین
به قول شیخ شوشتری که میفرمودن ؛
شما فکر میکنید مصیبت، خوردن تیر
به حلقوم حضرت علی اصغر است؟
اصلِ مصیبت طفل به میدان آوردن است ...
@ir_mohebin
هدایت شده از خونه؟
وَ فیهِ نَامَتِ الدُّنیا فی گَهوارَةِ غُربَتِه...
رباب، روزِ تولدش آرام میگفت:
حسین، عصای پیریمان میشود، این اصغر و در گوشه لبش لبخند نشسته بود. نه میدانست کوچهپسکوچههای کربلا چقدر کوتاهاند نه فکرش به نیزهای میرفت که قدِ گهوارهای را میگیرد.
چند قدم مانده بود به قتلگاه که حسین ایستاد. برای طلبِ قطرهای آب، برای کودکی که هنوز دندان نداشت و تشنگیاش، دل همهی اهل خیمه را خون کرده بود. گفتند: شمشیر نمیفهمد کودک و بزرگ را. برایشان فرقی نمیکرد شش ماهه باشد، یا سه ساله. رباب با حال اضطراب سر به شانهٔ خیمه گذاشت و روبه میدان کرد و گفت: دم خیمه میمونم چشم به راهت، نشد شیرت بدم سیرت کنم مادر حلالم کن، تا برگردی مرتب میکنم رخت و لباساتو، دعا کردم صحیح و سالم از میدون بیایی.
تیر که از دل قنداقه گذشت و حسین، خون را به آسمان پاشید، کسی نفهمید آسمان چرا سرخ شد و چرا زمین بیبرکت.
رباب از بالای بلندی میگفت: دارم با دلهره میبینم از اینجا تو میدونو، چیه تو دستای بابات میپاشه تو آسمون اونو. نمیدونم چرا بابات مسیره و اشتباه میره، بگو برگرده داره پشت خیمه ها میره.
سلام بر آن بغضِ کوچکِ سربسته، که هیچوقت بابا نگفت...
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حنابندانِ قاسم شد قبولم کن به قربانی ...
گروه تخصصی نینواUntitled-05.mp3
زمان:
حجم:
7.2M
ایجوون لیلا ، پهلوون لیلا...
رحمی به چشمای ترم ، *احسانلطفی*4_5877316729125738500.mp3
زمان:
حجم:
12.9M
تو لحظه های اخرم ، بیا بالا سرم³³³