- کتابخورِ گلگلی.
- راستییی، یه پسره تو فامیلمون خودکشی کرد.
+عههه
- ....(جزئیاتی که اونقدرا جالب نیستن*)
+ چرا حالا؟
- قرص افسردگی میخورده بعد قطعش کرده
+ وای حالا که گفتی منم پسر دوست مامانم، نخبه بوده و... خوابش نمیبُرده، روانشناس بهش قرص میده. وقتی قطعش میکنه، خودشو حلقآویز میکنه.
(باحالتِ زاری*)
- حانیههه
+ چیه؟
- اگه منم مصرفِ قرصهامو قطع کنم، خودکشی میکنم؟
(چشمهاش گشاد میشن*)
+ چ-؟ مگه قرص میخوری تو؟ چه قرصی؟
(خیلی جدی میگم*)
- آهن.
(کیفشو پرت میکنه طرفم*)
+ زنیکه روانی...
- کتابخورِ گلگلی.
- راستییی، یه پسره تو فامیلمون خودکشی کرد. +عههه - ....(جزئیاتی که اونقدرا جالب نیستن*) + چرا حالا؟
چون باید یچیزی از اون روزِ پرفکت میموند*
من واقعا روانیِ خیابون انقلابم. با اون دختره که همیشه روزام ُپرفکت میکنه البته*