بچه که بودم خیال میکردم همه چیز مال من است، دنیا را آفریدهاند که من سرم گرم باشد، آسمان، زمین، پدر، مادر، درختها، اسبها، کالسکهها و حتا آن گنجشکها برای سرگرمی من به وجود آمدهاند. بعدها یکییکی همه چیز را ازم گرفتند. مایعی در رگهام جاری بود که میگفت این مال شما نیست، راحت باشید. پسری که عاشق کبوترها و خرگوشها بود، خودش را به درختی دار زد. چرا؟ مادر گفت بماند برای بعد. کاش تولد من هم میماند برای بعد، به کجای دنیا بر میخورد؟
سال بلوا
#تیکه_کتاب
, @Book_Play 📓
Khodsakhte4_5981047671157166258.mp3
زمان:
حجم:
27.3M
خلاصه کتاب برتری خفیف
#کتابجیبی
, @Book_Play 📓
اکثر درگیریها ، پیشداوریها و دشمنیهای این دنیا از زبان منشأ میگیرد.
تو خودت باش و به کلمهها زیادی بها نده.
در دیار عشق، زبان حکم نمیراند.
عاشق بی زبان است.
#کلامی_از_جان
, @Book_Play 📓
ما همگی در چرخهی باطلِ «خواستن، به دست آوردن و سپس بیشتر خواستن»، گرفتاریم...!
-آرتور شوپنهاور
#تیکه_کتاب
, @Book_Play 📓
" قاعده ۲۱ از شمس تبریزی "
قاعده ۲۱ از چهل قاعده شمس تبریزی به ما یادآوری میکند که هر فرد ویژگیها و صفات خاص خود را دارد. اگر خدا میخواست همه انسانها یکسان باشند، بدون شک آنها را مشابه یکدیگر خلق میکرد. این قاعده بر این نکته تأکید دارد که باید تفاوتها را ارج نهیم و آنها را به عنوان جزئی از نظم الهی پذیرا باشیم.
#قاعده_شمس_تبریزی
, @Book_Play 📓
گویی کتاب بود. کتابی کیمیا بود. کتابی که در هر کتابخانه ای نبود کتابی که هرکس توانایی خواندنش را نداشت. کتابی در کتابخانه ای قدیمی،خاک خورده و باارزش .. خاک ها را کنار زدم "غریبه ای آشنا" نامش برازنده اش بود زیرا همان گونه که غریب بود آشنا بود او کتاب بود و منم عاشق کتاب این گونه بود که در میان ورق هایش گم شدم. کتابی گمشده زدستانم بودی خط به خطت را سرودم زحال گویی من بودم گمشده ای در میان ورق هایت..
#دلی
, @Book_Play 📓