#صبحتبخیرمولایمن
▪️سلام شهسوار زهرایی،
مهدی جان
گل را آب میدهند تا
عطرافشانی کند،
زندگی بخشد
و امید بیافریند ...
آخر یاس معطر پیامبر را
با سیلی نامحرمان چکار ؟
بازآی ای امید غریبان تنها ...
بازآی و با گامهای حیدریات
لرزه بر
شبنشینان سقیفه بیفکن▪️
#الّلهُـمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَـــالْفَـــرَج
➯@Bshmk33
#صبحتبخیرمولایمن
🏝#جمعه روز خوب شماست...
روزِ بیشتر پناه گرفتن
در سایهی امن نگاه مهربان شما...
روزِ بیشتر دل سپردن
به امواج آرام
و روشن یاد شما...
روزِ صیقل دادن آیینهی جان
با نام زیبا و بهشتی شما...
جمعه روزِ بیشتر
چشم بهراه بودن است....
واینک جمعهی دیگری
از راه رسید
و من باز هم
با قلبی مالامال اشتیاق دیدارت
در پیچ جاده
چشم به راه ایستادهام...
یا ایها العزیز،
مسنا و اهلنا الضر...
#الّلهُـمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَـــالْفَـــرَج
# صبحتون مهدوی
➯@Bshmk33
7.17M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماه دل آرا بیا
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#امام_زمان
#جمعه_های_انتظار
➯@Bshmk33
🍃💐°🍃💐°🍃💐°🍃💐°
°💐🍃💐
🍃💐
💐°
【 تـوسـل روز #جمـعـه 】
✨بِسْـمِ ٱللهِ ٱلْرَّحْمٰـنِ الْرَّحیـمْ✨
🍃🌸یا وَصِىَّ الْحَسَـنِ وَالْخَلَفَ الْحُجَّةَ
اَیُّهَـا الْقائِـمُ الْمُنْتَظَـرُ الْمَهْـدِىُّ
یَابْنَ رَسُـولِ اللهِ
یا حُجَّـةَ اللهِ عَلى خَلْقِـهِ
یا سَیِّـدَنـا وَ مَـوْلانـا
اِنّـا تَوَجَّهْنـا وَاسْتَشْفَعْنـا
وَ تَوَسَّلْنـا بِکَ اِلَى اللهِ
وَ قَـدَّمْنـاکَ بَیْـنَ یَـدَىْ حاجاتِنـا
یا وَجیهـاً عِنْـدَاللهِ اِشْفَـعْ لَنا عِنْـدَالله
💐
🍃💐
°💐🍃💐
🍃💐°🍃💐°🍃💐°🍃💐°
➯@Bshmk33
🔆چاهى وحشتناك در راه مكه
مهدى عباسى (سومين خليفه عباسى ) سالى با همراهان از بغداد عازم مكه براى انجام مناسك حج شد وقتى كه به بيابان ريگستان ((فتق العبادى ))(در شمال عربستان ) رسيدند، آبشان تمام شده بود و شدت گرما و تشنگى آنها را درمانده كرده بود به گونه اى كه بعضى صدا به گريه بلند كردند.
مهدى دستور داد در همان بيابان چاهى حفر كنند، كارگرها با شتاب مشغول كندن چاه شدند، وقتى كه به نزديك قرارگاه (آب ) رسيدند، بادى از چاه آنها را فرا گرفت ، آنها از ترس بيرون آمدند، على بن يقطين در آنجا حاضر بود، براى دو نفر مزد زياد تعيين كرد، آنها حاضر شدند كه چاه را حفر كنند تا به آب برسد.
آنها وارد چاه شدند ولى به سرنوشت كارگران اول دچار شده و وحشت زده از چاه بيرون آمدند در حالى كه رنگشان پريده بود.
على بن يقطين از آنها پرسيد: چه خبر؟
آنها گفتند: ما در درون چاه ، اثاثيه خانه و جسد چند مرد و زن را ديديم ، همين كه به چيزى از جسد آنها اشاره مى كرديم (بر اثر پوسيدگى ) مثل پودر مى شد و در هوا منتشر مى گشت .
مهدى عباسى از علت اين موضوع از حاضران پرسيد: هيچ كس نتوانست جواب بدهد.
تا اين كه امام كاظم (عليه السلام) (كه به حج مى رفت و در آنجا حاضر شده بود) فرمود: اين جسدها، مربوط به اصحاب احقاف (قوم عاد) هست كه خداوند بر آنها (به خاطر گناهانشان ) غضب كرد و آنها و خانه و اموالشان را در اين سرزمين (ريگستان ) فرو برد.
📚عاقبت و كيفر گناهكاران، سيد جواد رضوى
➯@Bshmk33
🕋 خانه ی خدا 🕋
❣به حضرت داوود وحی آمد که : ای داوود خانه ای برای من پاکیزه کن تا بدان خانه آیم .
🌸داوود گفت : بار خدایا کدام جا و چه خانه ای گنجایش تو را دارد ؟ که عظمت و جلال تو را شاید ؟
❣ندا آمد : آن خانه دل بنده مومن است .
گفت خداوندا چگونه آنرا پاکیزه کنم و پاک گردانم ؟
❣پاسخ شنید : عشق در او بزن
....تا هر چه به ما نسبت ندارد سوخته گردد . ای داوود از آن پس اگر سرگشته ای در راه طلب ما بینی آنجا نشان ده که بارگاه ما آنجاست .
📗کشف الاسرار
➯@Bshmk33
🌱 علامـه حسـن زاده(ره):
• من یکی از کلمات علامـه طباطبایی(ره)
را که جمله ای بسیار بلند است
یادآور میشوم:
• ما کاری مهمتر از خود سازی نداریم.
📚کتاب در آسمان معرفت،
حسن زاده آملی، ص۴۶
#علامه_حسن_زاده
#علامه_طباطبایی
#زندگی_ناب
#علم_ناب
➯@Bshmk33
🔆كيفر اهانت به پيامبر (صلى الله عليه و آله )
يكى از پسران ابولهب ، ((عتبه )) نام داشت كه مانند پدرش لجوج بود و همواره با پيامبر ستيز مى كرد و به آن حضرت آزار مى رسانيد. هنگامى كه سوره ((والنجم )) نازل شد، او گفت : من اين سوره را قبول ندارم و ((و با مسخره توهين آميزى ، مساءله معراج پيامبر را كه در اين سوره آمده ، انكار مى كرد)).
پيامبر (صلى الله عليه و آله ) با سوز دل در مورد او چنين نفرين كرد: خدايا يكى از درندگان خود را بر او مسلط گردان .
طولى نكشيد كه او در يكى از سفرهاى تجارتى شام ، همراه كاروان به سوى شام رفت ، شيرى به طرف كاروان آمد، عتبه تا آن شير را ديد لرزه بر اندامش افتاد و ترس و وحشت عظيمى ، سراسر وجود او را فرا گرفت .
حاضران به او گفتند: ما كه اينجا هستيم پس چرا اين گونه مى ترسى ؟!
عتبه گفت : محمد بر من نفرين كرده ، سوگند به خدا آسمان بر شخصى راستگوتر از محمد سايه نيفكنده است .
حاضران كالاى تجارتى خود را در اطراف عتبه چيدند تا او در ميان كالاها محفوظ بماند ولى شير به سررسيد و بالاى كالاها رفت تا با چنگال خود، عتبه را در ميان كالاها بكشد كه عتبه از ترس و وحشت به هلاكت رسيد
📚عاقبت و كيفر گناهكاران، سيد جواد رضوى
➯@Bshmk33